شاه کلید
ماجرای جوان و شیخ حسنعلی نخودکی

شاه کلید

نویسنده : شکوفه گیلاس

جوانی نزد شیخ حسنعلی نخودکی آمد و گفت:

سه قفل در زندگی‌ام وجود دارد و سه کلید از شما می‌خواهم. قفل اول این است که دوست دارم یک ازدواج سالم داشته باشم. قفل دوم این‌که دوست دارم کارم برکت داشته باشد. قفل سوم این‌که دوست دارم عاقبت بخیر شوم.

شیخ فرمود :

برای قفل اول نمازت را اول وقت بخوان.

برای قفل دوم نمازت را اول وقت بخوان.

برای قفل سوم نمازت را اول وقت بخوان.

 

جوان عرض کرد: سه قفل با یک کلید ؟!

شیخ فرمود : نماز اول وقت «شاه کلید» است !

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٢/٠٧/١٦
٠
٠
نماز اول وقت...خیلی هم خوب...ممنون شکوفه جوون از این حکایت زیبا..:)
neyosha
neyosha
٩٢/٠٧/١٦
٠
٠
بله......ممنون
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/٠٧/١٦
٠
٠
ممنون عجب حکایتی: )
مهدیس خانووم
مهدیس خانووم
٩٢/٠٧/١٦
٠
٠
ایول به شما هم
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٧/١٦
٠
٠
بعله،انشاالـ... که خدا نعمت نماز اول وقت خوندن اونم به جماعت رو به هممون عطا کنند ...
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٧/١٦
٠
٠
خدا توفیق اول وقت خوندنشو به همه ما بده....ممنون :)
سحر
سحر
٩٢/٠٧/١٦
٠
٠
اگه بتونیم همیشه اول وقت بخونیم عالی میشه.....مرسی شکوفه :)
maede
maede
٩٢/٠٧/١٦
٠
٠
انشاالله این شاه کلیده رو گم نکنیم:)
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/٠٧/١٦
٠
١
سلام ... چرا اینقدر به نماز خواندن اسرار داریم
m_ganjlou
m_ganjlou
٩٢/٠٧/١٦
٠
٠
نماز اول وقت خيلي با ارزشه.......ممنون بابت متنتون.........
sahar
sahar
٩٢/٠٧/١٧
٠
٠
ممنون .عالی بود
dr.maRYam
dr.maRYam
٩٢/٠٧/١٧
٠
٠
بسیار سپاس.. من یک کتاب خوندم درباره شیخ نخودکی..واقعأ مرد بزرگی بودن..
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٧/١٧
٠
٠
عالی /// مرسی
par!sa
par!sa
٩٢/٠٧/١٧
٠
٠
ممنـــــــــــون
fahime72
fahime72
٩٢/٠٧/١٨
٠
٠
ممنون از شما
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

به نام خدا

٩٧/٠٦/٢٦
چند کلمه با جیمی‌ها

روزگار ما و جیم

٩٧/٠٦/٢٥
با ایشون چه نسبتی دارید؟

آقازادگی

٩٧/٠٦/٢١
می‌خوام برم آسمون

سقوط رو به بالآ

٩٧/٠٦/٢١
او سیب باغ دیگری‌ست

دل بکن

٩٧/٠٦/٢١
دو روایت از محرم امسال

هر روز محرم است

٩٧/٠٦/٢٤
شهری که می‌رویم، چه جور شهری‌ست؟

شصت کیلومتر دلتنگی

٩٧/٠٦/٢٤
شعری سروده خودم

دوستت دارم

٩٧/٠٦/٢٤
بد دردی‌ست

وابستگی

٩٧/٠٦/٢٢
خدایا یعنی می‌شود؟

پاییز در راه است...

٩٧/٠٦/٢٤
شعری سروده خودم

فرزندت کجاست؟ شعر طنز

٩٧/٠٦/٢٢
سرمان را گول مالیده‌اند

پاییز فصل مزخرفیست؟

٩٧/٠٦/٢١

پدر، پسر و بستنی‌ای که آب نشد

٩٧/٠٦/٢٢
دل نوشته های یک معلم

عذاب معلمی - قسمت چهارم

٩٧/٠٦/٢٣
شعری سروده خودم

آدمک فانی

٩٧/٠٦/٢٦
آزادشهر سقوط کرد!

سفرنامه آذربایجان - قسمت ششم

٩٧/٠٦/٢٦
خانۀ شب

سر سوزن ذوقی

٩٧/٠٦/٢٦
شعری سروده خودم

بود و نبود

٩٧/٠٦/٣٠