ترس
سایه هایشان چشم هایم را بر راه بسته اند

ترس

نویسنده : kavir

می ترسم؛

از کاغذ سفید

و قلم سیاه؛ 

و دلی اکنده از ترس.

پرندگان سیاهی که بر

دفترم احاطه و آشیانه ساخته اند.

سایه هایشان چشم هایم را بر راه بسته اند؛

چه می شود ؟

چه خواهد شد؟!

این سیاهی از آن کدام جغد شبانه است

که گاه به گاه خیالم را از ترس؛

سکوت و سر به چاله خویش

می‌کشاند.

 

امین شنبدی

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/٠٨/٠٩
٠
٠
سلام ... متشكرم
z_ghasemi
z_ghasemi
٩٢/٠٨/٠٩
٠
٠
شاعر کلا از همه چیز میترسیده وقتی این شعر رو میگفته خخخخخ
neyosha
neyosha
٩٢/٠٨/٠٩
٠
٠
ممنونم
r_ariats
r_ariats
٩٢/٠٨/٠٩
٠
٠
سپاس!!! :)
S_14
S_14
٩٢/٠٨/٠٩
٠
٠
تشکر
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٨/٠٩
٠
٠
ممنون از شما :)
mr_khas
mr_khas
٩٢/٠٨/٠٩
٠
٠
متشکر:)
mr_khas
mr_khas
٩٢/٠٨/٠٩
٠
٠
متشکر:)
maede
maede
٩٢/٠٨/٠٩
٠
٠
خوب بود ممنون.
م-نص
م-نص
٩٢/٠٨/١٠
٠
٠
سپاس....................ولی من کلا از این سبک شعر خوشم نمیاد:(
faeze
faeze
٩٢/٠٨/١٠
٠
٠
ممنون:)خیلی خوب بود:)
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٨/١٠
٠
٠
می ترسم؛ از کاغذ سفید و قلم سیاه... شعر قشنگی بود ممنونم :))
عاطفه-مزرعی
عاطفه-مزرعی
٩٢/٠٨/١٠
٠
٠
مچکر:)
پربازدیدتریـــن ها
با مدیران کت و شلواری

کرمانشانگم چنی بی کسی...

٩٦/٠٨/٢٤
قلبی برای من، قلبی برای انسانی که من می‌خواهم

قلبی که تنها تو را دوست دارد

٩٦/٠٨/٢٥
از روزهای 18 سالگی

قانونی شدن عجب صفایی داشته!

٩٦/٠٨/٢٢
برای مردم داغدیده

شهر تو و شانه های من

٩٦/٠٨/٢٢
راهکارهای علمی در امان ماندن از سو ضن در سفرهای هوایی

چگونه عین آدم سوار هواپیما بشویم؟

٩٦/٠٨/٢٣
به طور متوسط، هر کاربر ایرانی در 18 کانال عضو است

چرا سرانه رو می ریزی تو تلگرام؟

٩٦/٠٨/٢٢
خودشان انتخاب کردند...

قاتل واقعی

٩٦/٠٨/٢٧
حبیب خدا...

داستانک مهمان

٩٦/٠٨/٢٤
وقتی در کنارم نیستی...

در عمق وجودم ته نشینی

٩٦/٠٨/٢٣
#تسلیت

صدسال تنهایی

٩٦/٠٨/٢٤
آخرین بند وصیت حاجی

زیر چشمان پدر

٩٦/٠٨/٢٧
زندگی را زندگی می‌کنم

ای روح عاشقانه…

٩٦/٠٨/٢٧
از هیچ چیز نمی ترسم

غرقه سازی

٩٦/٠٨/٢٨
شعری سروده خودم

یک نفس عشق

٩٦/٠٨/٢٨
همین جا؛ کنار دل من

به تعداد همه

٩٦/٠٨/٢٨
تبلیغات