امام‌ات را بشناس
بیان علت آفرینش از زبان امام حسین(ع)

امام‌ات را بشناس

نویسنده : saheb zaman

امام حسین(ع) برای ایراد خطبه به اصحاب خود، چنین فرمودند: ای مردم، همانا خداوند بندگان خود را نیافرید، مگر برای این‌که او را بشناسند؛ و هنگامی که او را شناختند، عبادتش کنند و چون عبادتش کردند، با این عبادت و پرستش از عبادت و بندگی هر آن‌چه جز خداست بی‌نیاز گردند.»

مردی سوال کرد: ای فرزند رسول خدا (ص) پدر و مادرم به فدایت، شناخت خدا چیست؟ حضرت فرمودند: «این است که اهل هر زمانی، امامی را که باید از او فرمان ببرند، بشناسند.» (علل الشرائع ص 9 حدیث 1)

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
علیرضا
علیرضا
٩٢/١١/٠٣
٠
٠
انشاالله که هم توفیق داشته باشیم امام زمان خودمون رو انوطور که باید بشناسیم و هم فرمانبر خوبی برای امام مان باشیم... | خیلی ممنونم.
korosh
korosh
٩٢/١١/٠٣
٠
٠
مرسی ....اموزنده بوووووود
S.Asadzadeh
S.Asadzadeh
٩٢/١١/٠٣
٠
٠
قابل تامل بود ...مرسی از شما
M_BARF
M_BARF
٩٢/١١/٠٤
٠
٠
ایشالا............. ممنون :))
mahshid2
mahshid2
٩٢/١١/٠٤
٠
٠
ممنون تامل برانگیز بود :)
mr_khas
mr_khas
٩٢/١١/٠٤
٠
٠
ممنون استفاده کردیم :)
neyosha
neyosha
٩٢/١١/٠٤
٠
٠
اموزنده بود.....متشکرم:))
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٢/١١/٠٤
٠
٠
بسیار عالی بود.کوتاه و مفید.انشاالله که بتونیم به امام زمانمون شناخت درستی پیدا کنیم.مچکر
hamta
hamta
٩٢/١١/٠٤
٠
٠
نشالا همه تلاش کنیم که اماممونو واقعا بشناسیم....ممنون
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٢/١١/٠٤
٠
٠
بسی قابل تامل بود *:) به امید تلاش برای شناختشون*:)
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/١١/٠٤
٠
٠
سلام ... پاسخ پیامبر به ان مرد پاسخ به او بوده یا به همه مسلمانان
maede
maede
٩٢/١١/٠٤
٠
٠
متاسفانه نه اماممونو میشناسیم نه خدا رو....
a_tayebii
a_tayebii
٩٢/١١/٠٥
١
٠
خوب بود مرسی بازم بزار
a_tayebii
a_tayebii
٩٢/١١/٠٧
٠
٠
بیاییم برای شناخت به همدیگه کمک کنیم
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
نسل ما

من آخر دیروزم

٩٥/١١/٣٠
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
ته دلم خوشحال می شوم

سورپرایز شوندگی

٩٥/١٢/٠٥
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
تبلیغات
تبلیغات