فرار از خوشبختی!

فرار از خوشبختی!

نویسنده : h-hidarpoor

تا حالا شده از خوشبختی فرار کنید؟! شده بترسید؟! بترسید از این‌که چند نفر به هر زوری هست شما را می‌خواهند خوشبخت کنند! بگذارید کمک‌تان کنم، اگر متاهل هستید که آب از سرتان گذشته و حالا بدبخ.... ببخشید خوشبخت شده‌اید! اما اگر مجرد هستید و دیگر وقت‌تان شده! آن وقت است که مامان و بابا و آبجی بزرگه و سایر اقوام دور و نزدیک هم قسم می‌شوند که شما را از دنیای شیرین عَذَب‌ها (یا عَزَب یا شایدم عَظب!! (بی‌سواد!!!) بیرون بیاورند. یکی از آن لحظاتی که شما بدجور از خوشبختی فرار می‌کنید! همین وقت‌هاست.! وقتی که آستین و بلکم آستین‌ها!  برای شما بالا زده‌اند.


انصافا شما بگویید مجردی کجایش بد است! چه عیبی دارد؟ به این خوبی! مگر غیر از این است که خودتی و خودت؟! ها... نه به کسی جواب پس می‌دهی و نه از کسی جواب می‌گیری! (چی شد؟!) هر وقت بخواهی می‌روی و هر وقت هم بخواهی می‌آیی! دیگر نگران این نیستی که آخر هفته را چه طوری با بروبچ جیم بشوی بروی کوه و دشت و دَمَن!


دیگر موقعی که یک ربع، بیست دقیقه از وقت اداری گذشته و شما همچنان داری خدمت به خلق ا... می‌کنی و خدای نکرده خدای نکرده! کار ارباب رجوع را راه می‌اندازی! کسی نیست که دم به دقیقه زنگ بزنه که: «الو... کجایی پس چرا این‌قدر دیر کردی... مگه بهت نگفتم مهمون داریم. مامانم این‌ها آمدند! پاشو بیا... سر راهت هم اون لیست را که بهت دادم بی کم و کسر بخر... بوق...»


ولی خودمانیم ها، واقعا همین است....


اساسا (به یاد خدا بیامرز دکتر نیما افشار!) جریان طبیعی زندگی می‌گوید که همین نیست! شما ازدواج می‌کنید که آرام بگیرید... ازدواج می‌کنید که آدم بشوید... ازدواج می‌کنید که کسی در کنارتان باشد... ازدواج نمی‌کنید که سرسام بگیرید... ازدواج نمی‌کنید که ...


البته قبول دارم این‌ها را امثال همان نیما افشارها می‌گویند و گرنه اگر این‌طور بود که آمار طلاق‌های‌‌مان این نمی‌شد (ببخشید کدوم؟! .... همان دیگه بابا!)


راستی گفتم طلاق، یاد آن جک افتادم: «یارو مستاجر بوده به زنش می‌گه بیا مهریه‌ات رو بذار اجرا با پولش خونه بخریم! هار... هار .... هار ...


برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
v-qavam
v-qavam
٩١/٠٩/١٨
٠
١
مجردي يعني آسودگي خاطر...رفيق بازي...آرامش...بي خيالي...يکي براي همه...همه براي يکي تاهل يعني...جواب پس دادن...اسارت...يکي يراي يکي
h-hidarpoor
h-hidarpoor
٩١/٠٩/١٨
١
٠
اما منظور ما این نبودا!!!!
(D-mehraboon)
(D-mehraboon)
٩١/١٠/٢٩
٠
٠
منظورتون کاملا واضح بود......... :)
nikta_21
nikta_21
٩٢/٠١/٢٢
٠
٠
ازدواج یعنی اسارت؟موافقم.مسءله ی حجاب را بخوانید تا بفهمید چرا من و شما این نظر رو داریم.
پربازدیدتریـــن ها
وقتی خیالش همراهت بود

ترسناک تر از نبودنت...

٩٦/١٠/٢٣
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
می توانستم راه بهتری را انتخاب کنم

جنگ و درخت انجیر

٩٦/١٠/٢٤
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
و چون می‌گذرد غمی نیست

به گذر ثانیه ها محتاجم

٩٦/١٠/٢٤
هرگاه خواستمش...

خدا را باید بی نهایت عاشق بود

٩٦/١٠/٢٣
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠