دارم از تو رد می‌شوم
لعنتی این شهر حالا با تو جان دارد

دارم از تو رد می‌شوم

نویسنده : s_ghasemi

دارم از تو رد می‌شوم. از چشمانت وقتی آن‌ها را بسته‌ای. از دستت هنگامی که بی‌هوا تکان‌اش می‌دهی. از نبضِ منظمِ شقیقه‌ات.

ساعت؛ چند ساعت به رفتن. آسمان؛ تاریک، مرطوب. دارم کنار شانه‌های کوچک ِ تو وُ روزهایی که با تو گذشت قدم می‌زنم. دارم بی‌بهانه از تو رد می‌شوم. دارم از تو رد می‌شوم تا باز دوستت داشته باشم. 

 

چقدر آرام خوابیده‌ای؛ انگار نه انگار که دلتنگی! دستت بی‌رمق بر گودیِ دستم خوابیده است و من فرصت دارم انتخاب کنم. انتخاب کنم دستت را بگیرم و یا آرام خودم را بکشم کنار. 

ببین خواب چه خاصیتِ عجیبی دارد. فرصتِ آزادانه انتخاب کردن برای بیداری، فرصتی برای آن‌که بدانی در بیداری‌هایت با خودت چند چندی.

 

وَ باز از چشمانت رد می‌شوم. از لبانت. از دستت وَ به تو نگاه می‌کنم. ولیعصر را از کناری‌ترین سنگ‌فرش می‌آیم بالا. کمی با تو راه می‌روم.

باز هم کمی با تو راه می‌روم. 

نگاهت می‌کنم. 

کمی با تو راه می‌روم.

ولیعصر را می‌روم پایین .

کمی با تو .. 

نگاهت ..

کمی با تو .. 

نگاهت ..

 

لعنتی این شهر حالا با تو جان دارد.

تو خوابیده‌ای وُ من به اندازه خواستن و نخواستن‌ات فرصت برای فکر کردن دارم.

نفس گرمی بر صورتم لیز می‌خورد. گوشه‌ای از پلکت می‌پَرد. دست بی‌رمق ات بی‌هوا تکانی می‌خورد. بی آن‌که نگاهم را ازت بر دارم، خودم را می‌چسبانم به سینه‌ات وَ انگشتانم را سوی نقطه‌ای مشترک جمع می‌کنم.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
مهدیس خانووم
مهدیس خانووم
٩٢/٠٧/٢٧
٠
٠
به به به به مرسی
s_ghasemi
s_ghasemi
٩٢/٠٧/٢٨
٠
٠
ممنون که خوندی
javad agha
javad agha
٩٢/٠٧/٢٧
٠
٠
سپاس
s_ghasemi
s_ghasemi
٩٢/٠٧/٢٨
٠
٠
سپاس از اینکه وقت گذاشتی و مطلب رو خوندی
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/٠٧/٢٧
٢
٠
ترکوندیا خواهر........ اینقدر این خیابون ولیعصر رو بالا پایین نرو مریض میشیا قربونت : *
s_ghasemi
s_ghasemi
٩٢/٠٧/٢٨
٠
٠
چیکار کنم خواهر... کحا دارم که برم؟؟؟؟
s_ghasemi
s_ghasemi
٩٢/٠٧/٢٨
٠
٠
یه نظر سنجی میخوام بذارم ببینم بیام یا نه!!!! ؟؟؟ بیام؟؟؟ یا نه؟؟؟
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/٠٧/٢٨
٠
٠
پاشو بیا دیگه لوس یه روز خودت رو بزنی مریضی تمومه :)
S_14
S_14
٩٢/٠٧/٢٧
٠
٠
خیلی خیلی خیلی عالی واقعا دستتون درد نکنه
s_ghasemi
s_ghasemi
٩٢/٠٧/٢٨
٠
٠
ممنون که خوندی و نظر دادی
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٢/٠٧/٢٧
٠
٠
چقد قشنگ..:)..ممنونات..:)
s_ghasemi
s_ghasemi
٩٢/٠٧/٢٨
٠
٠
ممنونات از شما!!!
f_ghasemi
f_ghasemi
٩٢/٠٧/٢٧
٠
٠
هی خواهر کجایی دلم برات تنگیده. خیل زیبا بود.
s_ghasemi
s_ghasemi
٩٢/٠٧/٢٨
١
٠
منم دلم تنگ شده ... دارم میام اما هنوز نیامده دلم برای حمید تنگ شده :(
m_ganjlou
m_ganjlou
٩٢/٠٧/٢٧
٠
٠
عالييييييي....واقعا دستتون مرسي
s_ghasemi
s_ghasemi
٩٢/٠٧/٢٨
٠
٠
خواهش میکنم... ممنون که خوندی
سحر
سحر
٩٢/٠٧/٢٧
٠
٠
ممنون....خوب بود :)
s_ghasemi
s_ghasemi
٩٢/٠٧/٢٨
٠
٠
خوشحالم که پسندیدید
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/٠٧/٢٧
٠
٠
سلام ... خسته نباشي خوب بود
s_ghasemi
s_ghasemi
٩٢/٠٧/٢٨
٠
٠
سلام. سپاسگذارم .
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٧/٢٧
٠
٠
قشنگ بود...تو خوابیده‌ای وُ من به اندازه خواستن و نخواستن‌ات فرصت برای فکر کردن دارم...ممنون :)
s_ghasemi
s_ghasemi
٩٢/٠٧/٢٨
٠
٠
ممنون که خوندی :)
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٧/٢٧
٠
٠
به به :)) عجب متنی بود :))
s_ghasemi
s_ghasemi
٩٢/٠٧/٢٨
٠
٠
بله... به به... دستم درد نکنه!!!
neyosha
neyosha
٩٢/٠٧/٢٧
٠
٠
ممنونم...عالی بود
s_ghasemi
s_ghasemi
٩٢/٠٧/٢٨
٠
٠
سپاسگذارم
Mahnaz_72
Mahnaz_72
٩٢/٠٧/٢٧
٠
٠
خیلی قشنگ بود..مرسی
s_ghasemi
s_ghasemi
٩٢/٠٧/٢٨
٠
٠
مرسی :)
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٢/٠٧/٢٨
٠
٠
عالی بود.چه همه دلتنگی واسه کسی که هنوز نرفته :(
s_ghasemi
s_ghasemi
٩٢/٠٧/٢٨
٠
٠
واسه کسی که رفتنش دلتنگی و موندنش دلتنگی باشه...
Vania
Vania
٩٢/٠٧/٢٨
٠
٠
متن زیبایی بود تشکر
s_ghasemi
s_ghasemi
٩٢/٠٧/٢٨
٠
٠
تشکر از شما
ati200
ati200
٩٢/٠٧/٢٨
٠
٠
قشنگ بود
s_ghasemi
s_ghasemi
٩٢/٠٧/٢٨
٠
٠
ممنون
m_ghasemi
m_ghasemi
٩٢/٠٧/٢٨
٠
٠
واییییییییییییییییییییی چه مطلبی دستت درد نکنه خاله ......خخخخخ :)
s_ghasemi
s_ghasemi
٩٢/٠٧/٢٨
٠
٠
Mبچه بشین سر درست! توی اینترنت چیکار میکنی؟؟؟
f_ghasemi
f_ghasemi
٩٢/٠٧/٢٨
٠
٠
بعله
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٢/٢٨
٠
٠
قشنگ بود.،،،
پربازدیدتریـــن ها
شاید قهرمان این فصل شویم

ظهور استقلال آرمانی

٩٥/١١/٢٨
حیف شد

حیاط خانه ی مادرجون

٩٥/١١/٢٦
ترامپ هستند، 70 ساله از حزب باد!

وقتی از ترامپ حرف می زنیم، دقیقا از چه حرف می زنیم؟

٩٥/١١/٢٨
طنزیات

مصاحبه خبرگزاری مهر با آبراهام لینکلن!

٩٥/١١/٢٨
حالا نوبت من بود

نامه ای به خدا

٩٥/١١/٢٧
گاهی از پنجره بیرون را نگاه کن

به دنیا آمدیم تا به هم کمک کنیم

٩٥/١١/٢٧
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت دوم

٩٥/١١/٢٧
نقد و بررسی فیلم فصل نرگس

وعده ما قبرستان!

٩٥/١١/٢٨
آمده بودم بنویسم...

دو دقیقه حواستان را به من بدهید لطفا

٩٥/١١/٢٦
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
من متخصص هستم!

راه اشتباهی

٩٥/١١/٢٧
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
باید به روایت‌ها چون حکایت‌ها احترام گذاشت؟

حکایت اندر روایت

٩٥/١١/٢٦
نسل ما

من آخر دیروزم

٩٥/١١/٣٠
حرف هایی که شبیه دروغ هستند

واقعیت های دروغ نما

٩٥/١١/٢٦
شعری سروده خودم

جنگ غرور

٩٥/١١/٢٦
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
تبلیغات
تبلیغات