مدتهاست خجالت میکشم حافظ بخوانم....

مدتهاست خجالت میکشم حافظ بخوانم....

نویسنده : آرشام ایرانی

از من دلگیر نشو اگر فال نمی‌خرم. اگر وقتی میای پیش من  و می‌گی «یه فال بخر»،‌ نمی‌خرم. من از تو و چهره پاکت شرم می‌کنم که رویم را بر می‌گردانم. من از اشک‌های خودم هم خجالت می‌کشم. من از تو خجالت می‌کشم. از دست‌های نازت، که از کودکی با حافظ آشنایند و از چشم‌های گردت که میان صورت معصومت منتظر یک اسکناسند تا خوشحالی را فریاد بزنند.
گلم، عزیزم که در بهار عمرت، زیر سیلی پاسبان احمق پارک، می پژمری و لحظه ای بعد باز فال. فال تو چیست؟ دلم می‌خواهد به حساب من، به حساب هر که خواستی یک فال باز کنی برای خودت، درونش بخوانی «بسیار سفر کنید، مشکلی دارید که به زودی حل می شود. به خدا توکل کنید» تو که بسیار سفر می‌کنی، از این سر شهر به آن سرش، از این پارک به آن پارک، شاید مشکلت توکل باشد، اگر تو با دل کوچکت به خدایی که فراموشت کرده دل بسپری، شاید امروز دو فالی بیشتر بفروشی...
خجالت می‌کشم از تو که سهمت همین است،‌ خجالت می‌کشم از تو که دستم خالیست.
من مدت‌هاست خجالت می کشم حافظ بخوانم

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
hosna
hosna
٩١/٠٧/٠٤
٤
٠
aaali bud mr naderi
shiezadeh
shiezadeh
٩١/٠٩/٢٨
١
٠
خیلی قشنگ بوووود
parisa
parisa
٩١/١٠/١٧
١
٠
قجنگ.........
mahshid2
mahshid2
٩١/١٠/٢١
١
٠
عالی بود ...
f_etemadi
f_etemadi
٩١/١٠/٢٧
٠
٠
بسيار زيبا و دلچسب بود اگر تمايل داريد به وبلاگ من سر بزنيد و نظرتون رو درباره نوشته هام بذاريد منتظر حضور سبزتون هستم...
مهدیس
مهدیس
٩١/١٢/١٠
٠
٠
نوشتتون باعث شد قشنک تر به این جور بجه ها نیکا کنم و دیکه سرسری از کنارشون رد نشم ممنون
mahdiarkermani
mahdiarkermani
٩٢/٠١/١٧
٠
٠
من هم مدت‌هاست خجالت می کشم حافظ بخوانم. خیلی زیبا بود.
nikta_21
nikta_21
٩٢/٠١/٢٠
٠
٠
من حافظ واقعا می خونم و برام مثل شرابه،مستم می کنه.فال حافظ هم اگر بود می خرم.اگر منظورت از دستت خالی ست پول است اشکالی ندارد.ما ایرانی هستیم و ایران زندگی می کنیم،می فهمیم...
سهره
سهره
٩٢/٠٣/٠٤
٠
٠
زیبا بود.............اما خدا هیچ کس را فرا موش نمی کند لطفا این جمله را هر چه زودتر از نوشته تان بردارید.ممنون
A.hosseiny
A.hosseiny
٩٢/٠٣/٢٠
٠
٠
زیبا بود ممنون
ati200
ati200
٩٢/٠٣/٢١
٠
٠
http://facenama.com/view/post:81602098
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩٢/٠٣/٢٦
٠
٠
4 ب جای این کارا تاریخ نشر رو هم نگاه بنداز .4سالل پیش توی وبلاگم نوشتم .این تاریخ نشره سایتی ک گذاشتین ماله برج 11 سال 91 (( نظر . 1391/11/28 - 11:01 در فلافل)) حسادت.... ک اینجا توی جیم هم تاریخ نشر مطلبم تاریخ انتشار : 1391-07-03 (11:29)
s_gonah
s_gonah
٩٢/١٠/٠٨
٠
٠
خیلی عالیه کاش می تونستم بخرم ولی مگه خانواده می گزارن آخه
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠