تمام خودم را ریخته بودم روی دایره!
مراقب خود خودتان در فضای مجازی باشید

تمام خودم را ریخته بودم روی دایره!

نویسنده : z_urbanity

مدتی بود که زیاد با وبلاگ نویسی سر و کار داشتم، زیاد که می‌گویم یعنی خیلی! واقعا شورش را درآورده بودم به معنای حقیقی و حقوقی کلمه! تمامِ «خودم» را ریخته بودم رویِ دایره و در معرض دید هر آدمی و هر چشمی! و حالا، پشیمانم!

می‌گویند در هیچ کاری پشیمانی سودی ندارد، و من جز آن دسته از آدم‌هایی هستم که زندگی این جمله را بارها بارها بهش ثابت کرده است! فقط خواستم بگویم اگر شما هم مثل من، در این دنیای مجازی، همیشه خود خودتان بودید، مواظب این پشیمانی باشید!

گاهی آدم به جایی می‌رسد که دلش میخواهد تنها باشد، هیچکس او را نشناسد، برای خودش تیریپ بردارد که هیچکس من را نمی‌فهمد و این‌ها - که خودتان بهتر می‌دانید - بعد اگر همیشه خودت بوده باشی، همه آنهایی که با تو بودند، الگوریتم‌های رفتاریت را می‌فهمند و دیگر نمی‌توانی جواب آن حس نه چندان غریب را بدهی!

به هر حال از ما گفتن بود.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
A_K
A_K
٩٢/٠٨/١٦
٢
٠
ممنون...
admin
admin
٩٢/٠٨/١٦
٠
٠
خو حالا یک چیز دیگه هم می گفتید بنده خدا 400 کلمه قلم فرسایی کرده بود :)
maryam
maryam
٩٢/٠٨/١٦
٠
٠
:)))
A_K
A_K
٩٢/٠٨/٢٩
٠
٠
آخه حوصله ندارم
عاطفه-مزرعی
عاطفه-مزرعی
٩٢/٠٨/١٦
٠
٠
منم اون اوایل ک تازه بلاگر شده بودم زیادی وقتمو میذاشتم روش. کار خوبی نی..پشیمون میشی ک وقتتو گذاشتی روش! ی مدت ک میگذره عادت میکنی و طبیعی میشه واست دیگههه.ممنونم:)
admin
admin
٩٢/٠٨/١٦
٠
٠
منم سه سالی تجربه پیوسته بلاگ نویسی دارم و ولی خود خودم بودم، الان هم اینطوری نیست که فکر کنم پیشمون هستم :) فقط بعد از یک مدتی حرف هام تموم شد برای همین گذاشتمش کنار
z_urbanity
z_urbanity
٩٢/٠٨/١٨
٠
٠
من چند تا بلاگ همزمان داشتم، دوستای متفاوت و زیاد... ولی واقعا توصیه میکنم زندگیتون نشه اون خونه مجازی! حرف ته نمیکشه، هیچوقت! این حسِ ادمِ که از انجام یا ادامه یک کار نگهت میداره :)
ali007
ali007
٩٢/٠٨/١٦
١
٠
ممنون..................واقعا راس گفتین!!!!!!!!!!
z_urbanity
z_urbanity
٩٢/٠٨/١٨
٠
٠
بزن قَدِش پـَـ :دی
admincheh
admincheh
٩٢/٠٨/١٦
٠
٠
من تقریبا یک سال و هشت ماهه که وبلاگ دارم اوایلش خیلی جذاب بود به نظر من وبلاگ داری وقتی جذابه که واسه افراد حقیقی نشده باشی و همین طور مجازی بمونی چون وقتی حقیقی باشی دیگه حرف دلتو با ید قورت بدی ننویسی تا کسی نپرسه چرا..وقتی خودت باشی و تا یه مرزی از خودت رو نه همه زندگیتو بنویسی گمون نکنم بد باشه
z_urbanity
z_urbanity
٩٢/٠٨/١٨
٠
٠
بشدت میفهمم حرفت ُ.. :)
mr_khas
mr_khas
٩٢/٠٨/١٦
١
٠
مرسی از اینکه تجاربتونو در اختیار ما گذاشتید
m-mousavi
m-mousavi
٩٢/٠٨/١٦
٠
٠
من تقریبا سه سال است که در دنیای مجازی فعال هستم و وبلاگ هم دارم و نظرم بر این است که باید در فضای مجازی هم حقیقی بود ولی بسیار بر نظرات و روابط دقت کرد...
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٨/١٦
٠
٠
احسنت
m_masoumian
m_masoumian
٩٢/٠٨/١٦
٠
٠
بعداین اتفاق شایدبهترین کاراین باشه که خودمان راعوض کنیم چون چیزی که رفته دیگه برنمی گرده
مهتاب
مهتاب
٩٢/٠٨/١٦
٠
٠
منکه تجربه وبلاگ نویسی ندارم ولی بنظرم آدم ناشناس بمونه بهتره... و راحت تر میشه بنویسه هر چی که دوست داره(:
z_urbanity
z_urbanity
٩٢/٠٨/١٨
٠
٠
موافقم!
ایران
ایران
٩٢/٠٨/١٦
٠
٠
هه!
S_14
S_14
٩٢/٠٨/١٦
٠
٠
من همه فکر میکنم که باید تو دنیای مجازی هم حقیقی بود و تمام اون چیزی که هستی رو نشون بدی حال حتی اگر گاهی مورد توهین اطرافیان هم قرار گرفتین مهم اینه که تو توی دنیای مجازی هم حقیقی بودی..
م-نص
م-نص
٩٢/٠٨/١٦
٠
٠
ایا دیگران هم مثل شما این طرز فکر را دارند و شخصیتشان حقیقی است؟؟؟
z_urbanity
z_urbanity
٩٢/٠٨/١٨
٠
٠
امیدوارم هیچوقت از این نظرت پشیمون نشی دوستم :) امیدوارم اعتمادی که اطرافیانت میکنی هیچوقت باعث نگرانیت نشه :)
م-نص
م-نص
٩٢/٠٨/١٦
٠
٠
متشکر....................حتما سعی می کنم رعایت کنم:)
fahime72
fahime72
٩٢/٠٨/١٦
٠
٠
:|
maede
maede
٩٢/٠٨/١٦
٠
٠
بستگی به حرفی که میخوای بزنی داره!مثلن اگه میخوای نوشته های ادبی..شعرات و.....بذاری حالا با هویت خودت باشی اشکالی نداره.البته اونم نه اینکه کل اطلاعاتت باشه همین مشخصات اولیه و ساده.اما اونا که کلن داستان زندگیشونو مینویسن (البته با این به شدت مخالفم!)یه اسم مستعار بدون هیییچ توضیحی کارو راحت میکنه.
z_urbanity
z_urbanity
٩٢/٠٨/١٨
٠
٠
همونشم بده.. شاید اشتباه باشه، ولی بمن ثابت شده که نباید بین اهالیِ بلاگ خودم س زندگیم باشم! باید یاد گرفت هر حرفی زدنی نیست :)
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٨/١٦
٠
٠
از این تیکه ای که گفتی (برای خودش تیریپ بردارد که هیچکس من را نمی‌فهمد بردارد) خیلی خوشم اومد :)...ممنون
z_urbanity
z_urbanity
٩٢/٠٨/١٨
٠
٠
بشخصه زیاد دچارِ این تیریپ میشوم :دی
z_ghasemi
z_ghasemi
٩٢/٠٨/١٦
٠
٠
ولا ما تجربه ای در این زمینه نداریم اما سعیمون بر اینه که همیشه خومون باشیم (تمام جمله هام جمع بود منظورم منو خودمو خورزو خان بود ) :0
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/٠٨/١٦
٠
٠
سلام ... اميدوارم اينگونه كه شما تجربه كرده‌ايد بر سر من نياد . متشكرم
z_urbanity
z_urbanity
٩٢/٠٨/١٨
٠
٠
محتاطانه راه بروید روی خطِ بلاگر ها :)
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٨/١٦
٠
٠
ممنونم از رسوندن تجربیات خودتون به ما،خب چیزی که باید بهش همیشه توجه داشت اینه که تو فضای مجازی هرچیزی رو نباید گفت
z_urbanity
z_urbanity
٩٢/٠٨/١٨
٠
٠
کم گوی ُ گزیده گوی چون دُر... :)
ati200
ati200
٩٢/٠٨/١٧
٠
٠
من تو بلاگ نویسی حرفای عاشقانه می نویسم...اما اینکه ازخودم بنویسم نه..به قول اقای نادری یه روز حرفات ته میکشهو وبت دیگه اپ نمیشه....اما باشما موافقم گاهی کسی نشناست..من تو بعضی سایتها اینطوریم...کلی یم راحتم
z_urbanity
z_urbanity
٩٢/٠٨/١٨
٠
٠
همیشه باید ادم همه جا راحت باشه! :)
ف-گ
ف-گ
٩٢/٠٨/١٧
٠
٠
بشخصه در این مورد خیلی محتاط هستم. دنیای مجازی اصلا قابل اعتماد نیست و به قول شما ریختن تمام خود روی دایره هیچ صلاح نیست... ممنونم
z_urbanity
z_urbanity
٩٢/٠٨/١٨
٠
٠
:)
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٢/٠٨/١٨
٠
٠
موافقم شدیییییییییییییییییید! تجربشو تو فیس بوک داشتم
هومن حقدادی
هومن حقدادی
٩٤/٠٥/٢١
٠
٠
من اینکاره نیستم اما زیاد با افرادی با این دسته مشغله سر کار داشتم...اره واقعیت عجیبیه کاش بشه ک خودت نباشی گاهی وقتا...
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

چشم هایت شبیه پاییزند...

٩٥/٠٩/١٨
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤