لحظه دیدار
اسیر در دنیای که خیال و توهم

لحظه دیدار

نویسنده : amiralidoost

اکنون که از مقابلت عبور می‌کنم؛ تونیستی؛ اماتاثیر نگاهت همانند روزی که با هم بودیم هنوز باقی است. بوی عطری که از زلفانت روحم را نوازش می‌کرد، جاری است. چقدر زود شد رفتن تو درحالی که روزها را یک به یک به ساعت و تاریخ در ذهنم مرور می‌کنم و خاطراتم را با تو زنده می‌کنم. گلوله‌های خیس صورتم را شست‌وشو می‌دهد، چقدر زود شد، رفتن تو!

 

ذهنم سراسر تویی، اما تو نیستی من در یک توهم هم شکل خودت مانده‌ام، نمی‌دانم چه بایدکرد اما اسیرتو می‌مانم. حیف شد که هیچ نشانه‌ای از تو ندارم فقط یک بار کنارت خوابیده‌ام، این‌گونه دیوانه‌ات شده‌ام، چقدر دیر فهمید احساس من. نمی‌دانم چرا عقلم کاری نکرد، باید از تو نشانی می‌گرفتم اما آن هم فراموشم شده.

فقط همان چند لحظه که با هم بودیم در موزه احساس قلبم مانده. از باد نشانیت را می‌پرسم، شاید پیدا کردنت برای او که نامحدود به همه جا سر می‌زند، چراغ امیدی را در دلم روشن کند.

تمامی کاینات را سپردم از موجود و مرئی و نامرئی، شاید تو را پیدا کنند. امیدی دارم به اندازه بزرگی و بخشندگی خودت.

 

از کسی که قبلا تو را یافته بود، نشانیت را پرسیدم. گفت هرکس باید نشانی تو را خودش به تنهایی پیدا کند، برای هرکس رسیدن به تو متفاوت است. زیرا که راه‌های رسیدن به تو بی‌نهایت است. اندازه تمام موجودات این کائنات و فهمیدم که تا تو نخواهی نمی‌شود تو را یافت. باید تو را از خودت در خواست کنم، نمی‌دانم چگونه شاید به همین سادگی باشد. خدای من خودم را به خودت سپردم، در راهی که برای رسیدن به خودت پیش رو دارم. کمکم کن در این مسیر خطا خواهم کرد و از همین الان شرمنده‌ام اما قبل از دیدار واقعی ما تو با بخشندگی بی‌نهایتت مرا ببخش. این یک التماس است از یک اسیر در دنیای که خیال و توهم آزادی ذهن همه را پرکرده است.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
sm_shekofte
sm_shekofte
٩٢/٠٧/١٨
٠
٠
چقد زیبا... :(
مهدیس خانووم
مهدیس خانووم
٩٢/٠٧/١٨
١
٠
واقا ممنونم تغریبا هر شب با خدا حرف میزنم ... حس خوبیه ....اون موقع تنها لحظه ایه که دیگه احساس تنهایی نمیکنم
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٧/١٨
٠
٠
قشنگ یود.
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٧/١٨
٠
٠
چقدر زود شد رفتن تو درحالی که روزها را یک به یک به ساعت و تاریخ در ذهنم مرور می‌کنم و خاطراتم را با تو زنده می‌کنم..زیبا بود...ممنون :)
سحر
سحر
٩٢/٠٧/١٨
٠
٠
ذهنم سراسر تویی، اما تو نیستی.... مرسی عالی بود :)
m_ganjlou
m_ganjlou
٩٢/٠٧/١٨
٠
١
فكر كنم...........قضيش شكست عشقيه
سحر بانو
سحر بانو
٩٢/٠٧/١٩
٠
٠
:| :| :| :|
سحر بانو
سحر بانو
٩٢/٠٧/١٩
٠
٠
خدای من خودم را به خودت سپردم، در راهی که برای رسیدن به خودت پیش رو دارم......چه متن ادبی زیبایی :)...ممنون
faeze
faeze
٩٢/٠٧/١٩
٠
٠
ممنون:))
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/٠٧/١٩
٠
٠
سلام ... به دکتر مراجعه نمایید /// من شبها یک کلمه حرف بزنم همسرم میگه تا صبح حرف زدی
sorme
sorme
٩٢/٠٧/١٩
٠
٠
ممنون خیلی زیبا بود!
sorme
sorme
٩٢/٠٧/١٩
٠
٠
ممنون خیلی زیبا بود!
S_14
S_14
٩٢/٠٧/٢٢
٠
٠
لحظه دیدار نزدیک است.........باز؟! ممنونم خیلی زیبا بود
sp-fz
sp-fz
٩٤/٠٩/١٩
٠
٠
Ajaaaaab...! Pas hamkelasie ma nevisandeast....!👏👍
amiralidoost
amiralidoost
٩٤/١٠/٠٩
٠
٠
سلام .ببخشید من نظرتون رو تازه دیدم.نظر لطف شماست .خیلی ممنون از تعریفتون.مخلصیم
پربازدیدتریـــن ها
افشین یدالهی هم رفت

این سال کبیسه همچنان مسافر می گیرد

٩٥/١٢/٢٦
دردی که بزرگ تر می شود

هیس! اینجا گوش شنوایی... هست

٩٥/١٢/٢٦
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

همواره شک مهمان من است

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

نمی دانستم!

٩٦/٠١/٠٢
دیگران را فراموش نکنیم

آن طرف چهره نوروز

٩٥/١٢/٢٦
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

گوجه سبز

٩٦/٠١/٠٢
کار بزرگ پرسپولیس

نگاهی متفاوت به لیگ برتر ۹۵_۹۶

٩٥/١٢/٢٨
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تردید، تصمیم و تغییر

٩٦/٠١/٠٢
احساس ناب یکی شدن

اگر روزی ازدواج کردم

٩٥/١٢/٢٦
ممنون از عشق...

انگار عاشقي

٩٥/١٢/٢٦
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

حجم نبودنت

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یک جهان مقابل من

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

شاه بی سپاه

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

آیه های زمینی در تردیدهای ناگریز

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

زنگ

٩٦/٠١/٠٣
دلم به حالش می سوزد

اسفند سوخته!

٩٥/١٢/٢٨
تبلیغات
تبلیغات