مادر واقعی بودن
یک درجه بالاتر از انسانیت

مادر واقعی بودن

نویسنده : amiralidoost

تمام احساسات آدمی راجمع کن و سنگین‌ترین آن غم شما را به یاد مادرت خواهد انداخت.

تمام انسان‌های دنیا را جمع کن و رازت را فقط به مادرت خواهی گفت.

برای تمام انسان‌های دنیا نازکن، کسی اهمیت نمی‌دهد و فقط عزیز مادرت خواهی بود.

تمام انسان‌های دنیا را جمع کن و عزیزتر از مادرت نخواهی یافت.

به تمام انسان‌های دنیا بدی کن، جبران می‌کنند، به جز مادر.

هیچ کس به تو ترحمی نمی‌کند و عشقی نخواهد داشت، مگرمادرت. دنبال انسان واقعی و انسانیت هستی و از مادرت که بهشت را زیر پای خود گذاشت غافلی، مادر واقعی بودن یک درجه از انسانیت بالاتر است.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/٠٩/٢٧
٠
٠
مادر واقعی بودن یک درجه از انسانیت بالاتر است. ممنون خیلی خیلی عالی بود
j_jeferson
j_jeferson
٩٢/٠٩/٢٧
٠
٠
قشنگه بود like++
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٢/٠٩/٢٧
٠
٠
برای همین ِ که بهشت زیر پای مامان هاست ممنون *:)
f_ghasemi
f_ghasemi
٩٢/٠٩/٢٧
٠
٠
خیلی قشنگ بود حقیقت بود . مرسی
سلما بانو
سلما بانو
٩٢/٠٩/٢٧
٠
٠
از وقتی که مادر شد مفهمیدم مادر بودن یعنی چی یعنی با تموم پست واستخونم درک کردم ....مرسی همیناس که گفتین
maede
maede
٩٢/٠٩/٢٧
٠
٠
"مادر واقعی بودن یک درجه از انسانیت بالاتر است"خیلی جمله خوبی بود.واقعن همینطوره.خدا همه مادرارو سالم و سلامت نگه داره:)
M_sanati
M_sanati
٩٢/٠٩/٢٨
٠
٠
بهشت زیر پای مادران است....مرسی زیبا بود و کاملا درست:)
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٢/٠٩/٢٨
٠
٠
مامان....
نوشا
نوشا
٩٢/٠٩/٢٨
٠
٠
الهی فدای مامانم بشم...:-)
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٩/٢٨
٠
٠
به بهشت نمیروم...اگر مادرم آنجا نباشد....ممنون :)
mr_khas
mr_khas
٩٢/٠٩/٢٨
٠
٠
بهشت زیر پای مادران هست جدا!!!!!!!!!!!!! واقعا هرچی بگم باز کم گفتم
Vania
Vania
٩٢/٠٩/٢٨
٠
٠
گر پادشاه عالمی...باز هم گدای مادری.. ممنون از شما..انشاءالله قدر پدر و مادرامونو بدونیم
faeze
faeze
٩٢/٠٩/٢٨
٠
٠
از مرگ نمی ترسم!تنها از این نگرانم که در شلوغی آن دنیا مادرم را پیدا نکنم!...ممنون:)
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٩/٢٨
٠
٠
خیلی قشنگ بود :)) مادرم دوستت دارم... || ممنونم.
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٢/٠٣
٠
٠
سلام:خیلی جالب بود متشکرم
پربازدیدتریـــن ها
دین داری سخت شده است

شهر زیبا

٩٥/١٠/٢٨
مزاج خود را اماده کنید!

این یک نوشته تند است

٩٥/١٠/٢٦
فاز سیگار

سیگارت بهمن / قسمت اول

٩٥/١٠/٣٠
همین نیرومند بودن را

من زن بودنم را دوست دارم

٩٥/١٠/٣٠
شعری سروده خودم

مثل تفنگ عاشقم که دست خودم نبود

٩٥/١٠/٢٨
خیالبافی های عاشقانه

آغوش بی مثالت در ذهن من نشسته

٩٥/١٠/٢٧
گاهی هوس می کنند بروند

همه چیز جدی می شود

٩٥/١٠/٣٠
ای کاش هر روز، روز آخر بود

روز آخر

٩٥/١٠/٢٦
آسمانی شدند

به مناسبت شهادت شیرمردان

٩٥/١١/٠٢
شعری سروده خودم

همچون «پلاسکو» میانِ دودها

٩٥/١١/٠٢
با همان لبخند همیشگی

عقب‌ تر بایست!

٩٥/١٠/٢٦
حال همه ما خوب است!

از شبکه های مجازی تا دانشگاه های مجازی

٩٥/١٠/٢٩
داستان کوتاه

رز آبی

٩٥/١٠/٢٦
شعری سروده خودم

او می آید

٩٥/١٠/٢٧
آری به روی کاغذهای سفید ذغال کاری شده.

نه به تلگرام!

٩٥/١٠/٣٠
لعنت به این زنگ دلهره آور

لعنت به اين تكرار

٩٥/١٠/٢٨
دست خالی و مشکلات مالی

فقر فرهنگی در سینمای آبغوره گیر

٩٥/١٠/٢٧
این داستان واقعی است

پاداش یک مرد پولدار

٩٥/١٠/٢٧
فراموش شان نکنیم

سوختن یا سوزاندن!؟

٩٥/١١/٠٢
پنجره ی آسمان را می گشایم

آسمان شکستنی نیست

٩٥/١٠/٢٩
تبلیغات
تبلیغات