آقا شما مورد دارین؟!
سه اتفاق جالب

آقا شما مورد دارین؟!

نویسنده : sjalal

** اتفاق اول

دوستم برای یافتن آپارتمانی برای اجاره وارد یک بنگاه شد و پرسید: آقا شما مورد دارین؟ بنگاهی که تا قبل این سوال چهره‌اش خندان بود ناگهان شوکه شد و دست و پایش را گم کرد و با ترس گفت: به خدا من بی‌گناهم! به خدا کار خلافی نکردم.

دوستم که تازه فهمیده بود قضیه چیه با لبخند گفت: آقا ببخشین حواسم نبود چی پرسیدم. نترسین، من پلیس نیستم. اومدم ببینم موردی برای رهن و اجاره دارین.

 

** اتفاق دوم

یکی از دوست‌هایم می‌خواست فارغ التحصیل شود و رفت دفتر گروه تا بپرسد باید چه کار کند. دفتردار یک نامه بهش داد. دوستم پرسید: باید امضای حسابداری رو بگیرم؟

دفتردار جواب داد: نه، نیازی نیست.

دوستم دوباره پرسید و دوباره همین جواب رو شنید.

بار سوم با عصبانیت گفت: آقا من چه کار به دکتر نیازی دارم. حسابداری چه ربطی به دکتر نیازی داره آخه؟

دفتردار خندید و گفت: من شرمنده‌ام منظورم این بود که نیازی به این کار نیست.

 

** اتفاق سوم

روزی روحانی‌ای در مسجد می‌خواست سخنرانی کند. اول حرفش گفت: امروز می‌خواهم درباره حیات صحبت کنم. پیرمردی با اعتراض گفت: حاج آقا یعنی اونایی که آپارتمان دارن بلند شن برن. چرا همش از پولدارا حرف می‌زنین.

روحانی که نمی‌توانست جلوی خنده‌اش را بگیرد گفت: منظورم از حیات، زندگیه نه اون حیاط.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
e_najva
e_najva
٩٢/٠٨/٢٧
١
٠
خخخخ ... دومی رو چند بار خوندم تا حالیم شد. جالبناک بودن مرسی
M_Mosafer
M_Mosafer
٩٢/٠٨/٢٧
١
٠
جالب بودن/// مرسی
mr_khas
mr_khas
٩٢/٠٨/٢٧
٠
٠
مرسی همی اتفاقات نمکینی بود همی :))))
آبان
آبان
٩٢/٠٨/٢٧
٠
٠
خخخخخخخ جالب بود عجب بابا :)
Mahnaz_72
Mahnaz_72
٩٢/٠٨/٢٧
٠
٠
خیلی جالب بودن منم تا به حال شاهد همچین اتفاقات مشابهی بودم ...ممنون
S_14
S_14
٩٢/٠٨/٢٧
٠
٠
جالب بود منم هم تو دانشگاه با این موردا خیلی برخورد داشتم...ابازم ممنونم
mahdi-h
mahdi-h
٩٢/٠٨/٢٧
٠
٠
ایول اخریش خیلی باحال من اگه اونجا بودم به مدت 1 ساعت فیکس میخندیدم
Paeez
Paeez
٩٢/٠٨/٢٧
٠
٠
سوتفاهمه دیگه!پیش میاد گاهی اوقات!:)
par!sa
par!sa
٩٢/٠٨/٢٧
٠
٠
هههه.. چی باحال.. منم از این سوتیا زیاد دادم تاحالا!!
A_K
A_K
٩٢/٠٨/٢٧
٠
٠
خخخخخخخخخ...مرسی
mah_mahdizadeh
mah_mahdizadeh
٩٢/٠٨/٢٧
٠
٠
دومیش یکم لوس بود اخریش هم جالب نبود فقط اولیش یکم خوب بود .............مرسی............
شاهدخت
شاهدخت
٩٢/٠٨/٢٧
٠
٠
:))))))
maede
maede
٩٢/٠٨/٢٨
٠
٠
یعنی در این حد؟!اون بنگاهیه رو میگم!!! :))
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/٠٨/٢٨
٠
٠
اینایی که تعریف کردین خاطراتتونه نه؟ همشون باحال بودن دومی رو دوبار خوندم تا گرفتم چیشد خخخ
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٢/٠٨/٢٨
٠
٠
looooooooooooool
Niva
Niva
٩٢/٠٨/٢٨
٠
٠
:))
ati200
ati200
٩٢/٠٨/٢٨
٠
٠
خخخخخخخخخخخخ بامزه بود...اولی ش بانمک بود..یه دفعه بری بگی اقاشما مورد داری خخخخخخخخخخخخخخخ
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٨/٢٨
٠
٠
سوتیا های خوبی بود! :) روحمان شاد شد بسی! خخخ
هورام
هورام
٩٢/٠٨/٢٨
٠
٠
خوشمان آمد...لحظه ای مسرور گشتیم..:)))
مهتاب
مهتاب
٩٢/٠٨/٢٨
٠
٠
خخخخخخخخخخخخ مرسی جلال خان.....جالب بود(:
zahra.bkht
zahra.bkht
٩٢/٠٨/٢٨
٠
٠
مرسی..آخری سوتی باحالی بود
m_farid2677
m_farid2677
٩٢/٠٨/٢٨
٠
٠
سومي جالب تر بود
neyosha
neyosha
٩٢/٠٨/٢٨
٠
٠
خخخخخخخخخ چه باحال.......تشکر
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٨/٢٨
٠
٠
خخخخخ :)...ایول جلال...خیلی باحال بودن :)...ممنون
روشناوند-r_roshnavand
روشناوند-r_roshnavand
٩٢/٠٨/٢٨
٠
٠
سلام ... ما كه نه حيات داريم نه حياط
sh_shahab
sh_shahab
٩٢/٠٨/٢٨
٠
٠
حه حه حه خند یکم نداشت
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٨/٢٨
٠
٠
:)) ممنونم جالب بود :)
ali007
ali007
٩٢/٠٨/٢٨
٠
٠
خخخخخخخخ....خیلی جالب بود.مرسی جلال جان:)
پربازدیدتریـــن ها
به کی جز خدا پناه می بری؟

جهل چه آهسته می آید

٩٦/٠٥/٢٦
مثل دختر انار

آرايش غليظ

٩٦/٠٥/٢٦
ماجرای اولین باری که به استخر رفتم

توافق ذهنی مشترک بچه های جنوب شهر / قسمت اول

٩٦/٠٥/٢٥
یکی باید بیاید

ویرانه دل ماست

٩٦/٠٥/٢٤
شعری سروده خودم

چقدر حرف زدم!

٩٦/٠٥/٢٦
نمی دانم باید خوشحال باشم یا ناراحت؟

توحش ناشی از بی‌ پولی

٩٦/٠٥/٢٩
فنجان چای

ایهام

٩٦/٠٥/٢٨
تو دلت چه می خواهد؟

تاوان دلتنگی

٩٦/٠٥/٢٤
کوچه تان خالی از آن ها مباد!

معصوم نیوز

٩٦/٠٥/٢٨
شعری سروده خودم

معنی فاصله این نیست که از آنِ همیم

٩٦/٠٥/٢٤
همین برایم کافیست

نشانه عاشقی

٩٦/٠٥/٢٨
حس خوب شعر

شاعرانه ها

٩٦/٠٥/٢٥
خرده شیشه دارند

ارتباط دوستی و آینه های قدی

٩٦/٠٥/٢٦
چند خطی برای امام مهربانی ها

تو هدیه امام خوبم هستی!

٩٦/٠٥/٢٥
شعری سروده خودم

پلک بزن

٩٦/٠٥/٢٨
کجای دنیا را قرار است بگیریم؟

قدرتی به نام عرف

٩٦/٠٥/٣٠
راس ساعت 8

تردید

٩٦/٠٥/٢٤
نمی‌دانم مرا چه شده است؟

آگه بخوان...

٩٦/٠٥/٢٥
همین امروز دست بکار شو

فردا تا ابد دیر است

٩٦/٠٥/٢٩
شعری سروده خودم

غیرت

٩٦/٠٥/٢٩
تبلیغات