نهنگ در ساحل
تو بعد ِ سال‌ها به خانه‌ام می‌آمدی...

نهنگ در ساحل

نویسنده : فائزه اعتمادی راد

بارانی که روزها

بالای شهر ایستاده بود

عاقبت بارید،

تو بعد ِ سال‌ها به خانه‌ام می‌آمدی...

تکلیف ِ رنگ موهات

در چشم‌هام روشن نبود

تکلیف ِ مهربانی، اندوه، خشم

و چیزهای دیگری که در کمد آماده کرده بودم

تکلیفِ شمع‌های روی میز

روشن نبود...

 

من و تو بارها

زمان را

در کافه‌ها و خیابان‌ها فراموش کرده بودیم

و حالا زمان داشت

از ما انتقام می‌گرفت.

در زدی

باز کردم،

سلام کردی

اما صدا نداشتی،

به آغوشم کشیدی

اما

سایه‌ات را دیدم

که دست‌هایش توی جیبش بود

به اتاق آمدیم

شمع‌ها را روشن کردم

ولی هیچ چیز روشن نشد

نور

تاریکی را

پنهان کرده بود ...

 

بعد

بر مبل نشستی

در مبل فرو رفتی

در مبل لرزیدی

در مبل عرق کردی

پنهانی، گوشه تقویم نوشتم :

نهنگی که در ساحل تقلا می‌کند

برای دیدن هیچ کس نیامده است.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
saiideh70
saiideh70
٩٢/٠٨/١٣
٠
٠
خیلی مفهومی بود .... دوسش داشتم....از شما ممنون
sm_shekofte
sm_shekofte
٩٢/٠٨/١٣
٠
٠
شعرش خیلی آشناس ... میشه شاعرش رو هم لطف کنین بنویسین؟ :) مچکرات
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٢/٠٨/١٤
٠
٠
گروس عبدالملکيان
سهره
سهره
٩٢/٠٨/١٣
٠
٠
خیلی موثر...........
عاطفه-مزرعی
عاطفه-مزرعی
٩٢/٠٨/١٣
٠
٠
آخــــی.. خیلی قشنگ بود. یکم آشنا میاد برام.شاعرش کیه اونوقت؟ ممنونم ازتون:)
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٢/٠٨/١٤
٠
٠
گروس عبدالملکيان
faeze
faeze
٩٢/٠٨/١٣
٠
٠
نهنگی که در ساحل تقلا میکرد برای دیدن هیچکس نیامده بود....ممنون:)
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/٠٨/١٣
٠
٠
سلام ... پ ن پ آمده بود پيك نيك
mr_khas
mr_khas
٩٢/٠٨/١٣
٠
٠
مرسی از شما
m_ganjlou
m_ganjlou
٩٢/٠٨/١٣
٠
٠
ممنون
غ-مریم
غ-مریم
٩٢/٠٨/١٣
٠
٠
:)))))))))))))
a-pooryousof
a-pooryousof
٩٢/٠٨/١٣
٠
٠
سخت بود ولی ممنون
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٨/١٣
٠
٠
خیلی مفهموم قشنگی داشت :)...از خودتون بود؟؟؟.....ممنون :)
z_ghasemi
z_ghasemi
٩٢/٠٨/١٣
٠
٠
نهنگا واسه چی میان ساحل واسه مرگ خودکشی؟
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٢/٠٨/١٤
٠
٠
علتش هنوز کشف نشده.بیشتر یه جور حالت حالت روانی و اعتراضی داره کارشون.حالا یا به اکوسیستم خودشون یا دخالت انسان ها در اکوسیستمشون
z_ghasemi
z_ghasemi
٩٢/٠٨/١٤
٠
٠
ممنون رویا جون شما جواب دادی حداقل
ali007
ali007
٩٢/٠٨/١٣
٠
٠
خیلی زیبا و دلنشین بود ازتون خیلی ممنونم:)))))
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٢/٠٨/١٤
٠
٠
انسان کوچک بماند بهتر است....به دنیا نیاید بهتر است....
مهتاب
مهتاب
٩٢/٠٨/١٤
٠
٠
ممنون از شما......دوست میداشتیم(:
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠