در محضر امام ولی فكرم جای ديگر

در محضر امام ولی فكرم جای ديگر

نویسنده : r_roshnavand

سفر به عتبات عاليات عراق از طريق هوايي اين گونه است كه پرواز از مشهد به بغداد صورت مي‌گيرد و با توجه به نزديك بودن شهر كاظمين زائرين يك شب در كاظمين و سه شب بعدي را در كربلا و سه شب هم در نجف اقامت مي‌نمايند و پايان سفر با پرواز برگشتي از نجف به مشهد صورت مي‌گيرد.

در 29 مهر سال قبل دوباره قسمت شد عازم سفر به عتبات عاليات عراق شوم. چون تجربه چند سفر پي در پي در سال‌هاي گذشته را داشتم، بيشتر وقايع و جزئيات توجه من را به خود جلب مي‌كرد كه در نگاه اول ديگر زائرين توجه‌اي نمي‌كردند و حتي خود من هم بعد از چند سفر به اين تجربه‌ها رسيده‌ام.

مداح كاروان هنگامي كه در شهر كاظمين و در محضر مبارك امام كاظم(ع) و امام جواد(ع) بوديم، بعد از خواندن دو بيت در مدح اين بزرگواران گويا فراموش كرد كجا هستيم و رفت كربلا. در شهر كربلا و در محضر امام حسين(ع) هم چون به عيد قدير خم برخورديم باز فرامش كرد و دائم مي‌رفت نجف. در شهر نجف و در محضر امام علي (ع) تازه يادش آمده بود كه وقت تنگ است و زمان سفر تمام شده و نبايد شرمنده امام رضا(ع) باشيم كه دست خالي برگشته‌ايم  و آن‌جا هم دائم مشهد بود.

سوالي ذهن من را در اين سفر به خود مشغول كرده بود، چرا به آن‌چه در مقابل‌مان است توجه نمي‌كنيم و در حضور آن بزرگوار به بزرگواري ديگر مي‌انديشيم؟ داشته‌هاي‌مان را نمي‌بينيم و در پي نداشته‌ها مي‌گرديم؟

با اين اوصاف اگر شايسته ظهور امام عصر مهدي(ع) باشيم، آيا در ركاب ايشان خواهيم بود يا باز هم جسم‌مان با او خواهد بود و فكر انديشه‌مان در نزد امامي ديگر؟

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٧/١٦
١
٠
سلام: خیلی قشنگ بود جمله شما.داشته ها ندیدن و نداشته ها را دیدن.واقعا ما عادت کرده ایم نیمۀ خالی لیوان را ببینیم.متشکرم وزیارتتتان مقبول درگاه حضرت حق.
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/٠٧/١٧
٠
٠
سلام ... متشكرم جناب حسني گرامي
بامعرفت
بامعرفت
٩٣/٠٧/١٧
١
٠
سلام زیارت قبول درسته ، مخصوصا این مساله در بین ما مشهدی ها هم زیاده مدام حرم حضرت رضا میریم که تذکره کربلا رو امضا کنند در حالیکه اون استفاده لازم رو از این آقای بزرگوار که براحتی قابل دسترسی هستند نمی کنیم. راستی کربلا بودین سوغاتی چی آوردین؟
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/٠٧/١٧
٠
٠
سلام ... اين مطلب را خيلي قبل نوشته ام دير نوبت تاييد گرفت ولي مشتاق هستم بروم اميدوارم مجدد لياقت حضور داشته باشم. سوغات كربلا معلوم است كه تقديم به شما ميشود
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣