بچه مریض نمی خوام
داستان یک شفا

بچه مریض نمی خوام

نویسنده : ati

زن با ظرف خرما توی دستش این طرف و آن طرف می‌رفت. بفرمائید نذری یه.... همین طور که مشغول تعارف کردن خرما ها بود، چشمش به یک کالسکه افتاد که نوزادی در آن به خواب رفته بود. این صحنه او را به چندین سال پیش برد. صدای دکتر او را به خودش آورد: «خانوم محترم من دفعه قبل خدمت شما عرض کردم، این رفت و امدها فایده نداره ...درمانی برای بچه شما نیست..اینقدر خودتون و این بچه رو اذیت نکنین ...این همه راه ازشهرستان نیاین ..بذارین راحت باشه!»

با شنیدن این حرف‌ها اشک‌های زن سرازیر شد: «ولی آقای دکتر بچه من فقط 15ماهشه» دکتر جوابی نداد....شوهر دست زنش و گرفت ازمطب خارج کرد، «بهت گفتم فایده نداری اصرار کردی اومدیم..حالا بجنب باید به ترمینال برسیم ..فردا عاشورا تاعوسات...دیر برسیم اینجا موندیم»

به خانه که رسیدن، زن بچه را توی گهوار‌ه‌اش خواباند. صدای عزاداری از مسجد می‌آمد، زن به گهواره نگاه کرد: «بچه من فقط 15ماه داره....یا حسین خودت شفاش بده....»

اشک ریخت...روز عاشورا حال غریبی داشت...هیئت مثل هر سال ازجلو خانه اش رد میشد و صدایش می آمد. بچه را توی کالسکه گذاشت و رفت توی کوچه. بچه را پشت درگذاشت و برگشت. شوهرش گفت چکارمیکنی؟ زن گفت «بچه مریض نمی خوام!» پشت در گریه می‌کرد. صدای گریه بچه از کوچه می‌آمد.

زن خوابش برد. توی خواب سیدی رو دید بهش گفت: «چته چرا پریشونی برو بچه تو بردار...زن گفت نه نمی رم بچه مریض نمی خوام...یاامام حسین شفاش بده یا همونجا تو کوچه بمونه...مرد نگاهی به کوچه کرد و گفت برو بچه تو بردار به حق علی اصغرم کودکت رو شفا دادیم»

زن ازخواب پرید.کسی نبود. در را بازکرد. بچه توی کالسکه بهش لبخند زد. فردای آن روز بچه را دوباره به دکتر بردند و از آن بیماری هیچ اثری نبود.

صدای دختر مادر را به خود آورد. مامان این ظرف خرما هم تموم شد، مادر به همراه دخترش رفت تا خرماهای نذری‌اش را بین هیئت‌ها پخش کند.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
S_14
S_14
٩٢/٠٨/٢٤
٠
٠
ای خدااااااااااا......واقعا نمیدونم باید چی بگم...ولی ممنونم از شما
zahra.bkht
zahra.bkht
٩٢/٠٨/٢٤
٠
٠
مرسی
Paeez
Paeez
٩٢/٠٨/٢٤
٥
٠
از لطف و کرمشون هیچ جیز بعید نیست،البته ترتیب زمانی تاسوعا و عاشورا درست تره..
ati200
ati200
٩٢/٠٨/٢٤
٢
٣
باتشکر ا ز استاد عربی که فکر میکنن من بالیسانس ادبیاتم..عربی بلد نیستم....خدمتتون عارضم که..در لفظ عامه جامعه میگن عاشورا تاسوعا...نمی گن تاسوعا عاشورا.به همین خاطر من هم چیزی رو که عامه جامعه می گن رو نوشتم
اتنا
اتنا
٩٢/٠٨/٢٤
١
١
به این کار میگن مقدم کردن...یعنی بین دوتاچیز یکی مهم تر هست و اون رو مقدم میکنن..روز شهادت امام حسین و به حضرت عباس مقدم میکنن..برتر ی میدن..../اونایی یم که منفی میدن ..یه مشت ترسوهستن..که نمی تونن حرف بزنن و منفی میدن
روشناوند-r_roshnavand
روشناوند-r_roshnavand
٩٢/٠٨/٢٤
٠
٠
سلام ... گاهي بصورت نا خود آگاه جابجا گفته مي‌شود و من يكي در حالت عادي در هيچ يك از مناطق خراسان نديده‌ام اينگونه بگويند
b-bahmani
b-bahmani
٩٢/٠٨/٢٥
٠
٠
خوب ....! من با نظر خواهر آتی موافقم ، عربی در زبان فارسی ،نیازی به قواعد سفت و سخت نداره! آیه قرآن که نیست بخوایم حتما حتما حتما ،همونجور که اعراب گفتن بگیم!
mr_khas
mr_khas
٩٢/٠٨/٢٤
٠
٠
کرسی واقعا زیبا و تکان دهنده بود..ممنونم
آبان
آبان
٩٢/٠٨/٢٤
٠
٠
وای خیلی قشنگ بود امام حسین(ع) چه قدر بزرگی چه قــــــــــــــــدر چه قدر خوبه که ما امام حسین(ع) رو داریم
s_a
s_a
٩٢/٠٨/٢٤
٠
٠
اگه بگم مو به تنم سیخ شد، دروغ نگفتم! ممنون....
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٨/٢٤
٠
٠
یا خدا...معجزه معجزه اس.مرسی آتی/معلم ادبیات ما هم میگفت درستش تاسوعا عاشورا هست ولی در عامه جا افتاده عاشورا تاسوعا.فرق نمیکنه شما کدوم رو بگین ولی تاسوعا عاشورا از نظر زمانی درست تره
ati200
ati200
٩٢/٠٨/٢٤
٠
٠
خودم میدونم....اون بالا دلیل شو توضیح دادم....
روشناوند-r_roshnavand
روشناوند-r_roshnavand
٩٢/٠٨/٢٤
٠
٠
سلام ... جهت ياد آوري ///«تسع» در عربی به معنای نٌه و تاسع و تاسوعا به معنای نهم می باشد. چنانکه «عشر» به معنای ده و عاشورا به معنای دهم می باشد.
ati200
ati200
٩٢/٠٨/٢٥
٠
١
باتشکر ازاستاد عربی یه دوم....اگه اون بالا دقت میکردی من لیسانس ادبیاتم..می فهمی عربی رو ازهمه شما بیشتر بلدم....
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٨/٢٥
٠
٠
میدوووووووونم ! ای بابا...در جامعه اینجوری جا افتاده. حالا ما بشینیم درسش کنیم؟؟؟ همین جوری میگیم
faeze
faeze
٩٢/٠٨/٢٤
٠
٠
ممنون خیلی جالب بود و جای تامل داشت:)
شکوفه گیلاس
شکوفه گیلاس
٩٢/٠٨/٢٤
٠
٠
واییی...چه اتفاق جالبی....خوش به حال اون دختر...
مهدیس خانووم
مهدیس خانووم
٩٢/٠٨/٢٤
٠
٠
وااااااااااااااااااااااای خدای من چقد خوب...ولی مامانه کار بدی کرده بچشو پشت در گذاشته دلم کبابا شد برا بچش... خدا کنه امام وحسین دست مارو هم بگیره
ati200
ati200
٩٢/٠٨/٢٥
٠
٠
شما جای اون مادر نیستی که بگی کارش درسته یاغلط.....شاید خودتم همین کارو می کردی اون موقع..تادربعضی شرایط نباشی نمی تونی بگی قطعا چکارمیکردی
ali007
ali007
٩٢/٠٨/٢٤
٠
٠
ممنون خیلی زیبا بود.....
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٨/٢٤
٠
٠
مو به تن آدم سیخ میشه....نمیدونم چی بگم واقعا....ممنونم
maede
maede
٩٢/٠٨/٢٥
٠
٠
واقعن؟!ولی کار اون خانومه هم درست نبوده خدایی!
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/٠٨/٢٥
٠
٠
عجب دل آدم رو میلرزوند این داستان ممنون آتی جان
سلما بانو
سلما بانو
٩٢/٠٨/٢٥
٠
٠
خاندان کرمند اهل بیت
javad agha
javad agha
٩٢/٠٨/٢٥
٠
٠
واقعا تحت تاثیر قرار گرفتم مو به تنم سیخ شده الان باور کنید
F-jafari
F-jafari
٩٢/٠٨/٢٥
٠
٠
خیلی زیبا بود تشکر.
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠