می‌نویسمت
برای اولین بار ...

می‌نویسمت

نویسنده : م رحیمی

امشب برای اولین بار است که می‌نویسمت

ستاره عشق بیدار است که می‌نویسمت

در چشم من روشنی می‌زند سوسو

سیلابه ای روان است که می نویسمت

تو بیرنگ زدی در نگاه من ز پیش

نگاه کن که چه دیر می‌نویسمت

چنان که لحظه‌ای کآمدم به وجود

سبو شکسته‌ای و کنون می‌نویسمت

چشم مپوشان ای طبیب تو می‌دانی

به دل نشسته‌ای و به دل می‌نویسمت

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
مهدیس خانووم
مهدیس خانووم
٩٢/٠٨/٢٦
١
٠
چشم مپوشان ای طبیب تو می‌دانی...به دل نشسته‌ای و به دل می‌نویسمت زیبا بود...مرسی
m_rahimi2
m_rahimi2
٩٢/٠٨/٢٦
٠
١
لطف دارید ممنون
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٨/٢٦
١
٠
به دل نشسته‌ای و به دل می‌نویسمت///متشکر...زیبا بود
admincheh
admincheh
٩٢/٠٨/٢٦
٠
٠
به دل نشسته ای..بی تو از تو می نویسمت..
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٨/٢٦
١
٠
نگاه کن که چه دیر می‌نویسمت...ممنون از شما :)
m_rahimi2
m_rahimi2
٩٢/٠٨/٢٦
١
٠
ممنون از نگاهتون
maede
maede
٩٢/٠٨/٢٦
١
٠
به دل مینویسمت...
mahdi-h
mahdi-h
٩٢/٠٨/٢٦
١
٠
زیبا بود ممنون
2nyadideh
2nyadideh
٩٢/٠٨/٢٦
١
٠
خيليــــــــــــــــــي هم زيبـــــــــا (^_^) تشكر
mr_khas
mr_khas
٩٢/٠٨/٢٦
١
٠
سپاسگزارم...دلنشین بود.
روشناوند-r_roshnavand
روشناوند-r_roshnavand
٩٢/٠٨/٢٦
١
٠
سلام ... متشكرم موفق باشيد
آبان
آبان
٩٢/٠٨/٢٦
١
٠
به دل نشسته‌ای و به دل می‌نویسمت کلا عشقولانه ای بود دیه :/
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/٠٨/٢٧
١
٠
چنان که لحظه‌ای کآمدم به وجود سبو شکسته‌ای و کنون می‌نویسمت ممنون زیبا بود
ali007
ali007
٩٢/٠٨/٢٧
١
٠
زیبا بود......مچکر!!!!!!
zahra.bkht
zahra.bkht
٩٢/٠٨/٢٧
١
٠
به دل نشسته ای...خیلی زیبا بودمرسی
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٨/٢٨
١
٠
خیلی ممنونم عالی بود :)
m_rahimi2
m_rahimi2
٩٢/٠٨/٢٨
٠
٠
خوشحالم اگر برای لحظه ای در احساس خوب شما دوستان گرامی سهیم بودم...
پربازدیدتریـــن ها
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
تبلیغات
تبلیغات