مانند چهار فصل تو تغییر می کنی...
یک شعر عشقولانه

مانند چهار فصل تو تغییر می کنی...

نویسنده : ariats

وقتی برای دیدن من دیر می کنی

من را خسته و غمین و دلگیر می کنی

با تو چه کرده ام که بدین گونه، خوب من!

اشک مرا زگونه سرازیر می کنی

می‌آیی و به یک سخن ساده ات مرا

با التهاب عشق، تو درگیر می‌کنی

گه گرم و گاه سرد، گهی سبز و گاه زرد

مانند چهار فصل تو تغییر می کنی

روزی هزار مرتبه غم را برای من

همچون شکست آیینه تکثیر می‌کنی

در چشم راه این همه امید و انتظار

خواب شبانه را بهانه تاخیر می کنی

 

اسماعیل مزیدی

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
admincheh
admincheh
٩٢/٠٧/٣٠
٠
٠
گه گرم و گاه سرد، گهی سبز و گاه زرد/مانند چهار فصل تو تغییر می کنی...اسم شاعرشو نشنیده بودم تا حالا:)مرسی:)
r_ariats
r_ariats
٩٢/٠٧/٣٠
٠
٠
سلام...فکر کنم این شعر حدودا 10 سال پیش سروده شده (از یکی از مجلات قدیمی این شعر رو انتخاب کردم،خیلی به دلم نشست!)منم از شما خیلی ممنونم:)
ati200
ati200
٩٢/٠٧/٣٠
٠
٠
بسیا رلایک..مرسی
r_ariats
r_ariats
٩٢/٠٧/٣٠
٠
٠
بسیار خواهش میشود:)
hamid_kh
hamid_kh
٩٢/٠٧/٣٠
٠
٠
راهیست راه عشق که هیچش کناره نیست ... آنجا جز آنکه جان بسپارند چاره نیست ... /// ممنون شعر زیبایی بود ...
r_ariats
r_ariats
٩٢/٠٧/٣٠
٠
٠
ممنون...شعر شما هم قشنگ بود...مرسی:)
m-ziya
m-ziya
٩٢/٠٧/٣٠
١
٠
آقای مزیدی خوب بیخیال شید ای طرفو! دوستتون نداره! خخخخخ قشنگ بود!
r_ariats
r_ariats
٩٢/٠٧/٣٠
٠
٠
خوب حتما نمیتونه بنده خدا!!!!:)) سپــــــــــاس:)
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/٠٧/٣٠
٠
٠
ممنون قشنگ بود
r_ariats
r_ariats
٩٢/٠٧/٣٠
٠
٠
خواهش میکنم دوست خوبم:)
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٢/٠٧/٣٠
٠
٠
:)
r_ariats
r_ariats
٩٢/٠٧/٣٠
٠
٠
:)
سحر
سحر
٩٢/٠٧/٣٠
٠
٠
قشنگ بود مرسی :)
r_ariats
r_ariats
٩٢/٠٧/٣٠
٠
٠
ممنون سحر خانوم:)
faeze
faeze
٩٢/٠٧/٣٠
٠
٠
به به تو این هوای بارونی شعر عاشقانه خوندن صفایی داره واقعا:)ممنون:)
r_ariats
r_ariats
٩٢/٠٧/٣٠
٠
٠
آره عجب هوایی شده!!به به!:)) خواهش میکنم فائزه جان:)
m_sana
m_sana
٩٢/٠٧/٣٠
٠
٠
عالی بود ممنون
r_ariats
r_ariats
٩٢/٠٧/٣٠
٠
٠
از لطفتون ممنونم:)
fahime72
fahime72
٩٢/٠٧/٣٠
٠
٠
قشنگ بود خيلي...ممنون
r_ariats
r_ariats
٩٢/٠٧/٣٠
٠
٠
خواهش میشه عزیزم...مر30 :)
saiideh70
saiideh70
٩٢/٠٧/٣٠
٠
٠
خوب بود
r_ariats
r_ariats
٩٢/٠٧/٣٠
٠
٠
ممنون...
maede
maede
٩٢/٠٧/٣٠
٠
٠
قشنگ بود..ممنون
r_ariats
r_ariats
٩٢/٠٧/٣٠
٠
٠
متشکرم مائده جان:)
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٧/٣٠
٠
٠
در چشم راه این همه امید و انتظار...خواب شبانه را بهانه تاخیر می کنی...قشنگ بود...ممنون :)
r_ariats
r_ariats
٩٢/٠٧/٣٠
٠
٠
خواهش میکنم، قابلی نداشت!:)
m_ganjlou
m_ganjlou
٩٢/٠٧/٣٠
٠
٠
به نظر من آقاي مزيدي ازشون جداشن خيلي بهتره...........آخه همش دير ميان
r_ariats
r_ariats
٩٢/٠٧/٣٠
٠
٠
خخخخخخخ/باید ببینیم نظر آقای مزیدی چیه!!!تصمیم آخرو ایشون میگیرن!!!:))
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٧/٣٠
١
٠
راستی خوش به حالتون که اینقد خوش شانسین :)....تو 10 روز 3 تا مطلبتون چاپ شده....مال ما رو هر 10 روزی یکی چاپ میکنن :) خخخخ
r_ariats
r_ariats
٩٢/٠٧/٣٠
٠
٠
واقعا!!!:)) خوب الحمدلله یه بارم شانس به ما رو کرد!:))))...خوب مطلباتون بدید من،با کمال میل زحمت ثبتشو میکشم...اینجوری زودترمنتشر میشه!!:)خخخخخ
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٨/٠١
٠
٠
خخخخخخخ :))...نه زحمت میشه واستون :)))))
mahdi-h
mahdi-h
٩٢/٠٧/٣٠
٠
٠
مرسی زیبا بود
r_ariats
r_ariats
٩٢/٠٧/٣٠
٠
٠
ممنون از لطفتون:)
neyosha
neyosha
٩٢/٠٧/٣٠
٠
٠
قشنگ بود ....متشکر:)
r_ariats
r_ariats
٩٢/٠٧/٣٠
٠
٠
خواهش میکنم...:))
S_14
S_14
٩٢/٠٧/٣٠
٠
٠
بسیار هم زیبا ممنونم از شما
r_ariats
r_ariats
٩٢/٠٧/٣٠
٠
٠
خواهش میکنم/من هم از شما ممنونم:)
Mahnaz_72
Mahnaz_72
٩٢/٠٧/٣٠
٠
٠
زیبا بود..ممنون
r_ariats
r_ariats
٩٢/٠٨/٠١
٠
٠
من هم ممنونم :))
khan
khan
٩٢/٠٨/٠١
٠
٠
واقعا زیبا بود
r_ariats
r_ariats
٩٢/٠٨/٠١
٠
٠
متشکرم :)
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٨/٠١
٠
٠
چقد وقت نشناسه طرف :دی :)))) خیلی شعر جالبی بود :)
r_ariats
r_ariats
٩٢/٠٨/٠٢
٠
٠
آره،عجــــــــــــــــــیب!!!:))...متشکرم
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/٠٨/٠٨
٠
٠
سلام ... متشكرم
r_ariats
r_ariats
٩٢/٠٨/١١
٠
٠
سلام...خواهش میکنم
mr_khas
mr_khas
٩٢/٠٨/١٦
٠
٠
وقتی برای دیدن من دیر می کنی من را خسته و غمین و دلگیر می کنی...خیلی جالب بود . تشکر
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥