لبریز از قطره‌ها
شعری از جنـس باران

لبریز از قطره‌ها

نویسنده : آوین

می‌توان در قاب خیس پنجره

چک چک آواز باران را شنید

می‌توان دلتنگی یک ابر را

در بلور قطره‌ها بر شیشه دید

می‌توان لبریز شد از قطره‌ها

مهربان و بی‌ریا و ساده بود

می‌توان با واژه‌های تازه‌تر

مثل ابری شعر باران را سرود

می‌توان در زیر باران گام زد

لحظه‌های تازه‌ای آغاز کرد

پاک شد در چشمه‌های آسمان

زیر باران تا خدا پرواز کرد

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
f_ghasemi
f_ghasemi
٩٢/١٠/١٨
٠
٠
مرسی زیبا بود
faride
faride
٩٢/١٠/١٨
٠
٠
می‌توان در زیر باران گام زد لحظه‌های تازه‌ای آغاز کرد...ممنون زیبا بود.مال خودتونه؟
a_arabpour
a_arabpour
٩٢/١٠/١٨
٠
٠
عالي بووووووووووووووووووووووود
سحر بانو
سحر بانو
٩٢/١٠/١٨
١
٠
خییییییییییییییییییییییییییییییییلی با احساس بود......خیلی حس قشنگی رو بهم منتقل کرد...ممنون :) فقط ی اشکال کوچولو.......اینکه قافیه یهو تغییر کرد....وگرنه عااااااالی بود........
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/١٠/١٨
٠
٠
می‌توان با واژه‌های تازه‌تر ،مثل ابری شعر باران را سرود...خیلی قشنگ بود...خوشم اومد....ممنون :)
جارچی
جارچی
٩٢/١٠/١٨
٠
٠
زیبا بود
r_riahi
r_riahi
٩٢/١٠/١٩
٠
٠
خیلی خوب بود مرسیـــــــــــــــــــ
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٢/١٠/١٩
٠
٠
شعر خودتون بود؟
آوین
آوین
٩٢/١٠/١٩
٠
٠
نه دوست گلم :)
neyosha
neyosha
٩٢/١٠/١٩
٠
٠
چه زیبا..........مــــــــــــــــتشکرم:))
faeze
faeze
٩٢/١٠/١٩
٠
٠
زیر باران تا خدا پرواز کرد...ممنون:)
M_BARF
M_BARF
٩٢/١٠/٢٠
٠
٠
مرسی قشنگ بود
ali007
ali007
٩٢/١٠/٢٢
٠
٠
قشی بود.......مچکر:))
amin20
amin20
٩٣/٠١/٢٦
٠
٠
ممنون
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣