خیلی باحالی یا خیلی بی‌شعوری!
فاصله نوکر بابات تا دشمن خونیت

خیلی باحالی یا خیلی بی‌شعوری!

نویسنده : فرشاد مشیری

** مطمئنم شما هم در مقام پیشنهاد دهنده یا پیشنهاد شونده با موقعیت‌های این‌چنینی سر و کار داشتید. طرف می‌گوید: «شما هم صنعتی داری؟» می‌گویم: «بعله» می‌گوید: «داداش دمت گرم خیلی باحالی، برسون که خدا وکیلی هیچی نخوندم! سر امتحانیم الان، جان ما. به خدا گیرم».

چون می‌دانم چیزی نیست که بشود همین‌طوری حل کرد. می‌گویم: «شرمنده، بعید می‌دونم وقت بشه از پس خودمم بر بیام، تازه می‌ترسم برگه‌ام رو بگیرن» آخر هم با تقلب مخالفم، هم این‌که حل مسائلش چیزی نیست که بتوانی جوابش را به کسی برسانی، مگر دیگر آخر متقلب‌ها باشی!

می‌گوید: «داداش دمت گرم، خیلی چاکرتم، جان ما ردیف کن دیگه. سه ترمه دارم این رو می‌خونم» خیلی جدی می‌گویم: «نمی‌شه عزیز من، با سرنوشتم بازی نمی‌کنم. خب می‌خوندی پدرجان».

این‌جاست که روزگار عوض می‌شود: «خیلی نامردی» زیر لب در حالی که سرش را کمی برمی‌گرداند می‌گوید: «مرتیکه بیشعور! شماهایم آدَم نیستِن اصلا. ای صنعتیا چی قَدَم خودِشا رهِ می‌گیرن!.. مِدِنی چیه؟ گذر پوست به دباغ خانه میوفته» این تیکه را شمرده به سبک مخصوص مشهدی‌ها دوباره می‌گوید. انگار که دارد دیکته فارسی مشق می‌کند: «گذرِ .... پوووووووست به دباغ‌خانه میوفته ه ه ه ه ه»

سرش را با نفرت برمی‌گرداند و می‌رود سراغ آن یکی همکلاسی‌مان که طرف دیگرش نشسته.

 

** خانم از در عقب داد می‌زند (خیلی مهربان): «آقای راننده می‌شه لطفا در رو باز کنین پیاده شیم؟»

راننده: «نه خانم پشت چهارراه هستیم مسئولیت داره»

خانم: «حالا که واستادی دیگه! خب بزن یه دقیقه پیاده شیم»

راننده: «خب خواهر من اگه خدای نکرده برات یه اتفاقی بیافته یخه( یقه) من بدبختو می‌گیرن. ببین داره سبز می‌شه چند لحظه تحمل کن پیاده‌ات می‌کنم توی ایستگاه»

خانم غرغر کنان زیر لب: «اییییییییییییششششش!حالا فکر کرده کیه مرتیکه بیشعور! طایفه‌ بنی هندل همینان دیگه. حرف حالیشا نمره» .

 

** راننده: «جناب سروان دمت گرم، نوکرتم جریمه نکن، قول می‌دم یواش برم دیگه. خیلی باحالی»

سه دقیقه بعد: «عجب بیشعوری بود، ایشاا... خدا ...ت کنه! ۵۰ تومن جریمه کرد. ای مامورا هَمَشا همی ان.»

 

 می‌بینید! فاصله بین این‌که یکی بشود نوکر دربست شما تا دشمن خونی‌تان بیشتر از یکی دو دقیقه نیست. تازه وقتی منافع غیر اصولی و درخواست‌های غیر قانونی بعضی‌ها را رد می‌کنی، باران فحش است که نثار خودت و جد و آبادت می‌کنند. وقتی در این‌طور موقعیت‌ها گیر می‌کنم، می‌دانم عرض ارادت‌ها به سادگی می‌تواند تبدیل به فحش ...... دار بشود. بنابراین راحت و محکم می‌گویم «نه». خلاص.

 

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
mr_khas
mr_khas
٩٢/٠٨/٠٦
٢
٠
آفرین.موضوع جالبی بود.کلا نه گفتن خودش یک هنره.خیلیا نمیتونند نه بگن!!!
f_moshiri
f_moshiri
٩٢/٠٨/٠٦
٠
٠
ممنون از شما
f_moshiri
f_moshiri
٩٢/٠٨/٠٦
٠
٠
اگزکلی!
شکوفه گیلاس
شکوفه گیلاس
٩٢/٠٨/٠٦
٠
٠
خخخخخخخ...دیگه اینجوریه دیگه.....همه همینطورن.....چی بگم
sm_shekofte
sm_shekofte
٩٢/٠٨/٠٦
٠
٠
خیلی جالب به این موضوع اشاره کرده بودین! می‌دانم عرض ارادت‌ها به سادگی می‌تواند تبدیل به فحش ...... دار میشود... واقعااااااااا !!
حسین
حسین
٩٢/٠٨/٠٦
٠
٠
خب میگفتی بهش باشه. بعد نمیرسوندی
f_moshiri
f_moshiri
٩٢/٠٨/٠٦
٠
٠
خلف وعده که ابداااااااااااااااااا !!!
r_ariats
r_ariats
٩٢/٠٨/٠٦
٠
٠
دقیقا عین واقعیته...خدا کنه لااقل رو خودمون کار کنیم که ما جز این آدما نباشیم !! ممنون خیلی جالب این موضوع را مطرح کردید/دستتون درد نکنه:)
maede
maede
٩٢/٠٨/٠٦
٠
٠
ایول..واقعن همینطوریه!تا وقتی به آدم احتیاج دارن واسشون قابل احترامی..وقتی مخالفشون حرف میزنی....خیلی بده آدم اینطوری باشه:|
S_14
S_14
٩٢/٠٨/٠٦
٠
٠
خیلی خوب و جالب به این مطلب اشاره کردین واسه هر قضیه ای بیشتر اوقات دیدگاه صفر و صدی داریم متاسفانه
مهدیس خانووم
مهدیس خانووم
٩٢/٠٨/٠٦
٠
٠
خیلی جالب بود واقا...مرسی از شما
z_ghasemi
z_ghasemi
٩٢/٠٨/٠٦
١
٠
بله دیگه تا پای منافع خودمون در میونه اگه طرفمون آدم فهمیده ای باشه میفهمه کمک میکنه اگرم نفهم باشه هم که فوحش خورش ملسه : )
f_moshiri
f_moshiri
٩٢/٠٨/٠٦
٠
٠
ماشاا... زهرا خانوم چند روز نبودیم چقدر بزرگ شدید!!!
z_ghasemi
z_ghasemi
٩٢/٠٨/٠٧
٠
٠
چاکریم
b-bahmani
b-bahmani
٩٢/٠٨/٠٦
٠
٠
:) عالی بود...
f_moshiri
f_moshiri
٩٢/٠٨/٠٦
٠
٠
بهمنی جان تشکر تشکر
s_a
s_a
٩٢/٠٨/٠٦
٠
٠
واقعا به موضوع جالبی اشاره کردین......... آره واقعا..... ممنون........
عاطفه-مزرعی
عاطفه-مزرعی
٩٢/٠٨/٠٦
٠
٠
ههههه! موضوع جالبی بود مچکر:)
f_moshiri
f_moshiri
٩٢/٠٨/٠٦
٠
٠
تنکس!
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٨/٠٦
٠
٠
کاملا درسته ... بعضی ها تا هواشون رو داشته باشی رفیقن کافیه یه بار بگی نه ! انگار از اول دشمنت بودن !
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٨/٠٦
٠
٠
خیلی جالب بود :)....به چیز جالبی اشاره کردی که همه روزه میبینیم متاسفانه...ممنون :)
nasi
nasi
٩٢/٠٨/٠٦
٠
٠
جالب بود واقعا فرهنگ مردم ما تو این مورد پایینه.............. بهتره از خودمون تغییرشروع کنیم
a-pooryousof
a-pooryousof
٩٢/٠٨/٠٧
٠
٠
امان از منافع
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/٠٨/٠٨
٠
٠
سلام ... متشکرم و تلاشم را می نمایم در مقابل خواسته های درست و اشتباه خودم اگر پاسخ منفی شنیدم. با لبخندی تشکر نمایم و چاره کار دا بگونه ای دیگر بیندیشم
par!sa
par!sa
٩٢/٠٨/١١
٠
٠
به چه موضوع جالبی اشاره کردین واقعن ... ممنون
h_solayman
h_solayman
٩٢/١١/١٨
٠
٠
بیست ساله که با دانش آموزان درمورد این مسئله حرف میزنم اما کوگوش شنوا.
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
شعری سروده خودم

چشم هایت شبیه پاییزند...

٩٥/٠٩/١٨
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
دیکتاتوری دوست داشتنی

از دلخوشی تا دلبستگی

٩٥/٠٩/١٨
ترانه ای سروده خودم

تو خیالی...

٩٥/٠٩/١٦
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

وقتی ستاره توی آسمونه

٩٥/٠٩/١٥
چند کلمه با عادل فردوسی پور که دیگر عادل نیست

ناعادل!

٩٥/٠٩/١٦
خواب عجیبی بود...

تجربه مرگ در خواب

٩٥/٠٩/٢٠
به دنبال یک مامن

اعتراف

٩٥/٠٩/١٨