شب سوم محرم؛ حضرت رقیه(س)
شب دختر سه ساله امام حسین(ع)

شب سوم محرم؛ حضرت رقیه(س)

نویسنده : سید مصطفی موسوی اصل

شب سوم محرم | حضرت رقیه(س) دختر سه ساله امام حسین(ع)

رقیه(س) دردانه سه ساله حسین بن علی(ع) است. نام مبارک ایشان در بعضی از کتاب‌های تاریخی و مقاتل نقل شده است و برخی دیگر مانند ریاض الاحزان از او با نام فاطمه صغری یاد کرده‌اند. رقیه(س) در روز سوم صفر سال 61 ه.ق در سفر اهل بیت به شهر شام از دنیا رفته است. شاید نام گذاری روز سوم محرم به نام این بانوی کوچک به این انگیزه بوده که در گرماگرم عزاداری دهه اول، از مظلومیت او یادی شود.

حضرت رقیه الگوی تربیت صحیح است. با تدبر در جملات کوتاهی که او هنگام دیدن سر بریده پدر به زبان آورده به خوبی می‌توان دریافت که این کودک از چه معرفت والایی برخوردار بوده است.

 

شهید کوچک

شهادت غم انگيز حضرت فاطمه صغري و يا رقيه عليها سلام، دختر امام حسين(ع) چنين است:

عصر روز سه شنبه در خرابه در كنار حضرت زينب(س) نشسته بود. جمعي از كودكان شامي را ديد كه در رفت و آمد هستند.

پرسيد: عمه جان اينان كجا مي‌روند؟ حضرت زينب(س)فرمود: عزيزم اين‌ها به خانه‌هاي‌شان مي‌روند.

پرسيد: عمه مگر ما خانه نداريم؟ فرمودند: چرا عزيزم، خانه ما در مدينه است. تا نام مدينه را شنيد، خاطرات زيباي همراهي با پدر در ذهن او آمد.

بلافاصله پرسيد: عمه پدرم كجاست؟ فرمود: به سفر رفته، طفل ديگر سخن نگفت، به گوشه خرابه رفت زانوي غم بغل گرفت و با غم و اندوه به خواب رفت، پاسي از شب گذشت ظاهراً در عالم رؤيا پدر را ديد سراسيمه از خواب بيدار شد، مجدداً سراغ پدر را از عمه گرفت و بهانه جويي نمود، به گونه‌اي كه با صداي ناله و گريه او تمام اهل خرابه به شيون و ناله پرداختند.

خبر را به يزيد رساندند، دستور داد سر بريده پدرش را برايش ببرند.

 رأس مطهر سيد الشهدا را در ميان طَبَق جاي داده، وارد خرابه كردند و مقابل اين دختر قرار دادند. سرپوش طبق را كنار زد، سر مطهر سيد الشهدا را ديد، سر را برداشت و در آغوش كشيد.

بر پيشاني و لب‌هاي پدر بوسه زد و آه و ناله‌اش بلندتر شد، گفت: پدر جان چه كسي صورت شما را به خونت رنگين كرد؟ پدر جان چه كسي رگ‌هاي گردنت را بريده؟ پدر جان «مَن ذَالَّذي أَيتَمَني علي صِغَرِ سِنِّيِ» چه كسي مرا در كودكي يتيم كرد؟ پدر جان يتيم به چه كسي پناه ببرد تا بزرگ شود؟ پدر جان كاش خاك را بالش زير سرم قرار مي‌دادم، ولي محاسنت را خضاب شده به خونت نمي‌ديدم.

دختر خردسال حسين(ع) آن‌قدر شيرين زباني كرد و با سر پدر ناله نمود تا خاموش شد. همه خيال كردند به خواب رفته. وقتي به سراغ او آمدند، از دنيا رفته بود. شبانه غساله آوردند، او را غسل دادند و در همان خرابه مدفون نمودند.

زنده هستم به امیدی که بیایی بابا

باز هم مرغ دلم گشته هوایی بابا

ذکر هر روز و شبم گشته کجایی بابا

شام یا کوفه و یا کرب و بلایی بابا

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
ghazale
ghazale
٩٢/٠٨/١٥
٠
٠
آدم چقد سنگ دل باید باشه .. ممنون
Paeez
Paeez
٩٢/٠٨/١٥
٠
٠
نمی دونم یک دختر سه ساله چه طور می تونه این جریاناتو هضم کنه ،من با این سن هنوز نتونستم با مرگ پدرم کنار بیام بعد ایشون با این سال و با اتفاقاتی که سر پدرشون اومده،مطمئنا صبرشون خداییه و البته مقایسه خودم با ایشون قیاس مع الفارغ..اجرتون با سید الشهدا
ati200
ati200
٩٢/٠٨/١٥
٠
٠
این که میگن در مورد واقعی بودن شخصیتشون بحثه درسته؟
s_v66
s_v66
٩٢/٠٨/١٥
٠
٠
ممنونم آقای موسوی اصل اما اخرش را نیمه کاره تمام کردید ننوشتید غساله گفت چرا بدن یک کودک سه ساله این قدر کبود است ؟ مگر بیماری خاصی داشته ؟ ننوشتید با این متن کلی گریه کردم ....ممنون مه که نمیتوانیم روضه برویم اینجا یک جور روضه مجازی است.... هیچ کسی نیست به من بگوید آخر یک دختر سه ساله چه گناهی داشته ؟؟؟؟همش سه سال ...سه سال .............
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٢/٠٨/١٥
٠
٠
هر وقت اسم حضرت رقیه رو میشنوم...بی اختیار اشکام میریزه...دخترک کوچک...چه دل پر دردی داشته در فراغ پدر...:(...ممنون از این هیئت مجازی...اجرتون با صاحب این ماه...
ati200
ati200
٩٢/٠٨/١٥
١
٠
امیدوارم حضرت رقیه بادستان کوچکش گره ازمشکلات بزرگ همه ی ما بازکنن...امین
S_14
S_14
٩٢/٠٨/١٥
٠
٠
ممنونم آقای موسوی ...خیلی چیزها دوس داشتم بنویسم اما کلا در موردشون ذهنم و قلمم از کار افتاده است...با سن کمشون صبوری و شهامتی بی مثال داشتند
شکوفه گیلاس
شکوفه گیلاس
٩٢/٠٨/١٥
٠
٠
نمیتونم چیزی بنویسم................................................
عاطفه-مزرعی
عاطفه-مزرعی
٩٢/٠٨/١٥
٠
٠
من عاشق حضرت رقیه ام.. واقعا الگوی صبرن..:(
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/٠٨/١٥
١
٠
سلام ... روز دوم محرم كه تمام شده دو موضوع دارد يكي خطبه امام ع و ديگري فرود آمدن حضرت زينب از كجاوه و استقبال جوانان بني هاشم . پيشنهاد مي‌نمايم اين دو موضوع را پيگيري نمايد
m-mousavi
m-mousavi
٩٢/٠٨/١٥
١
٠
خطبه امام حسین(ع) که آمده بود ولی فرود آمدن حضر ت زینب از کجاوه خیلی دردناک بود چون با کلی جبروت از کجاوه پیاده شدن و امام حسین(ع) و حضرت عباس(ع) و حضرت علی اکبر(ع) حضور داشتند ولی موقع خروج از کربلا...
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/٠٨/١٦
٠
٠
سلام ... متشكرم آقاي موسوي عزيز
mr_khas
mr_khas
٩٢/٠٨/١٥
٠
٠
واقعا ممنونم از شما..... واقعا چه جوری میتونه آدم این متنو بخونه و گریش نگیره ..... واقعا ممنون اجرتون با امام حسین (ع)
m_ganjlou
m_ganjlou
٩٢/٠٨/١٥
٠
٠
واقعا ممنونم ازتون..............خدايي يه سوگواري مجازي حساب ميشه واسم
مهدیس خانووم
مهدیس خانووم
٩٢/٠٨/١٥
٠
٠
زنده هستم به امیدی که بیایی بابا...از هم مرغ دلم گشته هوایی بابا مرسی از شما واقا نارحت کننده است آدم این چیزا رو میشنوه میفهمه چقدررررر خامو.... مرسی
ali007
ali007
٩٢/٠٨/١٥
٠
٠
سلام.........ممنون خیلی زیبا بود واقعا متاثر شدم.
h_nim82
h_nim82
٩٢/٠٨/١٥
٠
٠
:(
z_ghasemi
z_ghasemi
٩٢/٠٨/١٥
٠
٠
بغض تو گلوم داره خفم میکنه نمیدونم چی بگم...
مهتاب
مهتاب
٩٢/٠٨/١٥
٠
٠
ممنون آقای موسوی.....منکه جایی نمیرم عزاداری هر شب منتظر برنامه های هیئتم....التماس دعا
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٨/١٥
٠
٠
ممنون از سید عزیز.....:((((((((((((( التماس دعا بچه ها
ف-گ
ف-گ
٩٢/٠٨/١٥
٠
٠
سلام. خیلی سپاسگزارم...اشکم جاری شد.السلام علیک یا رقیه سلام الله علیها
tanha
tanha
٩٢/٠٨/١٥
٠
٠
هعیییییییییییییییییییییی هعییییییییییییییییی هعییییی! :((((((((((((((((
s_a
s_a
٩٢/٠٨/١٥
٠
٠
:(((((((((((((((((((((( کلا تو یه حال و هوای دیگه بودم..... اینو که خوندم :((((((((((((((((( هعی......... :(((((((((((
maede
maede
٩٢/٠٨/١٥
٠
٠
یعنی در عجبم از پستی و رذالت یزید و یارانش!چقدر دلشون سیاه بوده واقعن...
Vania
Vania
٩٢/٠٨/١٦
٠
٠
یه دختر سه ساله..کنج خرابه شام...همش بونه میگیره..میگه بابامو میخوام.....
Vania
Vania
٩٢/٠٨/١٦
٠
٠
سرو گذاشت رو دامنش...ناز غریبونه میکرد..با دستاش اون گیسوهاتو ...یکی یکی شونه میکرد... می بوسیدت ، نازت میکرد...با دستای نازو لطیف...قصه ی رنجشوو میگفت..ازون جماعت کثیف...
Vania
Vania
٩٢/٠٨/١٦
٠
٠
آخ آخ آخ ...آخه یکی نبود بگه بچه سه ساله زدن نداره((((((((((((((((((((((((((
ناشناس
ناشناس
٩٢/٠٨/١٦
٠
٠
این سایت جیم هم همیشه گیج کننده ست! الان مثلا چطور میشه دو تا روضه قبلی رو خوند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟! یا مثلا به مطالب حاشیه نگاری از نمایشگاه دسترسی داشت ؟ مثلا یکی رو بخونی بری به شب قبلش؟ ها؟
m-mousavi
m-mousavi
٩٢/٠٨/١٦
٠
٠
مطالب شب های گذشته را می توانید از پروفایل بنده ببینید(اگر روی عکس بنده کلیک کنید تو پروفایلم می رود)
faeze
faeze
٩٢/٠٨/١٦
٠
٠
.......:((((
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٨/١٦
٠
٠
خدا خدا خدا....بچه سه ساله و اینجوری تحمل کردن فقط از بچه های خاندان پیامبر و امامان برمیاد....دیدن سر پدر اون هم تو این سن!همین الانشم من نمیتونم فک کنم بابام یه هفته ازم دور باشه چه برسه به...:(((/متشکر و ممنانیم آقای موسوی
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٨/١٦
٠
٠
شنیدن روضه حضرت رقیه(س) آدم رو از خود بی خود میکنه خیلی دردناکه...بی بی جان محتاج به دعای شماییم...
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨