همه رنگ های زندگی
دست نوشته یک خوره نت که دو روز به زندگی حقیقی سرکی کشیده است

همه رنگ های زندگی

نویسنده : moh_rzv

راستش این چند روز کــه نت نداشتم یک خرده بیشتر با خودم خلوت کردم و دور و برم را دیدم. بیشتر دقت کردم. یک چیزهایی که اصلاً و ابداً بهـــش دقت نکرده بودم. یک خرده بیشتر درک کردم . خیلی از واقعیت ها یا بهتــر بگویم سختی هایـــی که خانواده دارند و هرروز باهاش دست و پنجــه نرم می‌کنند و من آن موقع ها یا خوابم یا توی نتم .

میدانید دیشب فکر میکردم که زندگـــی مثل غــذای داخل یک قابلمــه است که از بیرون به نظر خوشمزه می‌آید. امــا همین که می‌چشی اش می‌بینی آنقدر‌ها هم تعریفی نیست. یا بعضی موقع هــا آنقدر شیرین هست که دلت را میزند یا بعضی وقت‌ها شور یا تلخ!

فراتر از همــه ی این فکرها این بود که یک دستــی بالاتر از همه ی اینـ‌هـا شعلــه ی گــاز را بعضی موقع ها زیـــاد میکند و گاهی اوقات کم میکند. گـــاهی هم خامــوش ...

نتیــجه 1 : میخواستم به این موضوع برسم که گــاهی لازم است از خیلی از چیزهای مجــازی دور و برمان دور بشویم و یک فکــر و نگــاهی هم به دور و برمان بکنیم . بخـــدا چیزهای جدیدی کشــــف میکنیم ...

نتیــجه 2 : امــا خدا شــاهدِ که با اینکه توی این 2روز خیلی غصــه خوردم امـــا هر دردش یک رنگــی داشت و زیبا بود و آموزنده ( خدا را شکر سیاه و خاکستری نبود ) ...دقیقـــاً مث مــــداد رنگـــــی ....

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
m_sana
m_sana
٩٢/٠٨/٠٣
٠
٠
خدارا شکر سیاه و خاکستری نبود...
h.naderi
h.naderi
٩٢/٠٨/٠٣
١
٠
منم درد تو رو دارم؛ وقتی یکی دو هفته ای از دنیای مجازی کندم؛ یک نتیجه بزرگی گرفتم؛ اینکه به پدر و مادرم خیلی کم تر از چیزی ک لازم بوده توجه داشتم
neyosha
neyosha
٩٢/٠٨/٠٣
٠
٠
( خدا را شکر سیاه و خاکستری نبود ) ...دقیقـــاً مث مــــداد رنگـــــی .... جالب بود ممنونم
Kale_namak
Kale_namak
٩٢/٠٨/٠٣
٠
٠
کـشف زیـبایی هـای بـزرگ از همیـن لحـظـات به ظـاهـر کـوچک شـروع مـیشـه....
mr_khas
mr_khas
٩٢/٠٨/٠٣
٠
٠
مرسی از زحمتتون در قرار دادن تجاربتون برای ما
maede
maede
٩٢/٠٨/٠٣
٠
٠
ولی تو زندگی مجازی بعضیا یه سری حقایقو میشه دید..اما در کل درسته خوب نیست خیلیم خودتو غرق دنیای مجازی کنی.
t.m
t.m
٩٢/٠٨/٠٣
٠
٠
اوممم روزهای بدون نت! تجربشو داشتم .. لذتای قشنگتری رو میشه کشف کرد:)
S_14
S_14
٩٢/٠٨/٠٣
٠
٠
واقعا منم قبول دارم که بدون نت خیلی چیزای بهتری رو میتونم درک کنم و ببینم... ممنونم از شما
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٨/٠٣
٠
٠
ولی من یکی دو روزیکه نت نداشتم خیلی عذاب کشیدم :(....انگار معتاد شدم واقعا.....ممنون :)
faeze
faeze
٩٢/٠٨/٠٣
٠
٠
....:(
مهدیس خانووم
مهدیس خانووم
٩٢/٠٨/٠٣
٠
٠
مرسی خیلی قشنگ بود من 3 ماه دیگه دنیایا مجازیو ترک میکنم
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٨/٠٣
٠
٠
این مجازی بودن و شدن هم دردسریه اگر روش کنترل نباشه !! همه چی آدم بهم میریزه ! از صبحانه بگیر تا خواب ... اگر بتونیم درست استفاده کنیم کارکردیم.
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٢/٠٨/٠٤
٠
٠
یه دوستی داشتم از پای فیس بوک بلند میشد میرفت تو تختش میخوتبید از رو تختش بلند میشد میرفت تو فیس بوک تا شب.تو یه ماه 11 کیلو وزن اضافه کرده بود ! جنبه ندارن ملت که ! تو دانشگاه هم همیشه با گوشی تو فیس و وایبر و گوگل پلاس چرخ میزد
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

همواره شک مهمان من است

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تن‌های سرد

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

نمی دانستم!

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

غریبه ها

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خرده‌شیشه‌های تردید

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

گوجه سبز

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تردید، تصمیم و تغییر

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

گاهی به جای تردید، باید بلعید!

٩٦/٠١/٠٧
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

حجم نبودنت

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یک جهان مقابل من

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خيانت به معشوق سي‌سي

٩٦/٠١/٠٦
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

شاه بی سپاه

٩٦/٠١/٠٢
تبلیغات
تبلیغات