ملودی حس با تو بودن
گم می‌شوم در یک حس غریب

ملودی حس با تو بودن

نویسنده : Kale_namak

ببار باران و زمین را از سکوت سنگین لحظه‌هایم بشور

غم‌هایی که روی دلم سنگینی می‌کند بردار و با خود ببر

این‌بار می‌خواهم

سبک بال راه آسمان بگیرم

و تا بی‌نهایت دل دریایی‌اش سفر کنم

پنجره خیالم را رو به سوی تو می‌گشایم

تو

فاصله...

دور..

دورتر می‌شوی ....

پناه لحظه‌هایم

بعد از تو سهم من از بودن نیستی ست

تویی که از خواب آرزوهایم دور می‌شوی

و این خیال من است که با رفتنت بوی بی‌کسی می‌گیرد

می‌نویسم آن‌سان که یاد تو لحظاتم را نوازش می‌کرد

به یاد شب‌های از تو خواندن

و پلک بر هم نزدن تا سپیده صبحی که با هم بودن‌مان دنیا را زیر و رو می‌کرد

شاید این بار 

انتظار نیلوفرهای آبی مرداب دلم پایان یابد

.....

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٢/٠٨/٠٧
٠
٠
چه پر احساس...ببار باران و زمین را از سکوت سنگین لحظه‌هایم بشور...مرسی متین جووون..:)
Kale_namak
Kale_namak
٩٢/٠٨/٠٧
٠
٠
:) خوبه که حس منتقل شده - خواهش میشه
neyosha
neyosha
٩٢/٠٨/٠٧
٠
٠
خیلی ممنونم
Kale_namak
Kale_namak
٩٢/٠٨/٠٧
٠
٠
خواهش
javad agha
javad agha
٩٢/٠٨/٠٧
٠
٠
سپاس فراوان:)))
Kale_namak
Kale_namak
٩٢/٠٨/٠٧
٠
٠
خواهش میشه
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٨/٠٧
٠
٠
سبک بال... عالی :))) ببار باران :))
Kale_namak
Kale_namak
٩٢/٠٨/٠٨
٠
٠
:) ببار که باریدنت ترنم لحظه های من است...
مهدیس خانووم
مهدیس خانووم
٩٢/٠٨/٠٧
٠
٠
خیلی قشنگ بود مرسی
Kale_namak
Kale_namak
٩٢/٠٨/٠٨
٠
٠
خواهش
وصال
وصال
٩٢/٠٨/٠٧
٠
٠
آخی دوسش داشتم این دلنوشته رو مرسی متین جان
Kale_namak
Kale_namak
٩٢/٠٨/٠٨
٠
٠
فدات
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٨/٠٧
٠
٠
به یاد شب‌های از تو خواندن و پلک بر هم نزدن تا سپیده صبحی که با هم بودن‌مان دنیا را زیر و رو می‌کرد..خیلی قشنگ بود :)...ممنون :)
Kale_namak
Kale_namak
٩٢/٠٨/٠٨
٠
٠
حسش کردیا ...تشکر:)
sm_shekofte
sm_shekofte
٩٢/٠٨/٠٧
٠
٠
و پلک بر هم نزدن تا سپیده صبحی که با هم بودن‌مان دنیا را زیر و رو می‌کرد/شاید این بار /انتظار نیلوفرهای آبی مرداب دلم پایان یابد... مچکر متین جان :)
Kale_namak
Kale_namak
٩٢/٠٨/٠٨
٠
٠
خواهش شکوفه جان:)شکوفه بودی دیگه ؟؟!!:D
z_ghasemi
z_ghasemi
٩٢/٠٨/٠٨
٠
٠
بعد از تو سهم من از بودن نیستی ست تویی که از خواب آرزوهایم دور می‌شوی و این خیال من است که با رفتنت بوی بی‌کسی می‌گیرد خیلی خیلی قشنگ بود ممنون
Kale_namak
Kale_namak
٩٢/٠٨/٠٨
٠
٠
خوهش و مرسی که خوندی
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/٠٨/٠٨
٠
٠
سلام ... متشکرم
Kale_namak
Kale_namak
٩٢/٠٨/٠٨
٠
٠
سلام- خواهش
jalal
jalal
٩٢/٠٨/٠٨
٠
٠
باران که می بارد تو در راهی
Kale_namak
Kale_namak
٩٢/٠٨/٠٨
٠
٠
تو ترافیکم:D
m-ziya
m-ziya
٩٢/٠٨/٠٨
٠
٠
شاید این بار .... انتظار نیلوفرهای آبی مرداب دلم پایان یابد! that`s great
r_ariats
r_ariats
٩٢/٠٨/٠٨
٠
٠
بعد از تو سهم من از بودن نیستی ست...خیلی قشنگ و با احساس بود...مرسی:)
دایی جان
دایی جان
٩٢/٠٨/٠٩
٠
٠
خوشمان آمد تاثیرات مطالعه کتابها چارلز دونه دگه؟ خخخخخخخخخ
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠