کودکم پر پر شده
هئیت مجازی نینوا

کودکم پر پر شده

نویسنده : سایت جیم

مداحی‌های هیئت برای امروز:

1- این صدای باران نیست، وای / محمود کریمی

2- گریه نکن /  مداحی محشری از محمود کریمی

 

***

v-qavam

قربانگاه امام حسین(ع)

 

ابراهیم کاردش را برداشت، اسماعیل را به فرمان خدا به قربانگاه برد، کارد نمی‌برید... ابراهیم خلیل الله بود، پیامبر خدا بود، اولوالعزم بود.

امام حسین(ع)، فقط فرزندش را به قربانگاه نبرد، حسین(ع) اهل بیتش، خانواده‌اش، یارانش را برای خدا قربانی کرد، حسین(ع) از هیچ چیز برای خدا دریغ نکرد، ابراهیم از امتحان الهی سر بلند بیرون آمد، حسین(ع) هم از امتحان عاشورایی سربلند و سرفراز بیرون آمد. با این تفاوت که ابراهیم به همراه فرزندش اسماعیل از قربانگاه برگشت، اما حسین(ع) چه؟

حسین(ع)، نه تنها پسران و اقوام و یارانش را در راه رضای حق قربانی کرد بلکه جان خودش را هم فدای معبود کرد و فقط اهل بیتش در قربانگاه ماندند و غارتگران کوفی... حسین(ع) و اهل بیتش هم از این آزمون سربلند بیرون آمدند. آزمونی به مراتب سخت تر از آزمون ابراهیم... آزمون عاشورایی

 

***

دختر آسمانی

نوری ماندگارتر از خورشید

 

وقتی رفت و حجش را ناتمام گذاشت، می‌دانست دیگر باز نخواهد گشت. می‌دانست شهید خواهد شد. می‌دانست علی اصغرش به آسمان‌ها خواهد رفت، می‌دانست زینبش خواهد گریست بر پیکر بدون سرش.... اما بازهم رفت چون مسئله خودش نبود، مسئله دینش بود و خدایش بود...

او رفت و در برابر یزید ایستاد چون می‌دانست حق پشت اوست، قیامش به وسعت جهان بود، خودش به وسعت آسمان‌ها بود اما رقیبش حتی اندازه‌ی ذره‌ای خاک هم نبود، آری امروز ما یزید را هم یاد می‌کنیم اما نه با درود و سپاس بلکه با تنفری ناتمام و این حسین بود که معشوق ماند!

حسین(ع) رفت تا من و تو بدانیم در راه خدا، هیچ چیزی نباید مانع باشد، او رفت و رقیه‌اش را، زینبش را و همه چیزش را گذاشت تا به ما یاد دهد که هیچ چیزی والاتر از خدا نخواهد بود.

زینب چگونه طاقت دوری حسینش را داشت؟! راستی رقیه چه گناهی داشت؟! علی اصغر به چه بهانه‌ای پر پر شده بود؟! چه کسی باید بهای دلتنگی بچه‌های حسین(ع) و یارانش را می‌داد؟! آیا کسی درد بی بی را در سوختن خیمه‌ها احساس کرد؟! کسی فرزندان حسین(ع) را به آغوش کشید که درد یتیمی را احساس نکنند؟!

آری زینب هم حسین(ع) را روحیه می‌بخشید، هم بچه‌ها را در آغوش می‌کشید، هم تمام دلتنگی‌های کربلا را به جان می‌خرید ... قیام عاشورایی حسین(ع) نه تنها خاندانش را از هم جدا نکرد بلکه میان آنها پیوندی نا گسستنی رقم زد. آن وقت‌ها کربلا در چشمان فرزندان حسین هویدا بود ... حسین تا بود خورشید بود و بعد از رفتنش نورش نه تنها محو نشد بلکه تمام عالم را در خود فراگرفت، و این راز قیام حسین(ع) بود!

 

***

ali007

گهواره نیست دست خودت را تکان مده

 

بس کن رباب نیمه‌ای از شب گذشته است/ دیگر بخواب نیمه ای از شب گذشته است

کم خیره شو به نیزه، علی را نشان نده / گهواره نیست دست خودت را تکان نده

با دست‌های بسته مزن چنگ بر رخت / با ناخن شکسته مزن چنگ بر رخت

بس کن رباب حرمله بیدار می‌شود / سهمت دوباره خنده انظار می‌شود

ترسم که نیزه‌دار کمی جابجا شود / از روی نیزه راس عزیزت رها شود

یک شب ندیده‌ایم که بی غم نیامده / دیدی هنوز زخم گلو هم نیامده

گرچه امید چشم ترت ناامید شد / بس کن رباب یک شبه مویت سپید شد

پیراهنی که تازه خریدی نشان مده / گهواره نیست دست خودت را تکان مده

 

***

مطلب شب هفتم محرم با عنوان «بر آب هم مضایقه کردن کوفیان» را اینجا بخوانید.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
mr_khas
mr_khas
٩٢/٠٨/١٩
٠
٠
هععیییی... از همه نویسنده های این مطالب متشکرم.... التماس تامل..
ali007
ali007
٩٢/٠٨/١٩
٠
٠
با تشکر از همه!!!!!!!!!!زیبا بود
maede
maede
٩٢/٠٨/١٩
٠
٠
دقیقن راز قیام امام حسین همینه.همین که عالم از نورشون روشن شده همین که امام حسین ع و یارانشون عزیز و عزیزتر میشن و دشمنانشون ذلیل و ذلیل تر..تا قیامت هم همینطور باقی خواهد موند.ممنون از دوستان.
z_ghasemi
z_ghasemi
٩٢/٠٨/١٩
٠
٠
ممنون عالی بود از همه دوستان ممنونم
admincheh
admincheh
٩٢/٠٨/١٩
١
٠
لعنت به حرمله!لالایی بخواب علی اصغر ای گل پرپر..
ف-گ
ف-گ
٩٢/٠٨/١٩
٠
٠
التماس دعا... :(( ممنونم از همه عزیزان. شعر واقعا منو تحت تاثیر قرار داد
sm_shekofte
sm_shekofte
٩٢/٠٨/١٩
٠
٠
بس کن رباب یک شبه مویت سپید شد .... ممنون :(
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٨/١٩
٠
٠
متن دختر آسمانی رو بسی دوست می داشتیم! ... دست هرسه بزرگوار مرسی
s_v66
s_v66
٩٢/٠٨/١٩
٠
٠
تو مسیله کربلا اون چیزی که واسم غیر قابل هضمه مسیله علی اصغره ، آخه چرا ؟ یک بچه شش ماهه چه گناهی داره بای ذنب قتبلت ؟ از دوستان ممنون التماسد عا دارم ای ن شبا
مهتاب
مهتاب
٩٢/٠٨/١٩
٠
٠
ممنون از همگی......
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٨/٢٠
٠
٠
التماس دعا از همه دوستان :((
S_14
S_14
٩٢/٠٨/٢٠
٠
٠
لعنت بر حرمله ......
z_urbanity
z_urbanity
٩٢/٠٨/٢٠
٠
٠
یا حسیـــــــــــــن... بچه ها تو این شبا خیلی التماس دعا دارم..
ghazale
ghazale
٩٢/٠٨/٢٠
٠
٠
ممنون از همه تون .. هر سه نفر خیلی عاالی نوشته بودن .. خدایا آخه کودک شیش ماهه به کی بد کرده بود
mahdi-h
mahdi-h
٩٢/٠٨/٢٠
٠
٠
خیلی زیبا بود ممنونم
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٨/٢٠
٠
٠
خیلی التماس دعا... قبول باشه از همه
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

همواره شک مهمان من است

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

نمی دانستم!

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

گوجه سبز

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تردید، تصمیم و تغییر

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
کار بزرگ پرسپولیس

نگاهی متفاوت به لیگ برتر ۹۵_۹۶

٩٥/١٢/٢٨
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یک جهان مقابل من

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تن‌های سرد

٩٦/٠١/٠٥
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

حجم نبودنت

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

شاه بی سپاه

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

آیه های زمینی در تردیدهای ناگریز

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

زنگ

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

ساعت بیست و پنج شب و روز سی و دوم ماه

٩٦/٠١/٠٥
تبلیغات
تبلیغات