شبكه اجتماعی و قهوه‌خانه!
درباره مکان و فرهنگی که از بین رفت

شبكه اجتماعی و قهوه‌خانه!

نویسنده : r_roshnavand

در گذشته قهوه‌خانه، محلی بوده برای نوشیدن چای و خوردن ناهار و شام که بعدها سرگرمی‌هایی مانند نقالي و شاهنامه‌خواني و غزل خواني در آن‌ها رواج يافت .

چایخانه‌ها در ايران حدود ۴۰۰ سال قدمت دارد. محمدعلی، معروف به کاشف السلطنه چایکار، متولد تربت حيدريه، سفیر ایران در هندوستان بود که با تلاش خود در نقش یک بازرگان فرانسوی به فراگیری شیوه کاشت و مصرف چای در ایران پرداخت. گفته مي‌شود که او دانه‌های چای را درون عصای خود چید و آن‌ها را وارد ایران کرد.

 

با تغییرات فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی جامعه به خصوص ورود رادیو و تلویزیون کم‌کم قهوه‌خانه خلوت، منزوی و متروک شد تا حدی که سالن‌های مجلل گذشته به سالن‌هايي کهنه با وسایل فرسوده و مستعمل تبدیل شد و محلي براي تجمع معتادان و بزهکاران گرديد. و بزرگترهاي ما بيشتر اين دوران منزوي قهوه‌خانه‌ها را بياد دارند.

در گذشته قهوه‌خانه نقش شبكه اجتماعي را بازي مي‌كرد كه در اينترانت داخلي هر شهر فعال بود. حاكمان نيازي به فيلتر كردن نداشتند. مهره‌هاي خود را وارد نقل قول‌ها و ديدارها صورت گرفته در قهوه‌خانه‌ها مي‌كردند. مخالفين هم در صحنه‌اي برابر رو در روي حاكم مهره مي‌چيدند. ابزار قدرت نمايي براي هر دو طرف بازي، برابر بود. فيلتر باعث مي‌شود افكار مانند آتش زير خاكستر گسترش يابد و اگر هر از چند گاهي نقطه‌اي شروع به آتش گرفتن نمايد، سريع تحت كنترل قرار مي‌گيرد. حاكمان خوشحال هستند كه اين آتش‌ها را سريع كنترل مي‌نمايند و كساني كه در زير خاكستر فعاليت مي‌نمايند خوشحال هستند كه چه‌كارها كه نكرده‌اند .

گسترش فرهنگ قهوه‌خانه‌اي ما را به گذشته‌اي برمي‌گرداند كه اعتماد به همديگر داشته‌ايم. هويت واقعي خود را پنهان نمي‌كرديم .

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
A_Kh
A_Kh
٩٣/٠٢/١٧
١
٠
دیگه جامعه دائما در حال تغییرات مختلفه.به خاطر مطلبتون ممنونم :)
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/٠٢/٢١
٠
٠
سلام ...
متشكرم
z_zakhar
z_zakhar
٩٣/٠٢/١٧
٠
٠
داداش یه دوسیب بی زحمت...
s_kiani
s_kiani
٩٣/٠٢/١٧
٠
٠
طعمش نخل باشه یا الفاخر……خخخخخ
z_zakhar
z_zakhar
٩٣/٠٢/١٨
٠
٠
نخل دیگه داداش...دو پر نعنا هم بریز روش
samira_h
samira_h
٩٣/٠٢/١٨
٠
٠
لطف کن واسه ما داآش زخالش لیمویی باشه دمت گرم
z_zakhar
z_zakhar
٩٣/٠٢/١٨
٠
٠
ذغال لیمویی دیگه چه صیغه ایه؟
s_kiani
s_kiani
٩٣/٠٢/١٨
٠
٠
ن ما فقط ذغال جکسون داریم بعله
faeze
faeze
٩٣/٠٢/١٨
٠
٠
:||||
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٢/١٧
١
٠
سلام:بازمان همه چیز پیش میره.متشکرم
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/٠٢/٢١
٠
٠
سلام ...
اگر پيش نرود كه زمان معني ندارد
s_kiani
s_kiani
٩٣/٠٢/١٧
١
٠
دیگه با گذشت زمان خیلی چیزا عوض میشه…ممنون
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/٠٢/٢١
٠
٠
سلام ...
متشكرم
MILAD
MILAD
٩٣/٠٢/١٧
١
٠
جالب بود،ممنون :-)
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٣/٠٢/٢١
٠
٠
سلام ...
مرسي
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٣/٠٢/١٨
٠
٠
ممنون جلب بود!
samira_h
samira_h
٩٣/٠٢/١٨
١
٠
الان که سر هر چهارراه یه قهوه خونست میدونین که قلییون چقد ظللر داره جهت اطلاع
n_torkanloo
n_torkanloo
٩٣/٠٢/١٨
١
٠
سلام با گذشت زمان همه چیز تغییر می کنه وعلوم پیشرفته تر می شن ؛ما نباید در گذشته سیر کنیم و باید خومون رو با زمانه سازگار کنیم.
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٢/١٨
٠
٠
جالب بود ممنون
H_fateme
H_fateme
٩٣/٠٢/١٨
٠
٠
ممنون همشهری مامانم
f_nietzsche
f_nietzsche
٩٣/٠٢/١٩
٠
٠
سلام...ممنون...از لحاظ جامعه شناسی سیاسی نکته قابل توجهی در مورد طبقه حاکمه و نیروهای اجنماعی بیان کردین
پربازدیدتریـــن ها
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
وقتی یکی یکی می روند

پیر شده ام

٩٦/٠٤/٠٦
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
مرکز مشاوره دکتر گل آبی

فعلاً خیالتان راحت باشد

٩٦/٠٣/٣١
می خواست زندگی کند

خفه اش کردیم

٩٦/٠٣/٣٠
تبلیغات
تبلیغات