آخر یک روز گندش درمی‌آید... / قسمت دوم. ماجراهای دفتر وکالت
قسمت دوم. ماجراهای دفتر وکالت

آخر یک روز گندش درمی‌آید... / قسمت دوم. ماجراهای دفتر وکالت

نویسنده : میثم

زن و شوهر جوانی آمده بودند دفتر وکالت. وکیل در صحبت‌های‌شان متوجه شد که دلیل ارائه دادخواست طلاق، گوشواره‌ای است که خانم برای خودش و بدون حضور و مشورت شوهرش خریده بود! که آقا نمی‌پسندید اما خانم اصرار داشت که همین خوب است و در ادامه کلی دعوا و حرمت شکنی!

بعد از این‌که دفتر را ترک کردند، وکیل به من گفت: این‌ها دردشان یک چیز دیگر است، یک جفت گوشواره بهانه بود. معلوم است خیلی وقت است که سعی کردند زندگی‌شان را حفظ کنند اما بالاخره گندش از یک جا زد بیرون. مهم نیست از کجا، مهم این است که گند خورد به زندگی‌شان...

پ.ن.1: خیلی از این دلیل طلاق تعجب نکنید. زندگی را با حرف‌های عشقولانه و عزیزم و فدات شوم می‌شود رنگی کرد اما حفظش نمی‌شود کرد. وقتی به جای بیان مشکلات آن هم به شکل خیلی محترمانه، مدام تعارف تکه پاره کنی و مثلا تحمل کنی به جای حرف زدن، آخرش سر یک جفت گوشواره دادخواست طلاق می‌دهی.

پ.ن.2: این قضیه داستان نبود بلکه کاملا واقعیت بود. زوج‌های جوان (مثل خودم) و عزیزان دم بخت؛ حواستان خیلی به زندگی‌تان باشد.


برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
اسمانه
اسمانه
٩١/٠٩/٢٩
١
٠
مهارت های زندگی... همین جاهاست که به درد می خورده
saeede
saeede
٩١/٠٩/٣٠
٠
٣
خوبه ک من کلا ب عشق اعتقاد ندارم!!.. ... ازدواج فقط یک پیمان و قرداده ک دو ظرف باید بهش پایبند باشن.. مثه تمام قوانین جامعه
زهره
زهره
٩١/٠٩/٣٠
٢
٠
من از این تعجب میکنم که همه دارند از زندگی هاشون بد میگن و به بقیه توصیه میکنند که ازدواج نکنند اما باز هم بقیه به فکر ازدواج هستند ...
هم سطر ، هم سپید
هم سطر ، هم سپید
٩٢/٠٢/٢٧
٠
٠
ازین بدتر هم هست.به سایت عاقد مراجعه کنید.
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

همه جا صوت غریبانه آن آهنگی است

٩٦/٠٣/٢٨
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
او اکنون کلاس چهارم است

پدربزرگ دوست داشتنی

٩٦/٠٣/٢٨
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
لطفا خانم ها با دقت بیشتری بخوانند

بازار کاری که خانم ها خرابش کردند

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
جایگاه مقدس یک پدر

پدر ظالم

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
تبلیغات
تبلیغات