احساس غریب قربت
در کشته شدن حسین(ع) حرارتی است...

احساس غریب قربت

نویسنده : h-hidarpoor

سکانس اول:

رژ و ریمل و  سرمه و لاک‌های رنگ و وارنگ را جمع می‌کند و می‌گذارد داخل صندوقچه کوچک دستی. شال مشکی‌اش را در می‌آورد و می‌گذارد دم دستش. ست مشکی‌اش را جور می‌کند و می‌زند به خیابان، به دسته، به عزاداری. شیرهای نذری‌اش را پخش می‌کند برای «شیرمردان» کربلا. هر سال 10 شب اول محرم نذر دارد، نذر حسین (علیه السلام)

 

سکانس دوم:

هرچه CD  و فیلم و پوستر است را می‌کَنَد و می‌گذارد داخل کشوی میز قدیمی. فلش‌ها را فرمت می‌کند و به دوستش سفارش CD  می‌دهد؛ شور. فلش را هم می‌برد به ویدئو کلوپ سرکوچه و پر می‌کند، 8 گیگ، روضه و شور! باندها را هم چند باری چک می‌کند، درست است. می‌زند به خیابان، به دسته، به عزاداری، ولوم را بالا می‌دهد و شیشه‌ها را هم... روی شیشه جلوی ماشین، برگه‌ای می‌چسباند، صلواتی، نذر حسین علیهم السلام، نذر هرسالش است.

 

سکانس سوم:

جا سیگاری و قلیان ملیان! و دم دستگاه را جمع می‌کند و می‌گذارد توی گنجه. گنجه را می‌برد زیر زمین، جایی که ضبط قدیمی‌اش را از آن‌جا بیرون می‌آورد، نوار همیشگی داخلش است و دکمه پلی را می‌زند ... «ای اهل حرم میر و علمدار نیامد، علمدار نیامد، علمدار نیامد...» و بعد یک «یا حسین» ، بند دوم را اما خودش می‌خواند «سقای حسین، سید و سالار نیامد، علمدار نیامد، علمدار نیامد...» و «حاء یا حسین» را عطش ناک می‌گوید. همه اهل محل می‌شناسندش، فقط تاسوعا عاشورا، آن هم فقط به عشق خود آقا ابوالفضل. می‌گوید آقا ابوالفضایل است. می‌آید اما داخل نمی‌شود، دم در حسینیه کفش‌ها را جفت می‌کند و تحویل می‌گیرد، نذر دارد، نذر عمو عباس...

 

اصل مطلب:

هزار و سیصد و هفتاد و اندی سال می‌گذرد از یک نیمروز عاشورایی؛ این همه سال خیلی آدم‌ها و مداح‌ها و سبک‌ها و CDها و نذری‌ها آمده‌اند و رفته‌اند، و فقط آن احساس عجیبی مانده که با محرم هرسال در وجودها گُر می‌گیرد و شال عزا می‌اندازد روی گردن‌ها و دست‌ها را می‌برد روی سینه‌ها...  همان احساس عجیب «کل ارض کربلا کل یوم عاشورا» ...

همان حرارتی که پیامبر (ص) حرفش را زده بود : «همانا در کشته شدن حسین حرارتی در دل‌های مومنان است که تا ابد سرد نمی‌شود.» و همین احساس غریب است که حسین را در این دنیای  بی‌آب و آبروی امروز کشتی نجات کرده است. احساس غریب قربت...

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٨/٢٢
٠
٠
همان احساس غریب قربت....متشکر مستر حیدرپور:(((((
ali007
ali007
٩٢/٠٨/٢٢
٠
٠
سپاس از شما:((((((((((
مهتاب
مهتاب
٩٢/٠٨/٢٢
٠
٠
کاش این حسو بتونیم بعد از محرم و صفر هم زنده نگه داریم....ممنون
saheb zaman
saheb zaman
٩٢/٠٨/٢٢
٠
٠
کـــــــــــاش...
admincheh
admincheh
٩٢/٠٨/٢٢
٠
٠
حرارتش می سوزونه لو،اما کاش این جرارت را تماما حفظ کنیم مثل همین الان که با صدای "سقای حرم.."دلم هُری می ریزد..
saheb zaman
saheb zaman
٩٢/٠٨/٢٢
٠
٠
سلام بزرگوار، خیلی زیبا بود، ممنون...
a-pooryousof
a-pooryousof
٩٢/٠٨/٢٢
٠
٠
خيلي زيبا بود
h-hidarpoor
h-hidarpoor
٩٢/٠٨/٢٣
٠
٠
سلام بزرگوار/ ممنون...
maede
maede
٩٢/٠٨/٢٢
٠
٠
پیامبر خیلی زیبا و بجا گفتن.واقعن این حرارته نه تنها سرد نمیشه بلکه بیشتر و بیشتر میشه.
mr_khas
mr_khas
٩٢/٠٨/٢٢
٠
٠
همانا در کشته شدن حسین حرارتی در دل‌های مومنان است که تا ابد سرد نمی‌شود...دوست دارم تا وقتی نفس بکشم که عاشق امام حسین (ع) هستم...هععیییی..... یا حسین جان...ممنونم از شما
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٨/٢٢
٠
٠
خیلی جالب بود...منم میشناسم از این آدما....تا محرم میشه انگار دوباره زنده میشن...ممنون :)
h-hidarpoor
h-hidarpoor
٩٢/٠٨/٢٣
٠
٠
سلام بزرگوار/ انشالله این زنده شدن برای همیشه باشد...
v-qavam
v-qavam
٩٢/٠٨/٢٣
٠
٠
اين محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٨/٢٣
٠
٠
امیدوارم این حسینی شدن موقت نباشه ...
h-hidarpoor
h-hidarpoor
٩٢/٠٨/٢٣
٠
٠
سلام بزرگوار شهید آوینی میگه : مپندار که تنها عاشوراییان را بدان بلا آزموده اند و لا غیر، صرحای بلا به وسعت همه تاریخ است ، ای دل ! چه می کنی؟ می مانی یا که می روی؟ .../ انشالله همیه حشینی باشید... التماس دعا
آبان
آبان
٩٢/٠٨/٢٣
٠
٠
همه عمر بر ندارم سر از این خمار و مستی که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی السلام علی الحسین و علی علی ابن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین (واقعا حس عجیبیه هر سال تازگی داره همیشه حرفی برای گفتن داره)
h-hidarpoor
h-hidarpoor
٩٢/٠٨/٢٣
٠
٠
سلام بزرگوار/ انشالله خود امام حسین (ع) جواب سلام تان را بدهد...
روشناوند-r_roshnavand
روشناوند-r_roshnavand
٩٢/٠٨/٢٣
٠
٠
سلام ... متشكرم ///«کل ارض کربلا کل یوم عاشورا»
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/٠٨/٢٣
٠
٠
محرم برای بیداری است، برای تلنگری بزرگ، همه ساعات عمر باید محرم باشد، تا خطا نکنیم،
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥