شب هفتم محرم؛ بر آب هم مضایقه کردن کوفیان
شب حضرت علی اصغر(ع) و بسته شدن آب بر کاروان امام(ع)

شب هفتم محرم؛ بر آب هم مضایقه کردن کوفیان

نویسنده : سید مصطفی موسوی اصل

شب هفتم محرم | حضرت علی اصغر(ع) و بسته شدن آب بر کاروان امام (ع)

علی اصغر(ع) فرزند کوچک امام حسین(ع) و حضرت رباب دختر امرءالقیس است که با تیر سه شعبه حرمله بن کاهل اسدی به شهادت رسید. مصیبت علی اصغر(ع) برای حسین(ع) جان فرسا بود، چنان که گریست و به خداوند عرض کرد: خدایا خودت میان ما و این قوم داوری کن. آنان ما را فرا خواندند تا یاری کنند ولی برای کشتن ما کمر بسته‌اند. در این لحظه ندایی از آسمان رسید که: ای حسین(ع) در اندیشه اصغر(ع) مباش، هم اکنون دایه‌ای در بهشت برای شیر دادن به او آماده است. شب هفتم، شب رضاست، حسین(ع) بهترین الگوی پایداری و رضایت است. او پس از تحمل شهادت همه یاران و جوانانش کودک شیرخوار خود را به میدان آورد، هنگامی که علی اصغر نیز فدا شد بر قضای الهی گردن نهاد و خطاب به خداوند گفت: ای خدا چون تو این صحنه‌ها را می‌بینی تحمل این مصیبت‌ها بر من آسان می‌شود. 

 

کیفیت شهادت علی اصغر(ع) 

امام حسين عليه السلام نزد خواهرش ام كلثوم (زينب صغرى) آمد و به او فرمود: اى خواهر! ترا در مورد نگهدارى كودك شيرخوارم، سفارش مى‏كنم، زيرا او كودك شش ماهه است و مراقبت نياز دارد. ام‏كلثوم عرض كرد: برادرم، اين كودك سه روز است كه آب نياشاميده، از قوم براى او شربت آبى بگير. 

امام حسين عليه السلام على اصغرش را در آغوش گرفت و به سوى قوم رفت، خطاب به قوم فرمود، «شما برادر و فرزندان و يارانم را كشتيد، و از آن‌ها جز اين كودك باقى نمانده كه از شدت تشنگى مثل مرغ، دهان باز مى‏كند و مى‏بندد اين كودك كه گناه ندارد، نزد شما آورده‏ام تا به او آب بدهيد. «يا قوم ان لم ترحمونى فارحموا هذا الطفل ا ما ترونه كيف يتلظى عطشا» «اى قوم اگر به من رحم نمى‏كنيد به اين كودك رحم كنيد، آيا او را نمى‏بينيد كه چگونه از شدت و حرارت تشنگى، دهان را باز و بسته مى‏كند؟». 

هنوز سخن امام تمام نشده بود، به اشاره عمر سعد، حرمله بن كاهل اسدى گلوى نازك او را هدف تير سه شعبه‏اش قرار داد كه تير به گلو اصابت كرد«فذبح الطفل من الوريد، او من الاذن الى الاذن‏» «از شريان چپ تا شريان راست على اصغر بريده شد، و يا از گوش تا گوش او ذبح گرديد». 

مصيبت جگر سوز على اصغر به قدرى بر امام حسين عليه السلام سخت بود كه آن حضرت در حالى كه گريه مى‏كرد، به خدا متوجه شد و عرض كرد: «خدايا خودت بين ما و اين قوم، داورى كن، آن‌ها ما را دعوت كردند تا ما را يارى كنند، ولى به كشتن ما اقدام مى‏كنند». 

از جانب آسمان ندائى شنيد: 

«يا حسين دعه فان له مرضعا فى الجنه‏» «اى حسين در فكر اصغر نباش، هم اكنون دايه‏اى در بهشت براى شير دادن به او آماده است‏». 

اين ندا، نداى دلدارى به حسين عليه السلام بود، تا بتواند فاجعه غمبار مصيبت اصغر را تحمل كند. 

«اى كاش در روز عاشورا همه شما بوديد و مى‏ديديد كه چگونه براى كودكم طلب آب كردم، قوم به من رحم نكرد، و بجاى آب گوارا، كودكم را با تير (خون) ظلم سيراب كردند، اين حادثه آن چنان جان سوز و سخت و طاقت فرساست كه پايه‏هاى كوه‌هاى مكه را خراب كرد». 

 

صدای گریه‌اش بند آمده فکری به حالش کن 

اگر دادی به بابایش دهند دیگر حلالش کن 

اگر خود و زره با خود برای او نیاوردی 

برو فکری برای پوششی روی جمالش کن

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
m_sana
m_sana
٩٢/٠٨/١٩
٠
٠
صدای گریه اش بند آمده فکری به حالش کن... ممنون اجرتون با امام حسین(ع)
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٨/١٩
٠
٠
برو فکری برای پوششی روی جمالش کن...ممنون موسوی جان...التماس دعا دوستان :(((
mr_khas
mr_khas
٩٢/٠٨/١٩
٠
٠
واقعا دردناکه....مرسی جناب موسوی
z_ghasemi
z_ghasemi
٩٢/٠٨/١٩
٠
٠
ممنون واقعا درک کفار سخته یه نوزاد شش ماهه کشتن نداشت که
ali007
ali007
٩٢/٠٨/١٩
٠
٠
ممنون مستر موسوی:(((((((
maede
maede
٩٢/٠٨/١٩
٠
٠
لعنت خدا بر حرمله...چطوری دلشون میومده انقدر نامرد و پست باشن که امام حسین با اونا مدارا کرد ولی اونا به نوزاد6ماهه هم رحم نکردن....."روضه خوانها زیادی شلوغش می کنند،حرمله آنقدرها هم که میگویند تیرانداز ماهری نبود،هدفهای روشنی داشت.......چشم عباس،گلوی اصغر و سینه ی حسین (علیه السلام)"
saheb zaman
saheb zaman
٩٢/٠٨/١٩
٠
٠
سپاس فراوان...
S_14
S_14
٩٢/٠٨/١٩
٠
٠
خدا لعنت کنه حرمله رو را... یا حسین
faeze
faeze
٩٢/٠٨/١٩
٠
٠
خدا لعنتشون کنه...ممنون.
مهدیس خانووم
مهدیس خانووم
٩٢/٠٨/١٩
٠
٠
توی واقعهی کربلا غیر شهادت خود امام حسین همین شهادت حضرت علی اضغر و حضرت رقیه خیلی دردناکو نارحت کنندست...واقا شنیدنش مو رو به تن آدم سیخ میکنه
s_a
s_a
٩٢/٠٨/١٩
٠
٠
«خدايا خودت بين ما و اين قوم، داورى كن، آن‌ها ما را دعوت كردند تا ما را يارى كنند، ولى به كشتن ما اقدام مى‏كنند» :(
s_v66
s_v66
٩٢/٠٨/١٩
٠
٠
این متن اشکمو درآرود....یا حسین....
مهتاب
مهتاب
٩٢/٠٨/١٩
٠
٠
)))))))))))))))):......خدا لعنتشون کنه
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/٠٨/٢٠
٠
٠
سلام ... متشكرم موفق باشيد
ati200
ati200
٩٢/٠٨/٢٠
٠
٠
لعنت خدا بر انهایی که اب رو از6ماه حسین دریغ کردند
mahdi-h
mahdi-h
٩٢/٠٨/٢٠
٠
٠
ممنونم
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٨/٢٠
٠
٠
ای بابا...التماس دعا
پربازدیدتریـــن ها
وقتی خیالش همراهت بود

ترسناک تر از نبودنت...

٩٦/١٠/٢٣
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
می توانستم راه بهتری را انتخاب کنم

جنگ و درخت انجیر

٩٦/١٠/٢٤
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
در لحظه‌ای عاشق‌ات شدم

لحظه های ناب

٩٦/١٠/٢١
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
و چون می‌گذرد غمی نیست

به گذر ثانیه ها محتاجم

٩٦/١٠/٢٤
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
هرگاه خواستمش...

خدا را باید بی نهایت عاشق بود

٩٦/١٠/٢٣
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠