شهادت زیباترین پرواز
هئیت مجازی نینوا

شهادت زیباترین پرواز

نویسنده : سایت جیم

مداحی‌های هیئت برای امروز:

1- عمو حسین / محمود کریمی

2- با التماس و گریون / محمود کریمی

 

***

s_v66

زندگی زیباست ولی شهادت از آن زیباتر است

 

شهادت، مرگ زیباست، شهادت به پرواز در آمدن مرغ جان از زندان تنگ تن و اوج گرفتن آن در ملکوت است.

چنین مرگی را قاسم بن حسن، نوجوان شهید کربلا شیرین‌تر از عسل می‌داند. چنین مرگی را یاران امام حسین زیبا می‌بینند که می‌گویند اگر هفتاد بار کشته شویم و خاکستر ما را بر باد دهند و به اذن خدا دوباره زنده شویم به یاریت می‌شتابیم حسین(ع)

حدیثی از رسول الله(ص) هست که می‌فرمایند:

« با ریخته شدن اولین قطره خون از پیکر مطهر شهید، کل گناهان او آمرزیده می‌شود و دومین قطره از خونی که بر زمین می‌افتد سر شهید توسط دو حوری بهشتی گرفته می‌شود و گرد و خاک از چهره‌ی نورانی شهید پاک می‌کنند و به او خوش آمد می‌گویند. با ریخته شدن قطره سوم از خون شهید فرشتگان یک لباس بر تن شهید می پوشانند و با ریخته شدن قطره چهارم، فرشتگان شهید را با بوهای خوب بهشتی همراه می‌سازند و با ریخته شدن قطره پنجم خون مطهر شهید جا و مکان مناسبی را در بهشت به شهید گران قدر نشان می‌دهند و با ششمین قطره خون به او می‌گویند: هر طور که در بهشت دوست داری زندگی کن و آزاد باش و در مرحله هفتم شهید نظر می‌کند به وجه الله ...»

وجه الله می‌دانید چیست؟

خدای من، شهید لیاقت در محضر خدا بودن را بدست می‌آورد... دیدار با خدا...

به همین سبب است که یاران حسین از مرگ هراسی ندارند و به سویش می‌شتابند و حتی از یکدیگر نیز سبقت می‌گیرند... شهادت زیباترین مرگ است.

 

***

Paeez

شیرین‌تر از عسل

 

پهن دشت کربلا تاریخ زنده‌ای است از روزی که بزرگ مردی تمام خانواده اش، مالش، دارائیش را بخشید تا حقیقتی بزرگ را زنده نگه دارد؛ حقیقتی که این روزها نه یک سال و ده سال و صد سال که حدودا 1400 سال بوی کهنگی نگرفته و هر روز تازه‌تر می شود.

حقیقتی که حسین‌اش(ع) کشتی نجات و چراغ هدایت است. روزی که پیر-زهیر ابن قین - را می‌گویم، جوان و رشید- علی اکبر و حضرت ابوالفضل – را می‌گویم، نوجوانش- قاسم و عبدالله–را می‌گویم، کودک شش ماه‌ای –علی اصغر –را می‌گویم، پیشوایی چون حسین(ع)و هفتاد و تن با خونشان مهر کردند این حقیقت را بر تارک و وجدان به خواب رفته‌ی تاریخ.

قاسم پسر امام حسن مجتبی(ع)و رَمله، دویا سه ساله بود که گفتند پدرت شهید شده، عمو دستانش را گرفت و در دامن حسین(ع) پرورش یافت، به سبب شباهت زیادی که به پدرش امام حسن مجتبی(ع) داشتند، مهرش در دل عمو بیشتر و بیشتر بود.

در روزهای سخت دشت کربلا نوجوان سیزده ساله‌ای که سیمای زیبایش به آن تکه‌ای از ماه نسبت داده شده بود. شب عاشورا وقتی امام حسین(ع) برای اتمام حجت و بیعت با یارانش نشست ،وقتی چراغ ها خاموش شد و ایشان فرمودند: چراغ‌ها را خاموش کنید تا تاریکی بخشکاند شرم ترک کردن کسانی که از شهادت می‌ترسیدند.

رو به سمت عمو ایستاد و فرمود:عمو جان من هم فردا در زمره ی شهیدان هستم؟

امام حسین(ع): چنین مرگی در نزد تو چگونه است؟

حضرت قاسم: چنین مرگی در نزد من شیرین‌تر از عسل است.

امام حسین(ع): آری،تو هم فردا شهید خواهی شد.

ظهر روز عاشورا حضرت قاسم رو به عمو ایستاد: اجازه به میدان رفتن می‌دهید؟

امام حسین(ع) به او اجازه ندادند. قاسم گریان شد و آن قدر دستان و پاهای عمو را بوسید، تا وقتی هر دو به شدت ضعف افتادند و نقل است امام حسین(ع)عمامه‌ی خود را به دو نیم کرد و نیمی را بر سر قاسم و نیم دیگر را تنش کرد.

در میدان بسیار دلیرانه جنگید؛نقل است سی و پنج تن را بر زمین زد. عمرو بن سعد ازدی در میانه میدان گفت: من به او حمله می‌کنم تا او را از پای درآورم. به او سمت او یورش برد و با شمشیر فرق سر او را شکافت، فریاد «یا عمّاه» دشت نینوا را فرا گرفت.

امام حسین با شنیدن این فریاد به سمت او تاختند و بر بالین قاسم نشستند و ایشان از شدت درد پای بر زمین می‌سایند، امام حسین(ع) فرمودند:

« به خدا سوگند! بر عمویت ناگوار است که وى را بخوانى ولى نتواند به تو پاسخى دهد، یا پاسخى دهد ولى نتواند تو را یارى کند و یا به کمکت بشتابد ولى تو را بى نیاز نکند. دور باد (از رحمت خدا) گروهى که تو را کشتند.»

 

***

m-nik110

شهادت افتخار آل الله

 

نمی‌دانم آیا شهادت از محراب مسجد کوفه با خاندان شما گره خورد یا از بین در و دیوار...

شاید هم از غدیر، یا شاید از فدک، یا حتی از آیه تطهیر.

شهادت از همان ابتدا افتخار خاندان پیمبر بود. از همان روزی که رسول الله (ص) به علی(ع) گفتند که باید بعد او صبر کنند. یا از ان روزی که به فاطمه(س) گفتند: «تو اولین کسی هستنی که از خاندانم به من ملحق میشوی» یا از آن روزی که گلوی شما را بوسیدند.

اما شهادت با حسین پیامبر معنی یافت...

چه کسی باور می‌کرد؟ امت رسول الله خون عزیز دل پیامبرشان را مباح اعلام کنند!

مباح  که شد قتلگاه آمد، زینب دوید، هذا الحسین سر داده شد، این حسین است مردم... حسین پیمبر...

نه! شهادت شما را انتخاب نکرد، خاندان شما با شهادت خو گرفت، حسین(ع) نباید با مرگ خاتمه می‌یافت که خاتمه هم نبود اصلش! حسین(ع) با شهادت زنده می‌ماند و شهدا را مرده مپندارید...

زهرا(س) با شهادت زنده ماند! علی(ع) با شهادت زنده ماند! حسن(ع) با شهادت زنده ماند! حسین(ع) با شهادت زنده ماند. اصلش همین بود.

اصل گره خوردن خاندان شما و شهادت همین بود. مگر شیعه چه دارد جز اهل بیت رسول الله!؟

 

***

مطلب شب ششم محرم با عنوان «شیرین تر از عسل» را اینجا بخوانید.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٨/١٨
٠
٠
متشکر از تمامی دوستان...پاییز و مریم و s_v66 عالی بود.
admin
admin
٩٢/٠٨/١٨
٠
٠
دوستان خواستم عرض کنم که به نظر می آید این مسئله که حضرت قاسم(ع) نوجوان نابالغی بوده است غلط است. در دو سه متنی که خواندم این را دیدم. اگر حضرت نابالغ بوده پس وجوب جهاد از وی برداشته می شده است (مانند عبد الله ابن حسن).
s_v66
s_v66
٩٢/٠٨/١٨
٠
٠
سلام...نوجوان بودند و لی نابالغ نبودند ....ان قدر از نظر عقلی فهم داشتند که تشبیهی زیبا در مورد مرگ در راه حق بیان کنند.... الان تو روضه آقای روضه خون! گفتند 13 سالشون بوده
admin
admin
٩٢/٠٨/١٨
٠
٠
سنشون که همون 13 سال هست
admin
admin
٩٢/٠٨/١٨
٠
٠
نکته بعدی اینکه دوستان لطف کنن یک مقداری روی جمله بندی ها دقت بفرمایند. از علائم تعجب و سه نقطه هم به مقدار نیاز استفاده کنند نه خیلی زیاد
s_v66
s_v66
٩٢/٠٨/١٨
٠
٠
احتمالا این تذکرتون واسه من بوده آخه من خیلی تو جمله هام سه نقطه استفاده میکنم ..عدت کردم دست خودمم نیست ...
m-nik110
m-nik110
٩٢/٠٨/١٩
٠
٠
با من که نبودین بودید!؟اصلن اگه من علامت تعجب زیاد بزارم!خخخخ!والا اصلن من چی میدونم علامت تعجب چیه!خخخخ!مگه بعده آقای مسءول انتشار مطلب سرش گرم میشه علامت تعجبها را ویرگول میکنه!من فقط به فک اشتغال زایی جوونهای مملکتم اینم یک جور کاره دیگه!خخخخخ
s_v66
s_v66
٩٢/٠٨/١٨
٠
٠
و اینکه سلام! و بابت نظر مطالب ممنون ...دوستان خیلی التماس د عا..مطالب دیگر دوستان هم بسیار زیبا بود مخصوصا اینکه مطلب خانوم پاییز رو همین الان آقای روضه خون تو رو ضه گفتند
faride
faride
٩٢/٠٨/١٨
٠
٠
مداحیارو دانلود کردم.عالی بود ممنون
admincheh
admincheh
٩٢/٠٨/١٨
٠
٠
ممنون از دوستان
مهتاب
مهتاب
٩٢/٠٨/١٨
٠
٠
ممنون از همگی.... التماس دعا
ف-گ
ف-گ
٩٢/٠٨/١٨
٠
٠
التماس دعا دوستان
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٨/١٨
٠
٠
التماس دعا از تمامی دوستان :((
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٨/١٨
٠
٠
التماس دعا از تمامی دوستان :((
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٨/١٨
٠
٠
خیلی متشکر از همگی و التماس دعا ،قبول باشه
maede
maede
٩٢/٠٨/١٩
٠
٠
خوش به سعادت تمام شهدایی که به مرحله هفتم شهادت رسیدن.با این فضایل اخلاقی که از این بزرگواران میشنویم و میخونیم بایدم شبیه ماه باشند و چهره شون نورانی باشه.زیبایی سیرتشون تو صورتشون تجلی پیدا کرده بوده.تو مطلب آقای موسوی خوندیم که راوی میگه به خاطر عمامه که نیمی از صورت حضرت قاسم رو پوشونده بوده به ماه تشیبیه شدن اما اینجا تو مطلب پاییز خوندیم به خاطر سیمای زیبایش...دلیلش کدوم بوده؟
ati200
ati200
٩٢/٠٨/١٩
٠
٠
ممنون ازهمه گی
z_ghasemi
z_ghasemi
٩٢/٠٨/١٩
٠
٠
ممنون از همه دوستان.
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

تو خیالی...

٩٥/٠٩/١٦
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣