صدای پای آب می‌آید
دیگر خسرو بین ما نیست

صدای پای آب می‌آید

نویسنده : sam.ariyaee

صدای پای آب می‌آید. اما خبری از آن صدای آشنا نیست، دیگر صدایش میان همهمه مردم شنیده نمی‌شود، تنها ضبط شده‌ای از صدایش در نوار است  که در گوشه اتاق مدت‌هاست خاک خورده. 

صدای پای آب می‌آید؛ انگاری آب هم دلتنگ است، به دنبال آن صدای آشنا و مهربان می‌گردد.

با خودم می‌گویم؛ دنیا چه بی‌رحمی. اما کنار طلوع‌ها که همیشه زیبا هستند، غروبی را هم می‌شناسم که در سالیان طلوعش دل هیچ‌کس را نشکست.

دیگر حتی صدای پای آب هم نمی‌آید، انگاری او هم فهمیده که دیگر خسرو شکیبایی بین ما نیست !

درود بر روح پاک همه هنرمندان سرزمینم ایران

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
mr_khas
mr_khas
٩٢/٠٨/٠٦
١
٠
خداوند قرین رحمت کنند انشاالله
شکوفه گیلاس
شکوفه گیلاس
٩٢/٠٨/٠٦
١
٠
خدا رحمتش کنه....صداش معرکه بود......
r_ariats
r_ariats
٩٢/٠٨/٠٦
١
٠
واقعا یک هنرمند نمونه بودن،خیلی جاشون تو دنیای هنر خالیه:( ....خدا رحمتشون کنه انشالله.
mah_mahdizadeh
mah_mahdizadeh
٩٢/٠٨/٠٦
٢
٠
خسرو شکیبایی رو خیلی دوست ئاشتم واقعا یک بازیگر عالی و هنرمند بود خدا رحمتش کنه.....ممنون که به یاد اموات که برامون عزیز هستن بودی
S_14
S_14
٩٢/٠٨/٠٦
٠
٠
واقعا جای خسرو شکیبایی خالیست مرسی از شما
z_ghasemi
z_ghasemi
٩٢/٠٨/٠٦
٠
٠
هیچ وقت این هنرپیشه فراموش نمیشه نه تا وقتی که صداشون و فیلماشون هست
عاطفه-مزرعی
عاطفه-مزرعی
٩٢/٠٨/٠٦
٠
٠
من خعیلی ب بازی و صداشون علاقه داشتم....خدا رحمتشون کنه...:((((
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٨/٠٦
٠
٠
خدارحمتشون کنه...
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٨/٠٦
٠
٠
خدا رحمتشون کنه...خیلی دوسشون داشتم...ممنون :)
Mahnaz_72
Mahnaz_72
٩٢/٠٨/٠٦
٠
٠
خدا رحمتشون کنه
a-pooryousof
a-pooryousof
٩٢/٠٨/٠٧
٠
٠
خدا رحمتش کنه
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٢/٠٨/٠٧
٠
٠
خسرو شکیبایی همیشه تو دلای ما زندست و فراموش نمیشه
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/٠٨/٠٨
٠
٠
سلام ... یادش گرامی باد
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨