مثل سیگار...
زندگی یک چمدان است که می‌آوریَش

مثل سیگار...

نویسنده : r_ghahremani

زندگی یک چمدان است که می‌آوریَش

بار و بندیل سبک می‌کنی و می‌بَریش

خودکشی مرگِ قشنگی که به آن دل بستم

دستِ کم هر دو سه شب سیر به فکرش هستم

گاه و بیگاه پُر از پنجره‌های خطرم

به سَرم می‌زند این مرتبه حتما بپرم

چمدان دستِ تو و ترس به چشمان من است

این غم انگیزترین حالتِ غمگین شدن است

بی تو من با بدن لختِ خیابان چه کنم

با غم انگیزترین حالتِ تهران چه کنم

بی تو پَتیاره پاییز مرا می‌شکند

این شبِ وسوسه انگیز مرا می‌شکند

قبل رفتن دو سه خط فحش بده، داد بکش

هی تکانم بده، نفرین کن و فریاد بکش

قبل رفتن بگذار از تهِ دل آه شوم

طوری از ریشه بکِش ارّه که کوتاه شوم

مثل سیگار خطرناک‌ترین دودم باش

شعله آغوش کنم حضرت نمرودم باش

هر پسر بچه که راهش به خیابانِ تو خورد

یک شبه مرد شد و یکّه به میدان زد و مُرد

من تو را دیدم و آرام به خاک افتادم

و از آن روز که در بندِ تواَم آزادم

چای داغی که دلم بود به دستت دادم

آن‌قَدَر سرد شدم از دهنت افتادم

می‌پرم دلهره کافیست، خدایا تو ببخش

خودکشی دست خودم نیست، خدایا تو ببخش

(علیرضا آذر)

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٨/٢٨
١
٠
مرگِ قشنگ!@ خودکشی!× (شاعر بنده خدا داغون شده اصلا ! زندگی خیلی داغونش کرده احتمالا)|| ولی شعر قشنگ بود ممنونم :)
ali007
ali007
٩٢/٠٨/٢٨
١
٠
خیلی زیبا بود........ممنون از شما:)))))
r_ariats
r_ariats
٩٢/٠٨/٢٨
١
٠
فوق العاده شعر زیبایی بود/ سپاس:)
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٨/٢٨
٣
٠
خیلی شعر زیباییه...توصیه میکنم آهنگشو با صدای امیر عظیمی گوش بدید...ممنون :)
r_ghahremani
r_ghahremani
٩٢/٠٩/٠١
٠
٠
منم همین توصیه رو میکنم :دی
Niva
Niva
٩٢/٠٨/٢٨
٢
٠
کلمات قچنگه.. چعر رو هم قچنگ کرده اما این همه یاس و نا امیدی که القا میکنه اصلا خوب نیست.....
mr_khas
mr_khas
٩٢/٠٨/٢٨
١
٠
زیبا بود متشکرم
BeinG_a_GirL
BeinG_a_GirL
٩٢/٠٨/٢٨
١
٠
خودکشی ! بعضی وقتام فکرش آدمو آروم میکنه !
maede
maede
٩٢/٠٨/٢٩
١
٠
من همیشه میگم خودکشی از جهنم به جهنم رفتنه!
مهتاب
مهتاب
٩٢/٠٨/٢٩
١
٠
هوم چه قشنگ بود(:
maede
maede
٩٢/٠٨/٢٩
١
٠
واقعیتش زیاد جالب نبود!حس خاصی بهم نداد شعر!
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/٠٨/٢٩
١
٠
چای داغی که دلم بود به دستت دادم آن‌قَدَر سرد شدم از دهنت افتادم ممنون چایی داغش میچسبه
jalal
jalal
٩٢/٠٨/٢٩
١
٠
زندگی وسعتی دارد به اندازه ی مرگ پرسشی دارد به اندازه عشق
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٢/٠٨/٢٩
١
٠
چمدان دست تو و ترس به چشمان من است... اینو یه بار یکی بهم اس داد...میتونم بگم ازین شعر متنفرم...
روشناوند-r_roshnavand
روشناوند-r_roshnavand
٩٢/٠٨/٢٩
١
٠
سلام ... متشكرم و موفق باشيد
آبان
آبان
٩٢/٠٨/٢٩
١
٠
گاه و بیگاه پر از پنجره‌های خطرم به سرم می‌زند این مرتبه حتما بپرم درسته گاهی اینقدر خسته میشی که به فکر خودکشی میفتی جدا از این که این تفکر هست که داری به جای خــــــــدا تصمیم میگیری ولی اگه حتی یه کوچولو فک کنی میفهمی حتما یه علتی داشته که تو اومدی خدا میتونست یکی دیگه رو به جات بیاره یعنی حتما واسه یه کاری اینجایی/واسه فهمیدن چیزی/واسه بندگی /واسه خوب بودن و خوبی کردن و.... هر هدفی که خدا واسه خلقتت دلیل داشته/ ممنون شعر قشنگی بود :)
r_detective
r_detective
٩٢/٠٨/٢٩
١
٠
قشنگ بود اما غمگین
javad agha
javad agha
٩٢/٠٨/٢٩
١
٠
زیبا بود افری ین
r_ghahremani
r_ghahremani
٩٢/٠٩/٠١
٠
٠
از نظرات همه دوستان ممنونم منم با نظر خیلی هاتون موافقم همه ما 100% با یک هدفی به دنیا اومدیم اما گاهی وقتا یه حس هایی به آدم دست میده و اون حس ها رو روی کاغذ میاری.
پربازدیدتریـــن ها
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
تبلیغات
تبلیغات