حواسمان به نوشته‌های‌مان باشد
ناگفته‌هايي که از وجودمان سر مي‌روند

حواسمان به نوشته‌های‌مان باشد

نویسنده : فائزه اعتمادی راد

مي‌گويد: خوشحالم که نوشته‌هایم، کلماتم، افکارم ارث پدر هیچ‌کس نیست.

درست!

اما حواسمان بايد به نوشته‌هاي‌مان باشد. چرا كه مي‌شود با اين نوشته‌ها فكري را به چالش كشيد، ذهني را آسوده كرد. و حتي گاهي دلي را آزرده خاطر !

و ديگر اين‌كه همواره ناگفته‌هايي درون‌مان جا خوش كرده‌اند كه  با هيچ نوشته‌اي خالي نمي‌شوند، همان‌هايي كه گاهي آن‌قدر روي هم جمع شدند كه از وجودمان سر مي‌روند!

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/٠٧/٢٠
١
٠
سلام ... حواسمان باشد كه با كلماتمان ارث پدري را هم بباد ندهيم /// متشكرم
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٧/٢٠
٠
٠
واقعا خوشحالی داره....و یه کمی تفکر اندر کلمات!!ممنان
مهدیس خانووم
مهدیس خانووم
٩٢/٠٧/٢٠
٠
٠
بلی مبافقم
m_ganjlou
m_ganjlou
٩٢/٠٧/٢٠
٠
٠
اما حواسمان بايد به نوشته‌هاي‌مان باشد. چرا كه مي‌شود با اين نوشته‌ها فكري را به چالش كشيد، ذهني را آسوده كرد. و حتي گاهي دلي را آزرده خاطر !......دستتون مرسيييييييييييييييييييييي
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٧/٢٠
٠
٠
بله کاملا موافقم . من که دستم گاهی برای نوشتن مکث میکنه . سپاس
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٧/٢٠
٠
٠
نقد زیبایی بود به یکی از مطالب یکی دیگر از دوستان....کاملا درسته...ممنون :)
Mahnaz_72
Mahnaz_72
٩٢/٠٧/٢٠
٠
٠
بله همینطوره..ممنون
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٧/٢٠
٠
٠
درستهه:)
نوشا
نوشا
٩٢/٠٧/٢٠
٠
٠
واقعا راسته ممنون
سحر
سحر
٩٢/٠٧/٢٠
٠
٠
بله درسته...مرسی :)
ف-گ
ف-گ
٩٢/٠٧/٢١
٠
٠
سلام. چالش فکری رو واقعا خوب گفتید. سپاس
fahime72
fahime72
٩٢/٠٧/٢١
٠
٠
کاملا درسته
r_ariats
r_ariats
٩٢/٠٧/٢٢
٠
٠
سلام. کاملا حق باشماست. ممنون.
mr_khas
mr_khas
٩٢/٠٨/١٩
٠
٠
مرسیییییییی ...کاملا متیین
پربازدیدتریـــن ها
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
وقتی یکی یکی می روند

پیر شده ام

٩٦/٠٤/٠٦
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
مرکز مشاوره دکتر گل آبی

فعلاً خیالتان راحت باشد

٩٦/٠٣/٣١
می خواست زندگی کند

خفه اش کردیم

٩٦/٠٣/٣٠
تبلیغات
تبلیغات