خستگی از زمین
کاش پرتگاهی بود...

خستگی از زمین

نویسنده : فائزه اعتمادی راد

دلم که از زمین می‌گیرد، در دلم می‌گویم کاش زمین پرتگاهی داشت!

نه به مانند ساختمان‌ها و بام‌های این حوالی، که به هنگام پرت شدن همه به تو زل بزنند و بخواهند از تصمیمت منصرف شوی، یا این‌که تصویرت را برای انتشار ثبت کنند!

بلکه دلم می‌خواهد بروم بر بام زمین، آن‌جا که مرز کروی بین زمین و فضاست و پرت کنم خودم را از آن‌جا تا حتی موجودات ساکن دیگر سیارات هم بدون سرزنش کردنم، فقط ببینند، خستگی از زمین چه حالی دارد!

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
faeze
faeze
٩٢/٠٨/٢٧
٠
١
ممنون فائزه جان خیلی خوب بود:)
mr_khas
mr_khas
٩٢/٠٨/٢٧
٠
٠
متن روانو خوبی بود ..من میگم ببینید خستگی از زمینی ها چه حالی دارد......
f_etemadi
f_etemadi
٩٢/٠٨/٢٧
٠
٠
خستگي از زمين مجازا به معني خستگي از زمينيانه 1 وگرنه زمين چه كار به ما داره...!
طلایه
طلایه
٩٢/٠٨/٢٧
٠
٠
اگرموجودات بیچاره ی سیارات دیگه هم خسته بشن باید جکار کنن
f_etemadi
f_etemadi
٩٢/٠٨/٢٧
٠
٠
اونا هم مث ما يه راهي واسه خودشون پيدا ميكنن!
mahdi-h
mahdi-h
٩٢/٠٨/٢٧
٠
٠
خستگی از زمین ... خیلی بده ادم هیچ راهی نداره جز همون پرتگاه
S_14
S_14
٩٢/٠٨/٢٧
٠
٠
من یکی خیلی وقته دلم رو این زمین زده ام پرتگاهی به قول شما نیست....زیبا بود تشکر
maede
maede
٩٢/٠٨/٢٨
٠
٠
واااای چه خوب کلن از کره زمین بری بیرون و کسیم بهت گیرنده و فقط نگاه کنه!ولی کاش میشد از زمین که خسته میشی خودتو پرت کنی تو آسمون...
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/٠٨/٢٨
٠
٠
چه جالب نوشتتو ن رو تصور کردم برای لحظه ای یاد کارتون مسافر کوچولو افتادم خخخخ
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٨/٢٨
٠
٠
خیلی ب این فکر کردم کاش یه جایی بود ک وقتی خسته ای و نمی خای کسی رو ببینی ، چند روزی رو بری اونجا . اما رفتن از کره زمین ...... خیلی خوب بود :) مرسی / ایشالا این حس هیچوقت نیاد سراغت! :)
f_etemadi
f_etemadi
٩٢/٠٨/٢٨
٠
٠
ممنون از حضورتون
admincheh
admincheh
٩٢/٠٨/٢٨
٠
٠
بیا زمینو برعکس بگیریم زمینا بیفتن ما بمونیم !خخ با فرض این که ما آسمونی هستیم:دی!
مهتاب
مهتاب
٩٢/٠٨/٢٨
٠
٠
اخییییییییی حالا چرا اینقد خسته شدین خوب(:
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٨/٢٨
٠
٠
واقعا همینطوره....منم خیلی دوست دارم بپرم پایین بلخره....ممنون :)
sh_shahab
sh_shahab
٩٢/٠٨/٢٨
٠
٠
من دوست ندارم از پرتگاه زمین خودمو پرت کم شما چطور
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٨/٢٨
٠
٠
چه جالب :)
ali007
ali007
٩٢/٠٨/٢٨
٠
٠
درسته بعضی اوقات همینطوره...........ممنون
r_ariats
r_ariats
٩٢/٠٩/٠٤
٠
٠
خدایی یه وقتایی آدم حس میکنه به اینجا تعلق نداره،دقیقا همون وقتایی که دلش از زمین(زمینی ها) میگیره!!اون موقع ست که دوست داره بپره!!!ممنون فائزه جان:)
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

همواره شک مهمان من است

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

نمی دانستم!

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تردید، تصمیم و تغییر

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

گوجه سبز

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تن‌های سرد

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
کار بزرگ پرسپولیس

نگاهی متفاوت به لیگ برتر ۹۵_۹۶

٩٥/١٢/٢٨
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یک جهان مقابل من

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

حجم نبودنت

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

شاه بی سپاه

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خرده‌شیشه‌های تردید

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

آیه های زمینی در تردیدهای ناگریز

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

غریبه ها

٩٦/٠١/٠٥
تبلیغات
تبلیغات