تعریف انگلیسی از دست ندادن آقا و خانوم!

تعریف انگلیسی از دست ندادن آقا و خانوم!

نویسنده : gharibeh
 چارلز دانشجوی انگلیسی با طعنه به دوست و همکلاسی ایرانیاش همایون می‌گوید: «چرا خانوم های شما نمیتونن با مردا دست بدن یا لمسشون کنند؟ یعنی مردهای ایرانی اینقدر کارنامه خرابی دارند و خودشون رو نمیتونن کنترل کنند؟!»
همایون لبخندی میزند و می‌گوید: «ملکه انگلستان میتونه با هر مردی دست بده ؟ و هر مردی می تونه ملکه انگلستان رو لمس کنه؟!»
 چارلز با عصبانیت می‌گوید: «نه! مگه ملکه فرد عادیه؟!! فقط افراد خاصی می‌تونن با ایشون دست بدن و در رابطه باشن!!!»
همایون هم بی درنگ می‌گوید: «خانوم های ایرونی همشون ملکه هستند!»
برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
m_sepehri
m_sepehri
٩١/٠٩/١٩
١
٠
جالب بود.
f_saedi1
f_saedi1
٩١/٠٩/٢٠
١
٠
ايول به اين تعبير قشنگ!!!
gharibeh
gharibeh
٩١/٠٩/٢٢
٠
٠
ممنون :)
bye
bye
٩١/١٠/٠٣
٢
٠
دخترا چه خوششون اومد !!! باید هم همینطور باشه D:
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
فاصله طبقاتی

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت سوم

٩٦/٠٤/٠٦
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
وقتی یکی یکی می روند

پیر شده ام

٩٦/٠٤/٠٦
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
به یاد آن روزها

سالن مرجع

٩٦/٠٤/٠٦
محو نگاهش شده بودم

رویای مادرم

٩٦/٠٤/٠٥
شعری سروده خودم

بالا بلند مه لقا

٩٦/٠٤/٠٧
شعری سروده خودم

یا که می شوی...

٩٦/٠٤/٠٤
با خوب، خوب بودن هنر نیست

معامله با زندگی

٩٦/٠٤/٠٥
روزی دنیا را فتح می کند

خوشبختی

٩٦/٠٤/٠١
تبلیغات
تبلیغات