دیگر نمی‌شوم منِ دیروز و دیروزها
پیدایم کن، پیداترین پنهان‌ها...

دیگر نمی‌شوم منِ دیروز و دیروزها

نویسنده : اکرم انتصاری

وقتی انار بهشتی فروختند در کوچه پس کوچه دنیا، بوی بهشت که آوردند درین کُنج دست و پاگیر عالم فریب، این پا و آن پا کردم، مبادا لحظه‌ای، ثانیه‌ای، ساعتی، چشم مرا به ظاهر این عجوزه هزار داماد-دنیا را می‌گویم- مبتلا نکنی.

خسته که شدم از خودم و دنیایم، به امروز رسیدم، چند شب پیش-شب قدر را می‌گویم-  اگر روزها امان شمارش بدهند به دستانم، قرآن به سر گرفتم که خدایا چه‌ها کردم و اشتباه کردم. خدای من! دیگر این من، منِ دیروز نیست، قرآن از سرم برداشتم، دوباره در پیاده رو شدم من دیروزها.. دوباره به امروز رسیدم، خدای من، من ِامروز؛ من دیروز و دیروز و دیروز است. می‌خواهم باز پرده حیا کنار بزنم و باز بگویم، مرا ببخش که دیگر نمی‌شوم منِ دیروز و دیروزها..

 

نمی‌شوم آن‌که خودش را گم کرد و دست و پا زد در کشاکش ِدست و پا گیر غفلت، نمی‌شوم چشمانی که بسته است و کور می‌خواند همه داشتن‌هایش را.

باز هم می‌خواهم از نردبان خوب ِ بودن این روز، پلّه، دو تا یکی کنم و مثل همیشه میانبر بزنم. دستانت را باز کن؛ این روزها آغوش گرم خداوندیت، می‌چربد به سرمای سخت و نفس‌گیر خس‌خس ِ سرفه‌های نفس گمراه من...

خدایا، من گم شده‌ام در هیاهو و قیل و قال ِاین‌جا، گواه می‌گیرم فرشتگانت را که این بار سجده می‌کنم با تمام خودی که هنوز هم تو را نشناخته، به میزبانی‌ات، ایمان دارم...

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
f_moshiri
f_moshiri
٩٢/٠٧/٢٣
٠
٠
متن بسیار خوبی بود. ولی برای شما دیگه نمیشه کاری کرد!
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٢/٠٧/٢٤
٠
٠
اوا چرا ؟؟؟؟
mahsa-s
mahsa-s
٩٢/٠٧/٢٤
٠
٠
ااااااا براچی؟؟
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/٠٧/٢٣
٠
٠
من هم همینطور خدایا گناهام رو ببخش میدونم که خیلی رحمان و رحیمی
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٢/٠٧/٢٤
٠
٠
همهمون همینطوری ایم *:(
ati200
ati200
٩٢/٠٧/٢٣
٠
٠
خیلی زیبا مرسی
r_ariats
r_ariats
٩٢/٠٧/٢٣
١
٠
ممنونم خیلی عالی و زیبا بود.یه جورایی هممون همین شکلی ایم.ولی قربون محبت خدا که همیشه میگه: "صد بار اگر توبه شکستی باز آ." خدایا شرمنده ام اما تو به خدایی خودت "ببخش"
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٢/٠٧/٢٤
٠
٠
خداست دیگه از بس مهربون و بخشنده است *:)
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/٠٧/٢٣
١
٠
سلام ... خداااااااااااااااااااااااااااااااااااا
faeze
faeze
٩٢/٠٧/٢٣
٠
٠
واقعا متن قشنگی بود یاد عهدایی افتادم که با خدا بستم و چه قدر آسون فراموششون کردم....خدایا منو ببخش:(((
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٢/٠٧/٢٤
٠
٠
من نیز هم *:(
s_ghasemi
s_ghasemi
٩٢/٠٧/٢٣
١
٠
دیشب با خـدا دعوایـم شد.... با هم قهر کردیم.... فکر کردم دیگر مرا دوست ندارد...... ! رفتم گوشه ای نشستم .... چند قطره ای اشک ریختم ... و خوابم برد .... صبح که بیدار شدم .... مادرم گفت : نمیدانی از دیشب تا صبح چه "بـارانـی" می آمد ...
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٢/٠٧/٢٤
٠
٠
همه مون فدای خدا بریم *:)
neyosha
neyosha
٩٢/٠٧/٢٣
٠
٠
هـــی.... می‌خواهم باز پرده حیا کنار بزنم و باز بگویم، مرا ببخش که دیگر نمی‌شوم منِ دیروز و دیروزها..
mahshid
mahshid
٩٢/٠٧/٢٣
٠
٠
مغسی عالی بود
m_ganjlou
m_ganjlou
٩٢/٠٧/٢٣
٠
٠
خدایا، من گم شده‌ام در هیاهو و قیل و قال ِاین‌جا...............متنتون قشنگ بود...دستتونم مرسي
S_14
S_14
٩٢/٠٧/٢٣
٠
٠
گمشده ام در هیاهو و قیل وقال ها عالی ممنون
ف-گ
ف-گ
٩٢/٠٧/٢٣
٠
٠
سلام. زیبا....ممنون
sm_shekofte
sm_shekofte
٩٢/٠٧/٢٣
٠
٠
خیلی قشنگ بود.. انشالله دعاهاتون مستجاب شده باشه :)
مهدیس خانووم
مهدیس خانووم
٩٢/٠٧/٢٣
٠
٠
قشنگ بود مرسی التماس دعا
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٧/٢٣
٠
٠
خدایا، من گم شده‌ام،دستم را محکم تر بفشار و راه را نشانم بده...//خیلی زیبا نوشتید...
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٢/٠٧/٢٤
٠
٠
هر بار که راه را اشتباه رفتم ، فهمیدم دستم در دست خدا نبود *:)
Paeez
Paeez
٩٢/٠٧/٢٣
٠
٠
مرسی از تمام نظراتتون:)امیدوارم امروز به تمنای خوب دلتون رسیده باشین:)
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٢/٠٧/٢٤
٠
٠
خواهش میکنیم پاییز خوبمون *:) نوشته هات عالی ِ عزیزم
jalal
jalal
٩٢/٠٧/٢٤
٠
٠
خدایا چنان کن سرانجام کار
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٢/٠٧/٢٤
٠
٠
تو خشنود باشی و ما رستگار *:)
Niva
Niva
٩٢/٠٧/٢٤
٠
٠
ممنون... التماس دعا
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٧/٢٤
١
٠
خدایا، من گم شده‌ام در هیاهو و قیل و قال ِاین‌جا...خیلی زیبا بود...ممنون پاییز بانو :)
سحر
سحر
٩٢/٠٧/٢٤
٠
٠
خسته شدم از خودم ودنیایم....مرسی پاییز جون عالی بود :)
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

همواره شک مهمان من است

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

نمی دانستم!

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تردید، تصمیم و تغییر

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

گوجه سبز

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تن‌های سرد

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
کار بزرگ پرسپولیس

نگاهی متفاوت به لیگ برتر ۹۵_۹۶

٩٥/١٢/٢٨
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یک جهان مقابل من

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

حجم نبودنت

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خرده‌شیشه‌های تردید

٩٦/٠١/٠٥
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

شاه بی سپاه

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

غریبه ها

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

آیه های زمینی در تردیدهای ناگریز

٩٦/٠١/٠٣
تبلیغات
تبلیغات