توقف...
روزها می‌آیند و می‌روند

توقف...

نویسنده : h_nim82

روزها می‌آیند و می‌روند

ساعت‌ها می‌گذرند

ولی مدتی است 

من در زمان متوقف شده‌ام 

و شاید هم زمان در من ...

نه حسی

نه خیالی 

و نه رویایی

مثل قاب عکس روی دیوار

که با گذر زمان 

لایه‌ای سفید رنگ بر خود می‌بیند

ساکت

تار 

و بی‌تحرک...

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
ali007
ali007
٩٢/٠٨/١٤
٢
٠
شعر زیبایی بود .............ممنون و مچکر:))!!!!!!
h_nim82
h_nim82
٩٢/٠٨/١٤
٠
٠
خواهش می کنم
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٨/١٤
١
٠
مثل قاب عکس روی دیوار که با گذر زمان لایه‌ای سفید رنگ بر خود می‌بیند...ممنون از شما :)
h_nim82
h_nim82
٩٢/٠٨/١٤
٠
٠
خواهش می کنم
S_14
S_14
٩٢/٠٨/١٤
١
٠
من در زمان متوقف شده ام ...هیییییییییییییی ممنونم عالی بود
h_nim82
h_nim82
٩٢/٠٨/١٤
٠
٠
خواهش می کنم
عاطفه-مزرعی
عاطفه-مزرعی
٩٢/٠٨/١٤
١
٠
خییلی خیییلی مچکر بابت این شعر زیبا:)
h_nim82
h_nim82
٩٢/٠٨/١٥
٠
٠
خواهش
h_nim82
h_nim82
٩٢/٠٨/١٥
٠
٠
ممنونم عاطفه جان از شما
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/٠٨/١٤
٠
٠
سلام ... صرفا جهت اطلاع بود ديگر.
h_nim82
h_nim82
٩٢/٠٨/١٥
٠
٠
؟!!
javad agha
javad agha
٩٢/٠٨/١٤
٠
٠
زیبا بود مرسی
h_nim82
h_nim82
٩٢/٠٨/١٥
٠
٠
ممنونم از شما
شکوفه گیلاس
شکوفه گیلاس
٩٢/٠٨/١٤
١
٠
منم همینجوری شدم...نه حسی دارم..نه حوصله ای...نه ...
h_nim82
h_nim82
٩٢/٠٨/١٤
٠
٠
:(
z_ghasemi
z_ghasemi
٩٢/٠٨/١٤
١
٠
یاد روزمرگی زندگیم اوفتادم هییییییییییییی
h_nim82
h_nim82
٩٢/٠٨/١٥
٠
٠
:(
neyosha
neyosha
٩٢/٠٨/١٤
١
٠
زیبا بود........تشکر:)
h_nim82
h_nim82
٩٢/٠٨/١٥
٠
٠
خواهش :)
m_ganjlou
m_ganjlou
٩٢/٠٨/١٤
١
٠
فوق العادس شعرتون.ممنونم
h_nim82
h_nim82
٩٢/٠٨/١٤
٠
٠
خواهش می کنم
مهدیس خانووم
مهدیس خانووم
٩٢/٠٨/١٤
١
٠
عالی بود... دقیقا حال منو گفتین
h_nim82
h_nim82
٩٢/٠٨/١٥
٠
٠
ممنونم مهدیس جان
sorme
sorme
٩٢/٠٨/١٤
١
٠
خیلی ام عالی
h_nim82
h_nim82
٩٢/٠٨/١٥
٠
٠
مرسی سرمه جان
mr_khas
mr_khas
٩٢/٠٨/١٤
١
٠
لایه‌ای سفید رنگ بر خود می‌بیند ساکت تار و بی‌تحرک...زیبا بود
h_nim82
h_nim82
٩٢/٠٨/١٤
٠
٠
خواهش می کنم
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٨/١٤
١
٠
ممنونم قشنگ بود :)
h_nim82
h_nim82
٩٢/٠٨/١٤
٠
٠
خواهش می کنم
Mahnaz_72
Mahnaz_72
٩٢/٠٨/١٤
١
٠
من در زمان متوقف شده ام ...مرسی قشنگ بود
h_nim82
h_nim82
٩٢/٠٨/١٥
٠
٠
خواهش میکنم :)
Paeez
Paeez
٩٢/٠٨/١٤
١
٠
تکونی بده خب:)ساکن بودن فقط باعث میشه حسرت بخوری:)کوشی هدی ،خیلی وقته ندیدمت!
h_nim82
h_nim82
٩٢/٠٨/١٤
٠
٠
سلام پاییز جان...منم دلم تنگ شده... برای منم دعا کنین ...ممنون
مهتاب
مهتاب
٩٢/٠٨/١٤
١
٠
اااااااا چرا آخه؟....منکه تازه پیدا کردمو خودمو.....زندگی خیلی زیباست چشمی باز کن((((((:
h_nim82
h_nim82
٩٢/٠٨/١٥
٠
٠
:)
maede
maede
٩٢/٠٨/١٥
١
٠
سوال قابل تاملیه!واقعن من در زمان یا زمان در من؟!فکر کنم من در زمان...!
h_nim82
h_nim82
٩٢/٠٨/١٥
٠
٠
:(
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٢/٠٨/١٥
١
٠
اوه یخ کردم.چه همه حس خاکستری بهم داد :|
h_nim82
h_nim82
٩٢/٠٨/١٥
٠
٠
متاسفم
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
ته دلم خوشحال می شوم

سورپرایز شوندگی

٩٥/١٢/٠٥
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
نسل ما

من آخر دیروزم

٩٥/١١/٣٠
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
تبلیغات
تبلیغات