چرا در بازه، چرا دم خر درازه، چرا زمونه با ما نمی‌سازه و...
شانس طرز فکر ماست

چرا در بازه، چرا دم خر درازه، چرا زمونه با ما نمی‌سازه و...

نویسنده : persian-girl

یک وقت‌هایی آدم با خدا حرف می‌زند. یک وقت‌هایی با خودش هم حرف می‌زند. یک وقت‌ها از همه چیز خوشحال هستیم، یک وقت‌هایی از ترک دیوار هم خنده‌مان می‌گیرد. یک وقت‌هایی از بی‌پولی می‌خندیم! یک وقت‌هایی از این‌که در جیبت پول نیست، خجالت می‌کشی، دست توی جیبت کنی و گاهی خجالت می‌کشی خانه بروی چون دست خالی داری می‌روی.

دست پر رفتن به معنی ولخرجی نیست ها. به هر حال خانمت، خانوم است! به محبت مردش دلش خوش است، گاهی غر می‌زنی چرا در بازه، دم خر درازه، کسی با ما نمی‌سازه… اما اکثر آدم‌ها خوشبخت هستند ولی خوش وقت نیستند و متاسفانه نمی‌دانند اصلا چیست؛ این‌که هیچ چون نمی‌دانند به زمین و زمان هم ناسزا می‌فرستند.

 

خوشبختی این نیست که هر روز پول در جیبت باشد و هر روز شاد باشی. آخر اگر همه چیز طبق مراد دل آدم باشد، می‌دانید چه می‌شود؟ زندگی یکنواخت می‌شود. کشمکش، کنش، دعوا، واکنش، شادی و غم و ... همه دست به دست هم می‌دهد، یک لحظه زندگیت از این‌رو به آن‌رو می‌شود!

یک ساعت بعدش به وقایعی که اتفاق می‌افتد می‌خندی! خوشبختی در یک لحظه نیست، در یک مکان هم نیست، برآیند اتفاقات زندگی و میانگین خوشی‌های آن است. اما خوش وقتی، یعنی همین یک لحظه، همین دعوا، همین یک روز بی‌پولی و نگاه کنی، می‌بینی ما که خوش‌وقت نیستیم، خوشبخت هستیم!

 

زن خوب، پدر خوب، مادر خوب، پدر زن خوب، مادر زن خوب، برادر زن خوب، خدای خوب، کتاب آسمانی خوب، آدم‌های دنیا کم و بیش خوب، کشور خوب. تا صبح می‌توانم از خوبی‌ها بگویم اما واقعا چشم باز کن ببین چه می‌بینی. من در یک شهری زندگی می‌کنم که به آن می‌گویند بهشت. لاهیجان را عرض می‌کنم. نمی‌دانید چه جای با صفایی است.

وسط دو تا کوه بودم، یک روز به خدا گفتم خدا این‌جا اگر بهشت نیست، پس بهشت کجاست. هرچند که بنا به شرایطی مجبور بودم چند سالی از این شهر دور باشم و بروم در دل کویر. اما خدا کرمت را شکر. این‌جا که کویر است، کویر است یا بهشت؟! تا حالا کویر دیدید؟ انگار وسط بهشتی هستید. ماه آن وسط درست ایستاده، انگار می‌توانی سمتش دست دراز کنی و بگیری‌اش. این یعنی طرز فکر و امید!

دیدت نسبت به دنیا عوض می‌شود، همه چیز یک جوری مثبت دیده می‌شود. یک چیزی که می‌شود، مثلا پای آدم گیر می‌کند به بلوکی سنگی، به همه چی فحش می‌دهیم! نمی‌گوییم شکر که پای‌مان نشکست، شکر که با کله زمین نیامدیم، شکر که …

وای خدای من تمام دنیا هرچند پر از پلیدی هم باشد (که نیست) یک چیز برای امید دارد، آن هم خداست. از امید گفتن آدم را به زندگی امیدوار می‌کند و همین بس که خدا در قران می‌فرماید: با یاد خدا دل‌ها آرام می‌گیرد و این نهایت امید است.

 

دوستان واقعی خوشبختی را می‌فهمند و به سمت خوش‌وقتی می‌روند تا یک به یک، خوش‌وقتی‌ها را جمع کنند .

دوستان واقعی خدا را می‌فهمند و او را به دیگران هر چه بهتر می‌فهمانند . جالب این است؛ همان‌هایی هم که خدا را قبول ندارند، انگار در ظاهر این‌طوری هستند! یک بنده خدایی بود که دوست صمیمی نبودیم اما هر از گاهی با هم صحبتی می‌کردیم می‌گفت ما که از خدا خیری ندیدیم هرکاری هم که تا حالا شده شانسی شده! خوب دیگر این‌جور آدم‌ها خودشان را زدند به خواب، نمی‌شود بیدارشان کرد.

می‌گفت یک تعداد جمله عربی را سر هم می‌کنید، بهش می‌گویید دعا؛ آخرش هم به سر و سینه می‌زنید، می‌گویید امامم شهید شده. خواندن یک جمله عربی که نمی‌فهمید به چه درد می‌خورد! الکی وقت‌تان را تلف می‌کنید.

بماند این‌که من چه جوابی به این آقا دادم اما ببینید چه آدم‌هایی در این دنیا هستند! و خدا بی‌منت همه چیز به‌شان می‌دهد و حتی زور نمی‌کند که آقا بگو من دادم. چه بسا من کاری برای خانمم کردم و گاهی منت هم گذاشتم و تمام حاصل کارم که سرشار از عشق بود به باد رفت! خلاصه این‌که این خداست که رفیق بی‌کلک است و یک قدم برویم سمتش، 100 قدم به ما نزدیک‌تر می‌شود. 

 

و اما شانس! شانس طرز فکر ماست، دقت ماست، همت ماست، کوشش ماست، هیچ چیز به بهانه شانس از ما گرفته نشده و به ما داده نشده است. خوب بودن تولید میدان می‌کند و این خوبی‌های ماست که افعال نیک به سمت ما هدایت می‌کند .

اگر خوب باشیم دلیلی ندارد که از کنار ساختمان در حال ساخت عبور کنیم و پاره آجر از آسمان به سر ما بخورد! می‌تواند یک لحظه دیرتر یا زودتر فرود بیاید و به ما آسیب نرسد !

با نظر من موافقید؟!

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
zahra.bkht
zahra.bkht
٩٢/٠٨/٢٥
٠
٢
اوووووووووووففففففف....با عرض شرمندگی الان نتونستم مطلب به این گندگی (بزرگی)بخونم
maede
maede
٩٢/٠٨/٢٦
٠
١
مخالفم!شانس طرز تفکر ما نیست!خوش شانسی و بد شانسی هست..وجود داره.واقعیتش این حرفا بیشتر شبیه به شعاره!که شانس کوشش و تلاش و......ماست!
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/٠٨/٢٦
٠
٠
خخخخخخخخخ باکدوم حرفت؟لاهیجان یا کویر کدوم بهشته ؟ یا کی رفیق بی کلکه؟اگه منظورتون آخر حرفاتونه آجرو ..آره موافقم اما باید ببینی قسمتت چیه : )الان شما بامن موافقی یانه؟
mr_khas
mr_khas
٩٢/٠٨/٢٦
٠
١
من همشو خوندم اما متن بسیار سر در گمو به هر وادی یه سری کشیده..ممنون.... والا واقعا منظورتونو تو بعضی حرفا و استدلالاتون نگرفتم که بگم موافقم یا نه همه عمر ..خخخ ....سپاسگزارم از شما
b-bahmani
b-bahmani
٩٢/٠٨/٢٦
١
٠
لایک:)
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٢/٠٨/٢٦
١
٠
ای.کمی تا قسمتی
روشناوند-r_roshnavand
روشناوند-r_roshnavand
٩٢/٠٨/٢٦
٠
٠
سلام ... مطلب طولاني بود و بسيار پراكنده
S_14
S_14
٩٢/٠٨/٢٦
٠
٠
یکمی فهمیدم یکمی نه...
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

تو خیالی...

٩٥/٠٩/١٦
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣