اروپازدگی و فرهادی‌زدگی آفت سینمای ما
یک نقد درست حسابی درباره فیلم تنهای تنهای تنها

اروپازدگی و فرهادی‌زدگی آفت سینمای ما

نویسنده : دست قیچی

امروز بعد از ظهر در جلسه نمایش و نقد و بررسی فیلم «تنهای تنهای تنها» ساخته «احسان عبدی‌پور» که در فرهنگسرای فناوری و رسانه برگزار شد شرکت کردم. از خود فیلم چون هنوز اکران نشده چیزی نمی‌گویم ولی جلسه نقد و بررسی به خاطر حضور گرم کارگردان و «میثم فرهومند» بازیگر اصلی فیلم که هر دو جنوبی هستند، صمیمیت بیشتری نسبت به 2 نشست قبلی فرهنگسرا داشت و عبدی‌پور همان اول یخ جمع را شکست. 

عبدی پور از ابتدا توضیح داد که فیلم به سفارش نهاد یا ارگانی ساخته نشده بلکه دقیقا همان طرح 5 صفحه‌ای است که او خودش روز اول به صدا و سیما برده و تصریح کرد که هر آدم با بهره هوشی پایین هم می‌تواند یک فیلم سفارشی را تشخیص دهد. نقطه قوت و زرنگی من این بود که به موضوعی نزدیک شدم که 10-15 سال است مسئله روز همه ماست و پایانش هرچه که بشود این برهه از تاریخ در فیلم من زنده مانده است. در حالی‌که در فیلم‌های دیگر به آن پرداخته نشده است.  

 

کار به سؤالات حاضرین که کشید، مجری مدام تذکر آیین نامه‌ای می‌داد که سؤالات ژورنالیستی نکنید و سؤالات تخصصی بپرسید که آخرش هم عبدی‌پور عنوان کرد که کلا منظور از سؤال تخصصی چیست و این طبقه‌بندی را تعریف کنید لطفا. بعد هم رضایی که منتقد مدعو بود اذعان کرد که فیلم دستاورد تکنیکی خاصی ندارد که بخواهیم به آن بپردازیم بلکه فیلمی قصه محور و سر راست است که به نحوی استاندارد ساخته شده؛ نه نقطه عطف تکنیکی دارد و نه جایی گاف می‌دهد. فوق‌اش می‌شود در یکی دو جمله گفت که فیلم‌برداری آقای نیکزاد خوب بود یا تدوین‌اش فلان مشکل را داشت و .... .

 

این شد که مسیر سؤالات بار دیگر به سمت محتوای اثر و دغدغه‌های خود عبدی‌پور برگشت. 

از جمله سؤالاتی که زیاد پرسیده شد، بحث سیاسی بودن فیلم بود، که احسان عبدی‌پور با تأکیدی دو چندان (دست‌هایش را رو به جمع بالا آورد) عنوان کرد: فیلم صد در صد سیاسی است و درونمایه سیاسی دارد ولی نه برای خوشایند دسته‌ای سیاسی و تقبیح گروه دیگر، بلکه کلیت سیاست را مورد نقد قرار می‌دهد و یکسره در رد رفتارهای سیاستمدارانه است. 

عبدی پور در جای دیگری از صحبت‌هایش گفت: سیاستمدار باید بداند طول موج امضایی که او پای یک ورقه می‌کند به تدریج بلند و بلندتر شده و سونامی حاصل از آن بر روابط افراد در دورافتاده‌ترین نقاط تأثیر می‌گذارد. 

 

از سختی‌های ساخت فیلم هم پرسیده شد که عبدی‌پور گفت: وقتی شرایط تولید یک فیلم سخت باشد، به همان میزان انرژی شما هم بالاتر می‌ر‌ود. وقتی شما در یک آپارتمان فیلم می‌سازید بیش از این‌که شرایط ساخت فیلم ساده‌تر شود، این انرژی کارگردان است که پایین می‌آید. بنابراین من ترسی ندارم که دوباره در شرایط سخت کار کنم کما این‌که فیلم بعدی‌ام هم در همان بوشهر می‌سازم.

از شیوه گزینش و کار با بازیگران سؤال شد که کارگردان در جواب گفت در فیلمی تلویزیونی که چند سال قبل ساخته از میثم فرهومند استفاده کرده بوده و برای این فیلم نیازی به پیدا کردن بازیگر جدید نداشته اما برای همان فیلم قبلی هم گزینش خاصی انجام نداده بوده و میثم فرهومند را (که نامش در شناسنامه علیرضاست) توی کوچه سوار موتور دیده بوده و انتخابش کرده است. در جای دیگری از صحبت‌هایش به تعریف از فرهومند پرداخت و گفت: خیلی از پدر و مادرها پیش من می‌آیند و می‌گویند بیا از بچه ما تست بگیر. بیا ببین پسرم ادای امین حیایی را از خودش بهتر درمی‌آورد و... ولی نکته‌ای که در مورد میثم هست این است که او ادا درنمی‌آورد و وقتی حرفی را می‌زند شما از او باور می‌کنید و به قول معروف چهره‌اش «آن» دارد. در ضمن ایشان هم در جشنواره ویدئویی و هم در جشنواره کودک به عنوان بهترین بازیگر شناخته شده‌اند.

 

توضیح بدهم که این اصطلاح «آن» بودن احتمالا از ابداعات خود عبدی‌پور بوده، چون نه من و نه هیچ یک از حاضرین تا به حال آن را نشنیده بودیم. 

اما خود من از او درباره علل تعویق اکران فیلم پرسیدم که باعث شد تنهای تنهای تنها شانس حضور در اسکار را از دست بدهد. آخر بر طبق قوانین آکادمی، فیلم باید حداقل یک هفته در کشور سازنده‌اش اکران شده باشد تا بتواند به عنوان نماینده آن کشور به اسکار معرفی شود. ظاهرا عبدی‌پور انتظار چنین سؤالی را نداشت و فیلمش را در حد و اندازه‌های اسکار نمی‌دانست. اوایل صحبتش هم گفته بود که این یک فیلم متوسط است که موفق می‌شود ریتم خودش را حفظ کند و از ریتم نیافتد، همین و بس. درباره علل تعویق اکران فیلم هم توضیح خاصی نداد و آن را به تهیه کننده مربوط دانست. 

 

اما این برخورد کارگردان باز هم مرا نگران برخوردی کرد که این روزها در سینمای کشور احساس می‌کنم و دوست دارم آن را «اروپازدگی» بنامم. موفقیت کیارستمی و سایر فیلمسازان ما در جشنواره‌های اروپایی هرچند خوشایند است اما جریانی را باعث شده که منتقدین و حتی تماشاگران ما و متأسفانه در این‌جا حتی کارگردان، قدرت داستان‌گویی فیلم را دست کم یا حتی نادیده می‌گیرند. همان چیزی که باعث شد فیلم «هیچ کجا هیچ کس» نزد منتقدین و در گیشه موفقیتی کسب نکند. چون همین اخلاق جشنواره‌ای و اخیرا فرهادی زدگی سینمای کشور، باعث شده تماشاگر در برخورد با چنین فیلم‌هایی بگوید خب این چی می‌خواست بگه؟ و اصلا به ذهنش خطور نکند که فیلمی صرفا برای سرگرم کردن ساخته شود و خوب هم ساخته شود.

یکی از دوستان خود بنده هم که در جلسه حضور داشت سانتی مانتالیسم جاری در فیلم در برابر موضوعات حساسیت برانگیز سیاسی که مطرح می‌کند، را نقطه ضعف آن دانست که من نمی‌خواهم به آن جوابی بدهم چرا که قسمت‌هایی از قصه را لو خواهد داد اما ساده لوحانه بودن فیلم اولا با توجه به بستری که در آن تعریف می شود، معنا و مفهوم دارد و بیننده را اذیت نمیکند و ثانیا اصلا در گزینش برای اسکار هیچ اهمیتی ندارد. کافیست به فیلم هایی مثل جونو،شهر خدا، نیمه شب در پاریس، ما یک پاپ داریم و خیلی فیلم های دیگر که در اسکار موفق بوده اند نگاهی بیندازید تا متوجه تفاوت آکادمی با سایر جشنواره های اروپایی بشوید. قصه در آکادمی بالاترین جایگاه را دارد نه فرم. به همین خاطر هم هست که می‌گویم امسال بهترین گزینه برای فرستادن به اسکار همین ساخته عبدی‌پور بود.

اگر کسی بگوید فیلم شانس کمی دارد چون پخش کننده خارجی مناسبی ندارد یا کارگردانش در سطح جهانی شناخته شده نیست، حرفی منطقی و قابل قبول زده که من هم می‌پذیرم ولی رد کردن آن به بهانه نگاه ساده انگارانه‌اش نشان از نگاه فسیلی و فرم پرست اهالی هنر این روزها و عدم شناخت از ملاک‌های آکادمی دارد. 

در ضمن از آن‌جا که در جلسه چندین بار اصطلاح ژانر سیاسی توسط دوستان هنری مطرح شد، از باب تذکر عرض می‌کنم که اصلا ژانری به نام سیاسی وجود خارجی ندارد. توصیه می‌کنم در این زمینه به مقالات دکتر حسن حسینی در مورد 3 ویژگی که یک گونه باید داشته باشد، تا آن را یک ژانر مستقل حساب کنیم رجوع کنید. 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
s_a
s_a
٩٢/٠٨/١٤
٠
٠
نخوندمش! :| دوس دارم همیشه اول فیلمو ببینم بعد نقد بخونم! :|
dastgheichi
dastgheichi
٩٢/٠٨/١٥
١
٠
دوست عزیز! میتونین مطلب رو بخونین چون چیزی از فیلم رو لو ندادم
سهره
سهره
٩٢/٠٨/١٤
٠
٠
عاقا من تا نصفش خوندم چشم در اومد...........
b-bahmani
b-bahmani
٩٢/٠٨/١٤
٠
٠
من خوندم نفهمیدم!
dastgheichi
dastgheichi
٩٢/٠٨/١٥
٠
٠
دقیقا چیش رو نفهمیدین؟ متن بالا صرفا یک گزارش از نشست نقد و بررسی فیلمه و بیشتر حالت گزارشی داره. در انتها هم دغدغه نگارنده در مورد نوع نگاه این روزهای منتقدین و تماشاگران به سینما مطرح شده، همین!
عاطفه-مزرعی
عاطفه-مزرعی
٩٢/٠٨/١٤
١
٠
ما نیز کلا نقد مقد دوس نداریم!:) ولی باتشکر از زحمات شوما:)
ف-گ
ف-گ
٩٢/٠٨/١٤
٢
٠
متشکرم! به صورت جهشی مطالعه کردم! :)
مهتاب
مهتاب
٩٢/٠٨/١٤
١
٠
خوب منکه ندیدم فیلمو ):
فیلم بین
فیلم بین
٩٢/٠٨/١٤
١
٢
نقد خیلی خوبی بود. مخصوصا پاراگراف آخر. فرهادی زدگی :)))
fatemeh
fatemeh
٩٢/٠٨/١٥
٥
٠
عیب از کسانی یه که فقط یه تقلید سطحی از کارای آقای فرهادی میکنن و صرفا جشنواره پسند فیلم میسازند ...... ولی عمق و مفهوم و فرم اصلی فیلمای فرهادی نظیر نداره.
ناشناس
ناشناس
٩٢/٠٨/١٥
١
١
به نظر بنده نقد فیلم باید برای مخاطب عامی که دوست دارد از فضا و عوالم هنر و سینما سر در بیاورد روان تر نوشته شود! می بینید که اکثر مخاطبان یا تا نیمه خوانده اند یا جهشی! خب برادر من یک جوری بنویس که ملت یک چیزی دستشان بیاید...
dastgheichi
dastgheichi
٩٢/٠٨/١٦
١
٠
طولانی بودن رو که دوستان دیگه هم اشاره کردن موافقم اما سخت بودنش رو نه. فک میکنم چون طولانی بوده دوستان کامل نخوندن و الا متن سخت نیست واقعا.
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٢/٠٨/١٥
١
١
سانتی مانتالیسم ینی چی؟الان میشه بگین چرا این کارو با کارای ساخت آقای فرهادی مقایسه کردین؟
dastgheichi
dastgheichi
٩٢/٠٨/١٥
١
٠
من فیلم رو با آثار فرهادی مقایسه نکردم بلکه گفتم نگاه کلی منتقدین و تماشاگران به فیلم های سینمایی ایرانی اروپازده و فرهادی زده شده و این نگران کننده است چون عادت کرده ایم در فیلم ها دنبال معنا و مفهوم بگردیم نه آنکه از تماشای قصه ای که روی پرده اتفاق می افتد لذت ببریم.
admin
admin
٩٢/٠٨/١٥
١
٠
دو سه نکته خدمت شما باید عرض کنم: 1/ بسیار موافقم که جو جشنواره ای و احتیاج به فیلم های بسیار پیچیده با داستان های آنچنانی در سینما هست و فیلم هایی مثل تنهای تنهای تنها در این جو گم شدند.... 2/ بد نبود در مورد خود فیلم هم توضیحاتی می دادید که دوستانی که ندیده اند راغب شوند که بروند و در اکران آن فیلم را ببینند. .... 3/ با اینکه نقد شما را بسیار پسندیدم و آن را واقعن نقد می دانم ولی استاندارد مطلب در فضای مجازی نهایتا 600 کلمه است که این مطلب دو برابر آن است. شاید لازم بود میان تیتر می دادید
dastgheichi
dastgheichi
٩٢/٠٨/١٥
٠
٠
1- مرسی 2- در شماره قبلی جیم مطالب خوبی راجع به فیلم منتشر شده بود که به نظرم کافی بود و از طرف دیگه نمیخواستم چیزی از فیلم را لو بدهم 3- چشم. در موارد بعدی رعایت میکنم
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٨/١٥
١
٠
چی همه بود!!!!ما که ایرانی خیلی نمی نگاهیم ولی ممنون و مشکر
sm.asadi
sm.asadi
٩٢/٠٨/١٦
١
٠
مطلب خوبی بود در مورد یک فیلم بسیار خوب دوستان و خوانندگان محترمی که از زیادی مطلب می‌نالیدند بد نیست یک فکری به حال خودشان بکنند! کافی است به جای بنده باشید تا در هفته حداقل ۵۰ هزار کلمه مطلب بخوانید! در ثانی مطلب بسیار سر راست و دقیق نوشته شده و به قولی روزنامه‌ای می‌شود خواندش. حالا اگر کسی معنی کلمه‌ای را هم نفهمید می‌تواند با سرچ در اینترنت و ویکی پدیا سریعا به جواب برسد، شما که ماشاالله دست یه اینترنت‌تان خوب است نباید از این حرفا بزنید. در ثالث (!) یکی از نشانه‌های مطلبی که شما را بالا می‌کشد و رشد می‌دهد همین است که بعضی جاهایش را نفهمید و بعد بروید سراغ کشف آن. این روش را خود بنده تجربه کردم، حسابی جواب می‌دهد. مثلا یک نشریه‌هایی را می‌خواندم که هنگام خریدش فروشنده بهم چپ چپ نگاه می‌کرد یا فکر می‌کرد برای پدرم می‌خرم!!!
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٨/١٦
٠
٠
آقای اسدی؟؟ما تو هفته از 50هزار کلمه بیشتر میخونیم!خودم به شخصه رو میگم!تازه درسته میگیم زیاد بود ولی خوندیم همه شو:|
ali007
ali007
٩٢/٠٨/١٦
٢
٠
خیلی طولانی بود ولی اگه اقای فرهادی نبود ما همین یه اسکارم نمیداشتیم!!!!!!!!
dastgheichi
dastgheichi
٩٢/٠٨/١٧
١
٠
بر منکرش لعنت. من هم ارادت ویژه دارم خدمت اصغر خان فرهادی.
alirz_1985
alirz_1985
٩٢/٠٩/٢٠
٣
٠
با تشکر از دست قیچی عزیز. مطلب بسیار خوب و جامعی بود و بر خلاف نظر دوستان به هیچ وجه پیچیدگی و تکلفی در متن وجود نداشت.
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨