و از نشانه‌های او...

و از نشانه‌های او...

نویسنده : h-hidarpoor

و از نشانه‌های او این‌که همسرانی از جنس خودتان برای شما آفرید، تا در کنار آن‌ها آرامش یابید و در میانتان مودت و رحمت قرار داد و در این نشانه‌هایی است برای گروهی که تفکر می‌کنند. (روم/21)

- باز هم یک نشانه که راه را گم نکنیم. یک نشانه بزرگ از خودش! خواهشا یک بار دیگر برگردید و ترجمه آیه را بخوانید. از تعبیری که خدا به کار برده شگفت زده نمی‌شوید؟! لذت نمی‌برید؟ «همسر بودن» را یکی از نشانه‌های خودش خوانده! یعنی«آدم»(یا همان تراب) -جنسش را در آیه قبلی تعیین می‌کند- وقتی «همسر» می‌شود، شده است یک نشانه برای دیگران! یک نشانه از خدا.

- گفته او را آفریده برای شما! یکی از جنس خودتان! حتما می‌پرسید مگر نمی‌شود تنهایی گلیم‌مان را از آب بالا بکشیم! گفته: نه! تنهایی نمی‌شود. شاید بتوانی تنهایی این گلیم (زندگی) را ببافی اما نمی‌توانی بالایش بکشی و بالا بروی! این جوری می‌شود که جنست را جور می‌کند! و اولین فایده‌اش را هم سکونت و آرامش قرار می‌دهد. همان اولین چیزی که به پدر و مادرمان؛ آدم و حوا، داد: مسکن گزیدشان در بهشت خودش!

- تا به حال شده با حال بد بروید دکتر و بعد از کلی فشار گرفتن و ضربان قلب و غیره و ذلک، دکتره برگردد و بگوید: «یه آرام بخش می‌دم امشبه رو راحت بخوابی!»، شده بعد از کلی دعوا و جر و بحث سر یک موضوع الکی، بغل دستی‌ات شانه‌هایت را بگیرد و بگوید: آرام باش! شده در یک شب سرد زمستانی در یک جاده مه آلود و تاریک رانندگی کنی و دلت کلی آرامش بخواهد؟! شده ...

از این شده‌ها همه‌مان در زندگی کم و بیش داشته‌ایم! لحظاتی که یکی آخرش گفته: «آرام باش، درست می‌شود!» . «تطمئن القلوب» را  هم همه‌مان از بَریم؛ این‌که خودش را آرامش دل‌ها معرفی کرده، برای همه. اما این یکی را دیگر کمتر شنیده بودیم .این‌که یکی به غیر خودش را مایه آرامش قرار دهد. البته همچین مفت و مجانی هم نیست! مَهر می‌خواهد و صدالبته مِهر! گفته حالا که من آرامش  دل‌های‌تان شدم یکی را هم فرستاده‌ام بشود آرامش جسم و روانتان تا تنها نباشید! تا همسری‌تان را بکند و بشود هم سَر و هم سِرّتان. تازه به همین آرامش هم اکتفا نمی‌کند! هدیه‌های عروس و داماد را هم مودت و رحمت قرار می‌دهد!

- می‌دانید، مودت یعنی محبت، محبت هم که یک طرفه نمی‌شود دو نفر نسبت به هم قلبشان می‌تپد. اما رحمت یک چیزی بالاتر از این‌هاست، یک نرمشی است توی قلب، که می‌آید و انسان را به نیکی کردن برای کسی که سزاوار ترحم است مایل می‌کند، بلاعوض است! آخر آیه هم که می‌رسد، مثل همیشه نشانه‌اش را برای «اهل تفکر» می‌خواند! فکر می‌کنید ما جزو «یتفکرون»‌اش باشیم؟!

راستی یک چیز را تا یادم نرفته به عروس و دامادها بگویم!  این‌که قدر هدیه‌ها را خوب بدانند، تا خدای نکرده نشکند یا ترک بردارد، مراقب هدیه‌های خدا باشید!




برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
شکوفه گیلاس
شکوفه گیلاس
٩١/٠٩/١٩
٣
٠
جالب بود....به این خیلی فکر کردم...و اعتقاد دارم جفت هر انسان تو بهشت مقدر شده....بعضی موقع ها انقدر این جفت شبیه خودته و از جنس خودته که ما زمینی ها میگیم ....خدا درو تخته رو برای هم آفریده....!
fanaz
fanaz
٩١/٠٩/١٩
٣
٠
منم خیلی به این معتقدم و دقیقا برای منم پیش اومده! و همیشه منو همسرم به هم می گیم (خدا همسرانی از جنس خودتان آفرید)...
(D-mehraboon)
(D-mehraboon)
٩١/١٠/٢٩
٠
٠
:)
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
نسل ما

من آخر دیروزم

٩٥/١١/٣٠
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
خاطرات باهم بودن

ساعت یازده

٩٥/١١/٣٠
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
تبلیغات
تبلیغات