من فرشادشونم!
به خدا فریدون مشیری شاعر نیست! من هستم!

من فرشادشونم!

نویسنده : فرشاد مشیری

خدا رحمت کند رفتگان همه را. مرحوم پدر ما که خودش می‌گفت از بچه‌گی به ادبیات علاقه داشته و اهل شعر و ادبیات بود و بعد ها به جز مدرک و کار اصلی‌اش، همزمان با اینکه چهار فرزند که نه، 4 خانه خراب کن زلزله به دنیا عرضه کرده بود، لیسانسی هم در ادبیات گرفته بود.

شعر می‌گفت و عشقش ادبیات بود. به همین دلیل از فرط ارادت به شعرا نام فرزند بزرگ خود ( اخوی گرانقدر بی مثال بنده!) را فریدون گذاشت و چون من بدنیا آمدم مرا فرشاد نامید. از بخت بد! فریدونمان نه تنها اهل ادبیات نبود بلکه اصولا بی ادبیات بود و بر خلاف دروس و کارهای فنی که بسیار علاقه مند بود در عمرش هیچ علاقه به شعر نشان نداد.

بر عکس بنده که در طول عمر مبارکم! به شعر گیر سه پیچ داده ام تا اراجیفم مبدل به آن شود. حالا هر که نامم را می پرسد، میگویم «فریدون مشیری را میشناسی؟ من فرشادشونم!!!» و طرف کف میکند و هاج و واج این را دیداری افتخارآمیز برای خود می‌خواند ما هم مدتی به قمپز در کردن می‌گذرانیم و قیافه می‌گیرم.

گاه برای اثبا ادعایم یکی از اشعارم را نثار چهره مبهوت و دهان بازشان می‌کنم و طرف دیگر مطمئن می شود که «خودشه». اوائل زندگی گرانبهایم گاه آرزو می‌کردم که بچه اول بودم و آن فکر ناب نامگذاری مرحوم پدرم، نصیب من میشد. اما اکنون تازه فهمیدم که خدابیامرز چه حالی به ما داده است! چرا که اگر من فریدون بودم بقیه بسادگی می‌فهمیدند که فریدون مشیری معروف نیستم.  اما اکنون که فرشادشان هستم حداقل برخی فکر می‌کنند که واقعا فرشادشان! هستم و چه کرایه تاکسی‌ها که از ما نگرفتند و چه جنس‌ها که مجانی دریافت ننمودم!

حلال حلال حلال است چون من واقعا برادر فریدون مشیری هستم و هیچکس تا کنون نپرسیده «ببخشید کدوم فریدون مشیری» تنها خاطرم هست خانمی در جای پس از کلی ذوق زدگی پرسید «وااااااااااااااااااااااااااای فریدون مشییییری معروووووووووووووووووووف؟ » من هم زیرکانه جواب دادم تقریبا!!! چون برادرم هم تقریبا معروف است................میان فامیل البته!!!

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
شاهدخت
شاهدخت
٩٢/٠٧/٢٤
٢
٠
ایول خیلی جالب بود!!!!
f_moshiri
f_moshiri
٩٢/٠٧/٢٥
٠
٠
ممنون
S_14
S_14
٩٢/٠٧/٢٤
٢
٠
آرزو بر جوانان عیب نیست ..
mr.hamed
mr.hamed
٩٢/٠٧/٢٤
٠
٠
:|
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٧/٢٤
٠
٠
خیلی جالب بود....این خاطره آخری باحال بود...ممنون :)
رادمهر
رادمهر
٩٢/٠٧/٢٤
١
٠
اقای مشیری ینی اگه ما می دونستیم شما در این حد آتیشی هستین برای خودتون به این راحتیا تو استادیوم ولتون نمی کردیم:))
f_moshiri
f_moshiri
٩٢/٠٧/٢٥
٠
٠
ما اگر میدانستیم شاید شما ما را ول نکنید اصلا نمی آمدیم!!!
پیام (با عینک ریبوووون)ء
پیام (با عینک ریبوووون)ء
٩٢/٠٧/٢٤
١
٠
خیلی عالی بود )) خوب کلاس خصوصی ههم میتونید تشکیل بدید و دانشجو بپذیرید )) کم کم هم موسسه تشکیل بدید - کانون ادبی آموزش (مشیری)
m_ganjlou
m_ganjlou
٩٢/٠٧/٢٤
٠
٠
جالب بود........دستتون مرسي
neyosha
neyosha
٩٢/٠٧/٢٤
١
٠
خیلی جالب بود:)))))))
f_moshiri
f_moshiri
٩٢/٠٧/٢٥
٠
٠
ممنون
سحر
سحر
٩٢/٠٧/٢٤
٠
٠
چه باحال...مرسی:) خیلی خوب بود خاطره آخریه :)
maede
maede
٩٢/٠٧/٢٤
١
٠
من اصلن به ذهنم خطور نکرده بود که شما با فریدون مشیری شاعر هم فامیلین!! :)))))))
f_moshiri
f_moshiri
٩٢/٠٧/٢٥
٠
٠
عرض کردم که با فریدون مشیری فامیل هستم اما نه آن فریدون شاعر!!!
مهدیس خانووم
مهدیس خانووم
٩٢/٠٧/٢٤
١
٠
بسیااار جالب بود
sin germany
sin germany
٩٢/٠٧/٢٤
١
٠
دمتونگرم..خیلی باحالید...ولی نامردیه که ملتو سرکار بزارید ها
سحر بانو
سحر بانو
٩٢/٠٧/٢٤
٠
٠
وااااااااااااااااااااااااااای فریدون مشییییری معروووووووووووووووووووف؟.........:)...مطلب جالبی بود ممنون :).....خیلی دلم میخواد یه روز منم یه شاعر معروف بشم.و خواهرم بیاد تو جیم یه همچین مطلبی بنویسه :)))))))))))
f_moshiri
f_moshiri
٩٢/٠٧/٢٥
٠
٠
سحر خانوم خواهشا کاسبی ما رو کساد نفرمائید. این یک فکر اقتصادیه اختصاصی است!!!
s_ghasemi
s_ghasemi
٩٢/٠٧/٢٤
٠
٠
حلال حلال...
s_v66
s_v66
٩٢/٠٧/٢٤
٠
٠
بچه زرنگ ب شما میگن ها...
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٧/٢٤
١
٠
:خخخخخخخخخخخخخ دم شما را گرم میداریم ای بزرگ مرد :)) جدی جدی شما برادر اقای فریدون مشیری هستید! :))))
f_moshiri
f_moshiri
٩٢/٠٧/٢٥
٠
٠
آف کورس!
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/٠٧/٢٥
٠
٠
واقعا یه بیت شعرم میزاشتین تنگش بیشتر میشناختیم :)
f_moshiri
f_moshiri
٩٢/٠٧/٢٥
٠
٠
شعر هم منتشر شده دارم هم در صف انتشار
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٢/٠٧/٢٥
٠
٠
خیلی هم خوب.اعتماد به سقف :)))
f_moshiri
f_moshiri
٩٢/٠٧/٢٥
٠
٠
واقعا از اینکه متاسفم ممنونم!
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/٠٧/٢٥
١
٠
سلام ... فرشاد جان به فريدون خان سلام برسان
f_moshiri
f_moshiri
٩٢/٠٧/٢٥
٠
٠
اگر واقعا روشناوندی باشید! چشوم!
ati200
ati200
٩٢/٠٧/٢٧
٠
٠
خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ
پربازدیدتریـــن ها
افشین یدالهی هم رفت

این سال کبیسه همچنان مسافر می گیرد

٩٥/١٢/٢٦
دردی که بزرگ تر می شود

هیس! اینجا گوش شنوایی... هست

٩٥/١٢/٢٦
این آخرین یادداشت زندگیم است

ذوب شدگی

٩٥/١٢/٢٥
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

همواره شک مهمان من است

٩٦/٠١/٠٢
دیگران را فراموش نکنیم

آن طرف چهره نوروز

٩٥/١٢/٢٦
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

نمی دانستم!

٩٦/٠١/٠٢
کار بزرگ پرسپولیس

نگاهی متفاوت به لیگ برتر ۹۵_۹۶

٩٥/١٢/٢٨
احساس ناب یکی شدن

اگر روزی ازدواج کردم

٩٥/١٢/٢٦
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

گوجه سبز

٩٦/٠١/٠٢
ممنون از عشق...

انگار عاشقي

٩٥/١٢/٢٦
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تردید، تصمیم و تغییر

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

حجم نبودنت

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یک جهان مقابل من

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

شاه بی سپاه

٩٦/٠١/٠٢
تو رفتی

کاش می شد...

٩٥/١٢/٢٥
دلم به حالش می سوزد

اسفند سوخته!

٩٥/١٢/٢٨
مرا تا خورشید بالا ببر

احساس ترس می کنم

٩٥/١٢/٢٨
امان از حافظه های جانبی

حافظه مرا چه شده است؟

٩٥/١٢/٢٨
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
گمان کردم تویی

خیال

٩٥/١٢/٢٥
تبلیغات
تبلیغات