بغض آفتاب
شعری سروده خودم

بغض آفتاب

نویسنده : saiideh70

تو را،

از ورای خیمه‌های به آتش کشیده،

و گذشته از خونابه کویر،

در میان ذرات حقیقت یافتم.

تو را،

فهمیدم.

نه به اشک،

نه به آه،

بلکه میان بغض فروخورده آفتاب.

خطاهایم را،

به پای تصویر تار دیدگانم،

بگذار...

 

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
عاطفه-مزرعی
عاطفه-مزرعی
٩٢/٠٨/١٦
٠
٠
خیلی زیبا بود دوست عزیز.آفرین بر شما:)
ali007
ali007
٩٢/٠٨/١٦
٠
٠
به به.............بسیار زیبا و دلنشبن بود!!!!!
javad agha
javad agha
٩٢/٠٨/١٦
٠
٠
سپاس
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/٠٨/١٦
٠
٠
سلام ... متشكرم
z_ghasemi
z_ghasemi
٩٢/٠٨/١٦
٠
٠
خطاهایم را، به پای تصویر تار دیدگانم، بگذار... ممنون
mr_khas
mr_khas
٩٢/٠٨/١٦
٠
٠
تو را، فهمیدم. نه به اشک، نه به آه، بلکه میان بغض فروخورده آفتاب. متشکرم عالی بود
m_ganjlou
m_ganjlou
٩٢/٠٨/١٦
٠
٠
احسنت به شما دوست عزيز
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٨/١٦
٠
٠
مثل همه ی شعرهاتون زیبا بود...ممنون :)
مهتاب
مهتاب
٩٢/٠٨/١٦
٠
٠
ممنون دوست عزیز
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٨/١٦
٠
٠
واقعا خیلی شعر های قشنگی میگید ،ممنوم.
Mahnaz_72
Mahnaz_72
٩٢/٠٨/١٦
٠
٠
خیلی قشنگ بود مرسی
شاهدخت
شاهدخت
٩٢/٠٨/١٧
٠
٠
ممنون...زیبا بود..........
A_K
A_K
٩٢/٠٨/١٧
٠
٠
مچکرم...سپاس
faeze
faeze
٩٢/٠٨/١٧
٠
٠
ممنون واقعا قشنگ بود...آفرین:)
faride
faride
٩٢/٠٨/١٧
٠
٠
مثل همیشه عالی...بهت افتخار میکنم:)
saiideh70
saiideh70
٩٢/٠٨/١٧
٠
٠
سپاس از همگی دوستان
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٢/١١/٢٠
٠
٠
خوب بود.
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

الغوث خدایا

٩٦/٠٣/٢٥
بغضم می گیرد

تله پاتی

٩٦/٠٣/٢٥
شعری سروده خودم

همه جا صوت غریبانه آن آهنگی است

٩٦/٠٣/٢٨
حرف‌هایم را برای شما بگویم

روزمرگی های گارسون جوان

٩٦/٠٣/٢٧
در دنج ترین گوشه دل

شمعدانی کوچک من

٩٦/٠٣/٢٧
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
شهادت مبارکش باشد

چند می گیری عاشق بشی؟

٩٦/٠٣/٢٧
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
لطفا خانم ها با دقت بیشتری بخوانند

بازار کاری که خانم ها خرابش کردند

٩٦/٠٣/٢٨
او اکنون کلاس چهارم است

پدربزرگ دوست داشتنی

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
جایگاه مقدس یک پدر

پدر ظالم

٩٦/٠٣/٢٨
همه چیز را ندانی

غرور و تردید

٩٦/٠٣/٢٥
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
در جاده زندگی هم مسیر شویم

همکلاسی

٩٦/٠٣/٢٥
شعری سروده خودم

چشم ها در انتظار آشنای نیمه شب

٩٦/٠٣/٢٥
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
تبلیغات
تبلیغات