بودنت عطرآگینم می‌کند
برای پدرم

بودنت عطرآگینم می‌کند

نویسنده : مریم نیک‌پور

دنبالت می‌گردم!

با همه دلم صدایت می‌کنم

بین تمام کابوس‌های دخترانه‌ام بزرگترین فاجعه، نبودنت است!

چشم که باز می‌کنم یک مرد می‌بینم 

سرم را بغل گرفته، موهایم را می‌بوسد و آرام در پهنای گوشم می‌گوید آرام باش بابایی!

بابا! کاش می‌دانستی آن دیو سیاه باغ هزار دخترون، همان که بین کتاب قصه بچگی‌هایم پری را دزدید و برد به باغ پسته، نبودن تو است!

بودنت عطرآگینم می‌کند

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
z_muosavi
z_muosavi
٩٣/٠١/٠٦
٠
٠
خیلی قشنگ بود :)
f_nietzsche
f_nietzsche
٩٣/٠١/٠٦
٠
٠
سلام...خیلی زیبا بود...ما هم نبودنش در عین بودنش آزارمان می دهد
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٣/٠١/٠٦
٠
٠
عـــــآآآآآآآآآآلی بود *:) بلیـــآ من عــــــــــــآشق ِ بابام هستم همه عمــــــــــــر *:) هیچ دختری تو دنیا به اندازه ی من بابایی نیست *:) عــــــــــــــــــــــآشقشم *:)
mohii-2
mohii-2
٩٣/٠١/٠٦
٠
٠
چه دخترانگی قشنگی:)))
janbarkaf
janbarkaf
٩٣/٠١/٠٦
٠
٠
عاااالی بود .... واقعا پدر واسه آدم یه پشتوانه است ....
سایه
سایه
٩٣/٠١/٠٧
٠
٠
خیلی قشنگ بود. منم گاهی به این چیزا فکر میکنم واقعآ کابوسه
f_babaei
f_babaei
٩٣/٠١/٠٧
٠
٠
معرکه بود:)))))
ali007
ali007
٩٣/٠١/٠٧
٠
٠
اخی.......چقدر قشنگ بود ممنون:))))))
گیسو
گیسو
٩٣/٠١/٠٧
٠
٠
بابایی دوستت دارم:))))))))) ممنون خیلی قشنگ بود
a_y
a_y
٩٣/٠١/٠٧
٠
٠
ممنون ... خوشا بحال اونهایی که باباشون زنده است ... قدر پدرو مادتونو بدونین قبل از اینکه خدای ناکرده دیربشه ...
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٣/٠١/٠٧
٠
٠
خدا هیچ دختری رو از نعمت داشتن پدر بی بهره نکنه...خیلی قشنگ بود...ممنون مریم جانم..:)
سرباز ولایت
سرباز ولایت
٩٣/٠١/٠٧
٠
٠
اجر همه بابا ها با حضرت علی(ع)
amin20
amin20
٩٣/٠١/٢٠
٠
٠
زیبا
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
می روم شهر را بی خاطره قدم بزنم

دختری قید موهای خود را زد

٩٥/١٢/٠٧
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
حس تلخ تنهایی

گاه می توان خوب نبود

٩٥/١٢/٠٦
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
ته دلم خوشحال می شوم

سورپرایز شوندگی

٩٥/١٢/٠٥
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
بخشندگی و دل بزرگی

عارضه های میانسالگی

٩٥/١٢/٠٧
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
تبلیغات
تبلیغات