گیرم کلید را در قفل چرخاندی
شعری از گروس عبدالملكيان

گیرم کلید را در قفل چرخاندی

نویسنده : فائزه اعتمادی راد

من مرده ام

و این را فقط

من می دانم و تو

تو که چای را تنها در استکان خودت می ریزی

***

خسته تر از آنم که بنشینم

به خیابان می روم

با دوستانم دست می دهم

انگار هیچ اتفاقی نیفتاده است

 ***

گیرم کلید را در قفل چرخاندی

دلت باز نخواهد شد!

می دانم

من مرده ام

و این را فقط من می دانم و تو

که دیگر روزنامه ها را با صدای بلند نمی خوانی

***

نمی خوانی و

این سکوت مرا دیوانه کرده است

آنقدر که گاهی دلم می خواهد

مورچه ای شوم

تا در گلوی نی لبکی خانه بسازم

و باد نت ها را به خانه ام بیاورد

یا مرا از سیاهی سنگفرش خیابان بردارد

بگذارد روی پیراهن سفید تو

که می دانم

باز هم مرا پرت می کنی

لا به لای همین سطرها

لا به لای همین روزها

***

این روزها

در خواب هایم تصویری است

که مرا می ترساند

تصویری از ریسمانی آویخته از سقف

مردی آویخته از ریسمان

پشت به من

و این را فقط من می دانم و من

که می ترسم برش گردانم...

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
admincheh
admincheh
٩٢/٠٨/٠٧
٠
٠
گیر کلید را در قفل چرخاندی..این دل تنگ باز نخواهد شد..مچکر ازگروس و مچکر از فاطمه جان:)
maede
maede
٩٢/٠٨/٠٧
٠
٠
ممنون..خیلی شعراشون قشنگه:)
morteza_t.kh
morteza_t.kh
٩٢/٠٨/٠٧
٠
٠
حالا چه اصراریه تو شعرتون کلمه کلید رو به کار ببرین
z_ghasemi
z_ghasemi
٩٢/٠٨/٠٧
٠
٠
به به زیبا بود ممنون
ali007
ali007
٩٢/٠٨/٠٧
٠
٠
خیلی زیبا بود......ممنون
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٨/٠٧
٠
٠
مرا از سیاهی سنگفرش خیابان بردارد...بگذارد روی پیراهن سفید تو...قشنگ بود :)...ممنون :)
r_ariats
r_ariats
٩٢/٠٨/٠٧
٠
٠
مرررسی،خیلی قشنگ بود:)
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٨/٠٧
٠
٠
"خسته تر از آنم که بنشینم" عجب جمله سنگینی واقعا... خیلی شعر های قشنگی بود :)))
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/٠٨/٠٨
٠
٠
سلام ... متشکرم
mr_khas
mr_khas
٩٢/٠٨/١٩
٠
٠
مرسی زیبا بود
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٢/١١/١٩
٠
٠
خوب بود ممنون
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

الغوث خدایا

٩٦/٠٣/٢٥
بغضم می گیرد

تله پاتی

٩٦/٠٣/٢٥
شعری سروده خودم

همه جا صوت غریبانه آن آهنگی است

٩٦/٠٣/٢٨
حرف‌هایم را برای شما بگویم

روزمرگی های گارسون جوان

٩٦/٠٣/٢٧
در دنج ترین گوشه دل

شمعدانی کوچک من

٩٦/٠٣/٢٧
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
شهادت مبارکش باشد

چند می گیری عاشق بشی؟

٩٦/٠٣/٢٧
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
لطفا خانم ها با دقت بیشتری بخوانند

بازار کاری که خانم ها خرابش کردند

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
او اکنون کلاس چهارم است

پدربزرگ دوست داشتنی

٩٦/٠٣/٢٨
جایگاه مقدس یک پدر

پدر ظالم

٩٦/٠٣/٢٨
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
همه چیز را ندانی

غرور و تردید

٩٦/٠٣/٢٥
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
در جاده زندگی هم مسیر شویم

همکلاسی

٩٦/٠٣/٢٥
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

چشم ها در انتظار آشنای نیمه شب

٩٦/٠٣/٢٥
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
تبلیغات
تبلیغات