فکر پریدن
که عشق ماه بلند من ورای دست رسیدن بود

فکر پریدن

نویسنده : ati

خیال خام پلنگ من به سوی ماه جهیدن بود

و ماه را زِ بلندایش به روی خاک کشیدن بود

پلنگ من دل مغرورم پرید و پنجه به خالی زد

که عشق  ماه بلند من ورای دست رسیدن بود

گل شکفته! خداحافظ، اگرچه لحظه دیدارت

شروع وسوسه‌ای در من، به نام دیدن و چیدن بود

من و تو آن دو خطیم آری، موازیان به ناچاری

که هردو باورمان ز آغاز، به یکدگر نرسیدن بود

اگرچه هیچ گل مرده، دوباره زنده نشد امّا

بهار در گل شیپوری، مدام گرم دمیدن بود

شراب خواستم و عمرم، شرنگ ریخت به کام من

فریبکار دغل‌پیشه، بهانه‌‌اش نشنیدن بود

چه سرنوشت غم‌انگیزی، که کرم کوچک ابریشم

تمام عمر قفس می‌بافت، ولی به فکر پریدن بود

(حسین منزوی)

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
آبان
آبان
٩٢/٠٨/٢٠
٠
٠
چه سرنوشت غم‌انگیزی، که کرم کوچک ابریشم تمام عمر قفس می‌بافت ولی به فکر پریدن بود این تیکه اش خیلی قشنگ بود میدونی یه پارادوکس فوق العاده داشت :) ممنون آتنا:)
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/٠٨/٢٠
٠
٠
سلام ... متشكرم /// انيميشنش بهتره
ati200
ati200
٩٢/٠٨/٢٠
٠
٠
انیمیشنشم ازرو همین شعره ...پس شعرش بهتر تره
روشناوند-r_roshnavand
روشناوند-r_roshnavand
٩٢/٠٨/٢٠
٠
٠
سلام ... نميدونم چرا وقتي اين شعر را خواندم ياد بستني ميهن افتادم كه گوساله به مادرش مي‌گفت (مامان بستنيش خوشمزده‌ تر)
ati200
ati200
٩٢/٠٨/٢٠
٠
٠
اول شعر نبود جمله بود.بعدم الان نقش مامان گاو و کی این وسط اجرامیکنه...شما عایا خخخخخخخخخخخخ/دیگه مثال بی ربط نزنین ا
b-bahmani
b-bahmani
٩٢/٠٨/٢٠
٠
٠
:)!
b-bahmani
b-bahmani
٩٢/٠٨/٢٠
٠
٠
وقتی حرفی برای گفتن نیست! پس حداقل باد لبخند زد!:)
maede
maede
٩٢/٠٨/٢٠
٠
٠
البته همچین الزامی هم وجود نداره! :|
شکوفه گیلاس
شکوفه گیلاس
٩٢/٠٨/٢٠
٠
٠
من و تو آن دو خطیم آری، موازیان به ناچاری......که هردو باورمان ز آغاز، به یکدگر نرسیدن بود.....من این شعرو خیلی دوست دارم...یک بنده خدایی آتی جون اینو برام تو دفتر خاطراتم نوشته.....برات میارم ببینی
mr_khas
mr_khas
٩٢/٠٨/٢٠
٠
٠
مرسی از شما:)))
maede
maede
٩٢/٠٨/٢٠
٠
٠
تو یه نرم افزار غزل تو گوشیم شعرای زنده یاد حسین منزوی رو خونده بودم.ممنون
z_ghasemi
z_ghasemi
٩٢/٠٨/٢٠
٠
٠
ممنون آتی جان قشنگ بود..
مهدیس خانووم
مهدیس خانووم
٩٢/٠٨/٢٠
٠
٠
خیلیییی قشنگ بود مرسی
s_v66
s_v66
٩٢/٠٨/٢٠
٠
٠
قشنگ بود ولی فکرکنم وزنش یک کم مشکل داشت مخصوصا او نقسمت : شرنگ ریخت به کام من فکر کنم بای دباشه : شرنگ ریخت به کامم ممنون بهرحال
عاطفه-مزرعی
عاطفه-مزرعی
٩٢/٠٨/٢٠
٠
٠
سپاس:)
مهتاب
مهتاب
٩٢/٠٨/٢٠
٠
٠
ممنون آتی جان(:
ali007
ali007
٩٢/٠٨/٢٠
٠
٠
اتی بانو زیبا بود..ممنون:)
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٨/٢٠
٠
٠
که عشق ماه بلند من ورای دست رسیدن بود...ممنون از شما :)
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٨/٢٠
٠
٠
خیلی متشکر،شعر جالبی بود.
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٢/٠٨/٢١
٠
٠
سکوت میکنم...من و تو آن دو خطیم آری، موازیان به ناچاری که هردو باورمان ز آغاز، به یکدگر نرسیدن بود :((
پربازدیدتریـــن ها
با مدیران کت و شلواری

کرمانشانگم چنی بی کسی...

٩٦/٠٨/٢٤
قلبی برای من، قلبی برای انسانی که من می‌خواهم

قلبی که تنها تو را دوست دارد

٩٦/٠٨/٢٥
خودشان انتخاب کردند...

قاتل واقعی

٩٦/٠٨/٢٧
حبیب خدا...

داستانک مهمان

٩٦/٠٨/٢٤
#تسلیت

صدسال تنهایی

٩٦/٠٨/٢٤
آخرین بند وصیت حاجی

زیر چشمان پدر

٩٦/٠٨/٢٧
قندیل‌های اندوه وجودم

کوچ برستو

٩٦/٠٨/٢٩
همین جا؛ کنار دل من

به تعداد همه

٩٦/٠٨/٢٨
تنها در خودم اشک می ریزم

یک فنجان فراموشی لطفا

٩٦/٠٨/٣٠
از هیچ چیز نمی ترسم

غرقه سازی

٩٦/٠٨/٢٨
زندگی را زندگی می‌کنم

ای روح عاشقانه…

٩٦/٠٨/٢٧
شعری سروده خودم

یک نفس عشق

٩٦/٠٨/٢٨
دشوار روزگاری است

اعجاز تنهایی

٩٦/٠٨/٣٠
یکی از آن هزاران برگ پاییزیِ

مُرده متحرک

٩٦/٠٨/٢٩
شعری سروده خودم

بغض آسمان

٩٦/٠٨/٣٠
دلیل لبخند‌هایم

دلیل حال خوبی

٩٦/٠٩/٠١
شعری سر کلاس ریاضی!

شعر می‌گفتم و با قافیه می‌جنگیدم

٩٦/٠٩/٠١
تبلیغات