تعطیل کردن کل دانشگاه
جای‌تان خالی...

تعطیل کردن کل دانشگاه

نویسنده : ati

مسابقات مقدماتی جام جهانی بود و ما هم دانشجو. یک روز موقع بازی ایران ما کلاس داشتیم؛ با مدیرگروه‌مان. نمی‌شد کلاس را تعطیل کنیم کلا، پسرهاکه نیامده بودند و مانده بودیم ما دخترها.

همین‌طور مشغول فکر بودیم که چطور کلاس را کنسل کنیم که نه سیخ بسوزد و نه کباب. ناگهان چشم‌مان به جعبه برق دانشگاه افتاد (نمی‌دانم اسمش دقیق همین است یا نه) که درش قفل نبود و روی هر کلید کارکردش برچسب شده بود.

یکی از کلیدها نوشته بود برق کل مجتمع، فکری پلید به فکر همه ما خطور کرد و هرکاری کردیم شیطان دست از سر ما برنداشت. به سمت اتاقک حراست نگاه کردیم که مشغول حرف زدن بودند، ما هم در یک لحظه برق کل دانشگاه را قطع کردیم و برای این‌که کسی نفهمه درجعبه را قفل کردیم (قفل روش بود ولی بسته نشده بود).

 

تاریکی محض دانشگاه را فراگرفته بود، به سرعت همه دانشجویان را به بیرون راهنمایی کردند. یکی از استادها می‌گفت چطور همه جا روشن است جز این‌جا. چرا فقط دانشگاه برق ندارد. هرکس نظری فیلسوفانه ارائه می‌کرد که مدیرگروه‌مان به حیاط آمد، به سرعت به سمتش رفتیم و گفتیم استاد چه کارکنیم برق قطعه؟

گفت: بذارین ببینم ریس چی می‌گه. و رییس دانشگاه را تعطیل کرد تا در تاریکی اتفاقی برای کسی نیافتد.

به سرعت همه دانشگاه را ترک کردیم و دیدن مسابقه فوتبال کلی حال داد. روز بعد که برگشتیم، شنیدیم صحبت از این است که بعد از تماس با اداره برق، فهمیدند مشکل ازخود دانشگاه است و بعد از تفکر فراوان و بازکردن درجعبه، متوجه شدند که یکی برق دانشگاه را قطع کرده است. هرچند هیچ وقت مشخص نشد کار کی بوده ولی بعد از آن هر وقت برق می‌رفت، اول می‌رفتند سراغ جعبه تا ببینند از آن‌جا قطع شده یا نه.

خیلی کیف داد تعطیل کردن کل دانشگاه، جای‌تان خالی

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
ف-گ
ف-گ
٩٢/٠٨/٠١
٠
٠
خخخخخخخخخخخ ای ناقلاها! ... باید انگشت نگاری می کردن که لو برین! :)))
ati200
ati200
٩٢/٠٨/٠١
٠
٠
هیسسسسس..صداشو درنیار ..خخخخخخخخخخخخ
admincheh
admincheh
٩٢/٠٨/٠١
٠
٠
یه آتیشیایی می سوزوندین!!!
ati200
ati200
٩٢/٠٨/٠١
٠
٠
این تازه یه نمونه کوچیکه...قسمت شه بقیه شم بنویسم
اسماء
اسماء
٩٢/٠٨/٠١
٠
٠
با اين كه من اونجا نبودم ولي كلي دلم غنج رفت... خوش به حالتون چه كيفي ميده ها :-)
ati200
ati200
٩٢/٠٨/٠١
٠
٠
شنیدن کی بودمانند انجام دادن...جاتون خالی....
s_a
s_a
٩٢/٠٨/٠١
٠
٠
واااااااااااااااااااااااااااای............... خوش به حااااااااااااااااااااااااالتوووووووووووووووون........... عجب کیفی میده هااااااااااااااا :)))))))))
javad agha
javad agha
٩٢/٠٨/٠١
٠
٠
ایولا دارین شماها باریک:)))
maede
maede
٩٢/٠٨/٠١
٠
٠
اووووو واسه فوتبال این کارو کردین؟!ولی باحال بود..ایول!
neyosha
neyosha
٩٢/٠٨/٠١
٠
٠
خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ..........دمتون گرم
z_ghasemi
z_ghasemi
٩٢/٠٨/٠١
٠
٠
واقعا فوتبال اونهم جام جهانی ارزش داشته آفرین ... :)
faeze
faeze
٩٢/٠٨/٠١
٠
٠
خخخخخخخخ:)))))افرین واقعا:)عجب دانشجویایی:))
Kale_namak
Kale_namak
٩٢/٠٨/٠١
١
٠
هـر کـاری یـه بـهایی داره ..فـوتبال ایـران ارزش ایـن بـها رو نـداره.. !!!
ati200
ati200
٩٢/٠٨/٠١
٠
٠
چه فلسفی گفتی؟ارزش چه بهایی رو نداره...تعطیل کردن کلاس مدیرگروه کلی کیف داره
saiideh70
saiideh70
٩٢/٠٨/٠١
٠
٠
ایول خوشم اومد
دختر آسمانی
دختر آسمانی
٩٢/٠٨/٠١
٠
٠
به به........کیفی کردینا.........خوچ به حالتون
ati200
ati200
٩٢/٠٨/٠١
٠
٠
مرسی...
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٨/٠١
٠
٠
خخخخخ...آخر عشق و حاله ینی :))))).....جالب بود ممنون :)
r_ariats
r_ariats
٩٢/٠٨/٠١
٠
٠
یعنی مررررررررررررسی،دمتون گرم!!!!!/خیلی خوشم اومد،باریکلا/:))))))))
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٨/٠١
٠
٠
چه رئیس دانشگاهی بوده واقعا! :خخخخخخخخخخخخخ
سحر
سحر
٩٢/٠٨/٠١
٠
٠
ایول دمتون گرم....یعنی واقعا حال میده کنسل کردن کلاس اونم به این روش....مرسی آتی جون :)
ati200
ati200
٩٢/٠٨/٠٧
٠
٠
باتشکر ازشما واسه تشویق
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٢/٠٨/٠٤
٠
٠
دوربین مدار بسته هم یخ؟:| عجب دانشگاه بی در و پیکری :))))))))))
ati200
ati200
٩٢/٠٨/٠٧
٠
٠
دوربینش کجا بود....چه چیزا
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/٠٨/٠٨
٠
٠
سلام ... جالب بود متشكرم . ولي من اگر بودم اصلا دانشگاه را ترك نميكردم
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨