صدای زنگ
اسیر آتش بی‌مسیولیتی

صدای زنگ

نویسنده : amiralidoost

آری؛ این صدای زنگی است که در گوش همه پیچیده است. روزی که برای همه یک آغاز است. روزی که برای اولین بار نوشتی، بابا. روزی که برای اولین بار نام مادرم را برکاغذ نوشتی.

شاید این زنگ برای شما آرام به صدا در آمده باشد و آرام، آن اولین صدا را فراموش کرده باشی. اما برای همه این فقط صدای یک زنگ نبوده. کسی که شاید این اولین و آخرین زنگ او باشد.

شاید آخرین زنگ زیبایی چهره معصومانه او؛ دخترکی که انتظار زنگ را می‌کشیدکه برای بازی به حیاط برود.

درکلاس انشا اسیر آتش بی‌مسیولیتی، مسئولان شد و بعد از صدای زنگ به بیمارستان رفت.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٢/٠٩/٢٣
٠
٠
چی غمگین ، طفلی دختره *:( واقعی بود ایا ؟؟؟
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/٠٩/٢٣
٠
٠
سلام ... احساسي را حس نكردم
mr_khas
mr_khas
٩٢/٠٩/٢٣
٠
٠
.....هـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــوم؟
f_ghasemi
f_ghasemi
٩٢/٠٩/٢٣
٠
٠
اوهوم....
mr_khas
mr_khas
٩٢/٠٩/٢٤
٠
٠
هـــــــــــــــــوووووووووووووووووووووووووووم
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/٠٩/٢٤
٠
٠
منم نفهمیم اولش فکر کردم زنگ مدرسه است ....
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٢/٠٩/٢٤
٠
٠
:(
n_houshiar
n_houshiar
٩٢/٠٩/٢٤
٠
٠
منکه نفهمیدم دختره چی شد؟
faeze
faeze
٩٢/٠٩/٢٤
٠
٠
اخی:(چه قدر غمناک بود:(ممنون غم و می شد توش حس کرد....
سهره
سهره
٩٢/٠٩/٢٤
٠
٠
میشه یکم توضیح بدید.....چرا آخه .......؟؟؟
ali007
ali007
٩٢/٠٩/٢٤
٠
٠
ممنون:((((((
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٩/٢٥
٠
٠
ههههییی....ممنون :(
پربازدیدتریـــن ها
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
می توانستم راه بهتری را انتخاب کنم

جنگ و درخت انجیر

٩٦/١٠/٢٤
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠
مراقب دل ها

یک استکان یاد خدا

٩٦/١١/٠١
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
و چون می‌گذرد غمی نیست

به گذر ثانیه ها محتاجم

٩٦/١٠/٢٤
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
من مرده ام

لالایی هق هق ها

٩٦/١١/٠١
ادب و مهربانی را فراموش نکنیم

تو يا شما؟ مسئله اين است!

٩٦/١١/٠١