آفتاب مهر
شعری سروده خودم

آفتاب مهر

نویسنده : saiideh70

من می دانم،

عاقبت یک روز،

از فرازکوهساران،

و از میان دشت های لاله،

می‌آیی...

و آن قدر نزدیک می‌شوی که دیگر،

دست تقدیر،

نمی‌تواند تو را،

از شاخه‌های احساسم بچیند.

و من،

هر شب پنجره خیالم را،

برایت باز خواهم گذاشت.

و برای همیشه،

سحرگاهان،

دستان گرمت را

از لا به لای پرده های افکارم،

لمس خواهم کرد....

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
S_14
S_14
٩٢/٠٨/١١
٠
٠
زیبا بود ممنونم
mr_khas
mr_khas
٩٢/٠٨/١١
٠
٠
سحرگاهان، دستان گرمت را از لا به لای پرده های افکارم، لمس خواهم کرد.....مرسی
عاطفه-مزرعی
عاطفه-مزرعی
٩٢/٠٨/١١
٠
٠
بسیار بسیار زیبا:) مچکر :)
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٨/١١
٠
٠
مثل بقیه شعرهاتون زیبا و با احساس....ممنون :)
z_ghasemi
z_ghasemi
٩٢/٠٨/١١
٠
٠
زیبا بود ممنون ....هر شب پنجره خیالم را، برایت باز خواهم گذاشت.
m_ganjlou
m_ganjlou
٩٢/٠٨/١١
٠
٠
شعرتون عالي بود..............منم شعر ميگم ..............عالي بود شعر شما
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/٠٨/١١
٠
٠
سلام ... آفتاب مهرت پاينده باد
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٨/١١
٠
٠
خیلی قشنگ بود :))) ماشاالـ... شما هم حرفه ای شدید :))
r_ariats
r_ariats
٩٢/٠٨/١١
٠
٠
دست تقدیر، نمی‌تواند تو را، از شاخه‌های احساسم بچیند...ممنون خیلی زیبا بود :)
Mahnaz_72
Mahnaz_72
٩٢/٠٨/١١
٠
٠
خیلی قشنگ بودمرسی
maede
maede
٩٢/٠٨/١٢
٠
٠
"شاخه های احساس"قشنگ بود...
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٢/٠٨/١٢
٠
٠
وای.چقدر عشقولانه بود..کم آوردم (:
مهتاب
مهتاب
٩٢/٠٨/١٢
٠
٠
هوووووووووووووم دوسش میداشتم....با تصویر سازی تو ذهنم خوندمش خیلی چسبید...ممنون(:
faeze
faeze
٩٢/٠٨/١٢
٠
٠
خییییییییییلی هم عالییییییی:))ممنون:)
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٢/٠٨/١٢
٠
٠
چی باحال ... فکّم افتد *:) با تشکرات فراوان سعیده ی عزیزم ...
ali007
ali007
٩٢/٠٨/١٣
٠
٠
خیلی قشنگ بود به دلم نشست............ممنونم
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

همواره شک مهمان من است

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

نمی دانستم!

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تن‌های سرد

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تردید، تصمیم و تغییر

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

گوجه سبز

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

غریبه ها

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خرده‌شیشه‌های تردید

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یک جهان مقابل من

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

حجم نبودنت

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

شاه بی سپاه

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

ساعت بیست و پنج شب و روز سی و دوم ماه

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

آیه های زمینی در تردیدهای ناگریز

٩٦/٠١/٠٣
تبلیغات
تبلیغات