مهم نیست چقدر محکم ضربه می‌زنی
متن ادبی از خودم

مهم نیست چقدر محکم ضربه می‌زنی

نویسنده : لاله نیلی

می‌گفتی:

«روی تشک مسابقه،

مهم نیست چقدر محکم می‌زنی

مهم این است که چقدر می‌توانی ضربه بخوری و براهت ادامه بدی»

 

و اکنون

من

آن‌قدر ضربه خورده‌ام که

نایی برایم باقی نمانده

 

اما

باید ادامه داد

تقلا می‌کنم

بارها و بارها زمین خوردن...

 

روی پایم می‌ایستم

هر چند سخت.

 

ادامه خواهم داد

می‌توانم!

باید بتوانم!

و

می‌دانم

عاقبت طلوع خواهد رسید.

(ف-گ)

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
mhv
mhv
٩٢/٠٧/١٥
١
٠
بعله باید ادامه داد:) باید واستاد :)
ف-گ
ف-گ
٩٢/٠٧/١٦
٠
٠
همینطوره! سپاسگزار از نظرتون :)
مهدیس خانووم
مهدیس خانووم
٩٢/٠٧/١٥
٢
٠
این متنتون خیلی با روحیات الان من سازگار بود حس کردم حرف منه مرسییی
ف-گ
ف-گ
٩٢/٠٧/١٦
٠
٠
از بابت اینکه موجب تقویت روحیه تون شد خوشحالم مهدیس خانم. من هم سپاسگزارم
دایی جان
دایی جان
٩٢/٠٧/١٥
٢
٠
اتفاقا خیلی هم مهمه که چقدر محکم ضربه بزنی :)))
ف-گ
ف-گ
٩٢/٠٧/١٦
٠
٠
از جهتی بعله! اما منظور این شعرم وقتی بود که مجبوری ضربات رو تحمل کنی و کاری هم از دستت برنمیاد! پس مهم تر این میشه که چقدر پایداری خواهید کرد.... ممنونم از نظرتون
jalal
jalal
٩٢/٠٧/١٥
٣
٠
مهم این است که بعد از هر زمین خوردن ایستاد و تلاش کرد از نو
ف-گ
ف-گ
٩٢/٠٧/١٦
٠
٠
بله ! واقعا این مهمه که روحیه و انگیزه رو حفظ کرد و ادامه داد.... متشکرم از نظرتون
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٧/١٥
١
٠
بله دقیقا . سپاس
ف-گ
ف-گ
٩٢/٠٧/١٦
٠
٠
من هم سپاسگزارم از نظرتون بانو
h.naderi
h.naderi
٩٢/٠٧/١٥
٢
٠
یک چیزی توی متن های ادبی مد شده که من بهش میگم «مبهم نویسی» این به نظرم نه تنها به متن کمکی نمی کنه بلکه به اصل حرف شما ضربه می زنه
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/٠٧/١٥
٠
٠
سلام ... موافق هستم
saiideh70
saiideh70
٩٢/٠٧/١٥
٠
٠
الان مشه یگین کجای ایم متن مبهمه؟
sahar
sahar
٩٢/٠٧/١٥
٠
٠
موافقم شدیییییییییییید
ف-گ
ف-گ
٩٢/٠٧/١٦
٠
٠
ممکنه توضیح بدید کجای متن مبهم بود؟ متوجه منظورتون نشدم..... این شعر میخواد پایداری کردن نشون بده. منظور بنده این بود
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٢/٠٧/١٥
١
٠
اگه محکم ضربه نزنی که محکم تر میخوری..بعدشم نمیتونی پاشی...به نظر من هم محکم ضربه زدن مهمه هم استقامت..:)..ممنون..:)
ف-گ
ف-گ
٩٢/٠٧/١٦
٠
٠
ممنون از نظرت دختر مشرقی عزیز
Paeez
Paeez
٩٢/٠٧/١٥
١
٠
بذار هرچه قدر می خواد ضربه بزنه!وایسا یه ضربه محکم بزن بره پی کارش اصن:)بعله با خدا باش پادشاهی کن دوست جآن:)
ف-گ
ف-گ
٩٢/٠٧/١٦
٠
٠
با خدا باش و پادشاهی کن...... این شعر رو همیشه مادربزرگم می خونن! :)) .... متشکرم از نظرت پاییز جان
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٧/١٥
١
٠
روی پایم می‌ایستم...هر چند سخت...واقعا نا امید نشدن خیلی مهمه...قشنگ بود ممنون :)
ف-گ
ف-گ
٩٢/٠٧/١٦
٠
٠
حفظ انگیزه و دلسرد نشدن، پایداری کردن در شرایط سخت خیلی مهمه! همینطوره!.... سپاس از حضورتون
Mahnaz_72
Mahnaz_72
٩٢/٠٧/١٥
٠
٠
بله باید ادامه داد...ممنون
ف-گ
ف-گ
٩٢/٠٧/١٦
٠
٠
متشکرم از نظرتون :)
سحر
سحر
٩٢/٠٧/١٥
٢
٠
ادامه خواهم داد...می‌توانم!....باید بتوانم!!!همیشه تو بدترین شرایط یه امیدی هست....ممنون :)
ف-گ
ف-گ
٩٢/٠٧/١٦
٠
٠
همیشه تو بدترین شرایط یه امیدی هست.... سپاس از نظر زیباتون
neyosha
neyosha
٩٢/٠٧/١٥
٠
٠
دقیقا.........ممنون:)
ف-گ
ف-گ
٩٢/٠٧/١٦
٠
٠
متشکرم از حضورتون
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٧/١٥
٠
٠
جالب نوشتید ... باید ایستاد ...
ف-گ
ف-گ
٩٢/٠٧/١٦
٠
٠
متشکرم....سپاس از نظرتون
m_ganjlou
m_ganjlou
٩٢/٠٧/١٥
٠
٠
جالب بود..ممنون
ف-گ
ف-گ
٩٢/٠٧/١٦
٠
٠
سپاسگزارم :)
maede
maede
٩٢/٠٧/١٦
٠
٠
وایسادن و ادامه دادن کار سختیه..ظرفیت بالایی میخواد.....
ف-گ
ف-گ
٩٢/٠٧/١٦
٠
٠
خیلی موافقم! ظرفیت و پشتکار بالایی می خواد. اینکه توی این شرایط ناامیدکننده ، دلسرد نشی و ادامه بدی، مرد کهن می طلبد!! باید خیلی استقامت داشته باشیم.....سپاسگزارم از نظر خوبتون
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٢/٠٧/١٦
٠
٠
اتفاقا یه اصل تو بازی بکس هست که میگه مشت اول رو تو بزن و تا میتونی محکم و پر قدرت.اونموقع میتونی به موفقیتت خوشبین تر باشی
ف-گ
ف-گ
٩٢/٠٧/١٦
١
٠
متشکرم. اما هدف این شعر وضعیت هایی بود که بسیار ناامید کننده و خارج از کنترل هستند. اینطور مواقع میزان پایداری و دلسرد نشدن حرف اول رو میزنه! و نه مشت اول! :).....سپاس از حضوتون
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/٠٧/١٦
٠
٠
میدونی یه دوست خوب کیه؟ کسی که وقتی خوردی زمین بیاد دستت رو بگیره...................................................البته بعد از اینکه خندش تموم شد
ف-گ
ف-گ
٩٢/٠٧/١٦
١
٠
:))))) ممنونم از حضوتون........ منو یاد این مطلب طنز انداخت:/ تفاوت زمین خوردن پسرها و دخترها :-) :: یک آقا پسر در حال دویدن… زااااارت (صدای زمین خوردن) رفیق پسر : اوه اوه شاسکول چت شد؟ خاک بر سرت آبرومونو بردی الاغ، پاشو گمشو! (شپلخخخخخ “صدای پس گردنی”) یک رهگذر : چیزی مصرف کردی؟یکم کمتر میزدی خب!! یک خانوم جوان رهگذر : ایییییش پسر دست و پا چلفتیِ خنگ! . . . . . دختر خانمی در حال راه رفتن… دوفففففففسک (زمین خوردن به دلیل نقص فنی در قسمت پاشنه کفش) رفیق دختر : آخ جیگرم خوبی؟ فدات شم! الهی بمیرم! چی شدی تو یهو؟ وااااااااااای… یک رهگذر : دخترم خوبی؟ فشارت افتاده؟ میخوای برسونمت دکتری جایی؟ یک پسر جوان رهگذر : ای وای خانوم حالتون خوبه؟ دستتونو بدین به من! من ماشینم همینجا پارکه یه لحظه وایسین،با این وضع که دیگه نمیتونین پیاده برین!!
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/٠٧/١٦
٠
٠
جالب بود یادم میمونه
ati200
ati200
٩٢/٠٧/١٦
٠
٠
بسیار لایک
ف-گ
ف-گ
٩٢/٠٧/١٦
٠
٠
ممنونم از نظرت آتی جان :)
javad agha
javad agha
٩٢/٠٧/١٦
٠
٠
اقا مشت اول هزار تومن کی میزنه خخخخ
ف-گ
ف-گ
٩٢/٠٧/١٦
٠
٠
:)))
Niva
Niva
٩٢/٠٧/١٦
٠
٠
ممنون :) ماچاالله همه بچه های سایت یه پا هنرمندن :))) موندم ما این وسط چی کار میکنیم.. البته آچپزیم بد نیستا .. اینم هنره :)))
ف-گ
ف-گ
٩٢/٠٧/١٦
٠
٠
نفرمایید! شما که استادید ، حضرت استاد! :)) ماشا الله هنر از تک تک کلامتون جاریست ....
fahime72
fahime72
٩٢/٠٧/١٨
٠
٠
و می‌دانم عاقبت طلوع خواهد رسید...ممنون واقعا زیبا نوشتین
ف-گ
ف-گ
٩٢/٠٨/٠١
٠
٠
متشکرم.... ممنون که وقت گذاشتید :)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٢/١٢/٢٠
٠
٠
سلام: جالب بود.متشکرم.ششعرهای منوهم ببینیدو نظرتونو مرحمت کنید.
ف-گ
ف-گ
٩٢/١٢/٢١
٠
٠
سلام. ممنونم از لطفتون. حتما سر می زنم :)
لیلی
لیلی
٩٥/٠٣/٣١
٠
٠
افرین به تو
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤