قصد رفتن نداره
خیالت از اتاق...

قصد رفتن نداره

نویسنده : z_khoshkhoo

یک روز سرد پاییزی هم میاد 

که وامیستم روی بالکن و

تموم ِ خاطره‌هاتو می‌دم دست ِ باد

واسشون دست تکون می‌دم؛ در رو می‌بندم و برمی‌گردم توی اتاق

می‌شینم جلوی شومینه..

یه کم که گذشت، پا می‌شم می‌رم دو تا فنجون قهوه می‌ریزم و برمی‌گردم!

خیالت قصد ِ رفتن نداره ...

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
S_14
S_14
٩٢/٠٨/٠٤
١
٠
هیییییییی دستتون مرسی
sm_shekofte
sm_shekofte
٩٢/٠٨/٠٤
١
٠
خیلی تصویر سازی جالبی داشتین.. :) مچکر
r_ariats
r_ariats
٩٢/٠٨/٠٤
٢
٠
جدا خیال و خاطره بعضیا رفتنی نیست که نیست...انگار مغناطیس داره،هر چقدر هم تلاش کنی فراموشش کنی ... فایده نداره که نداره///مرسی خیلی قشنگ بود.
مهدیس خانووم
مهدیس خانووم
٩٢/٠٨/٠٤
١
٠
خیلی مرسییییی
غ-مریم
غ-مریم
٩٢/٠٨/٠٤
١
٠
بسيار سپاس و درود و سه رود :))))))
z_ghasemi
z_ghasemi
٩٢/٠٨/٠٤
١
٠
آخه چه خیال با حالی بوده .... نرفت پس آره؟
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٨/٠٤
١
٠
خیلی جالب تمومش کردین :)....زیبا بود...ممنون :)
سحر
سحر
٩٢/٠٨/٠٤
٠
٠
خیلی قشنگ بود....ممنون :)
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٨/٠٤
٠
٠
چه جالب :))) ممنونم
Mahnaz_72
Mahnaz_72
٩٢/٠٨/٠٤
٠
٠
خیلی قشنگ بود...مرسی
maede
maede
٩٢/٠٨/٠٥
٠
٠
ایول!کوتاه و کامل!خیلی خوب نوشته بودین..واقعن تصورش کردم:)جدی ای کاش میشد یه سری خاطره ها رو داد دست باد و باهاشون واسه همیشه خداحافظی کرد:(
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٢/٠٨/٠٥
٠
٠
بیزارم از هرچی عشق و عاشقیه.آدمو از کارو زندگی میندازه.بیچارت میکنه لعنتی :|
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
فاصله طبقاتی

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت سوم

٩٦/٠٤/٠٦
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
وقتی یکی یکی می روند

پیر شده ام

٩٦/٠٤/٠٦
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

بالا بلند مه لقا

٩٦/٠٤/٠٧
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
به یاد آن روزها

سالن مرجع

٩٦/٠٤/٠٦
محو نگاهش شده بودم

رویای مادرم

٩٦/٠٤/٠٥
با خوب، خوب بودن هنر نیست

معامله با زندگی

٩٦/٠٤/٠٥
شعری سروده خودم

آیا تو هم مرا...؟

٩٦/٠٤/٠٧
شعری سروده خودم

یا که می شوی...

٩٦/٠٤/٠٤
تبلیغات
تبلیغات