همش حرف می‌زنیم...
فقط سخنرانی‌های‌مان مال بقیه است

همش حرف می‌زنیم...

نویسنده : saied_farsi

یادش بخیر یک دوست صمیمی داشتم (خدا بیامرزتش) وقتی بیرون می‌رفتیم، طبق عادت من می‌زدم زیر آواز. منتهی در مکان‌های خلوت و البته باصدای کم، نه زیاد و حواسم بود که جلب توجه نکند. اما آن دوست خدا بیامرزم خیلی گیر می‌داد به من.

می‌گفت آواز نخوان، شاید یک نامحرم صدایت را بشنود و خوشش بیاید. لباس شیک نپوش، شاید نامحرم ببیند و خوشش بیاید و به گناه کشیده شود.

هیچی دیگر... اما جالب این‌جاست، خود آن بنده خدا خودش کلی از آن دوست‌های بقول خودش نامحرم داشت و وقت زیادی را با آن‌ها صرف می‌کرد و  واجبات دینی که ترک محرمات است را ول کرده بود و به مستحبات چسبیده بود.

واقعا چرا ما فقط سخنرانی‌های‌مان مال بقیه است و در خودمان هیچ عملی نیست؟! واقعا چرا؟!

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
zza
zza
٩٢/٠٧/١٤
١
٠
اول...
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٢/٠٧/١٤
١
٠
اینجاس که میگن...تو که لالایی بلدی چرا خوابت نمیبره؟؟؟؟...
mahsa-s
mahsa-s
٩٢/٠٧/١٤
١
٠
هه!!آدمیم دیگه!گاهی وقتابدجوری جوگیرمیشیم منم خودم گه گاهی اینجوریم!خخخخ
maede
maede
٩٢/٠٧/١٤
٠
٠
اصلن حرف دوستتون از اساس مشکل داشته!"آواز نخوان شاید نامحرم خوشش بیاد و لباس شیک و.........!!!!"والا ما نشنیدیم بگن پسرا نباید بخونن!واسه اینکه خودمونو بی اشکال میبینیم و همش دنبال عیبای دیگرانیم و میخوایم امر و نهی کنیم..واسه اینکه حتی شاید مغروریم!
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/٠٧/١٤
٠
٠
چرا؟ نمیدونم چرا!!!!!!!!!!!
ali007
ali007
٩٢/٠٧/١٤
٠
٠
ممنونم حوب بود.
ali007
ali007
٩٢/٠٧/١٥
٠
٠
یعنی خوب بود.
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/٠٧/١٤
٢
١
سلام ... هر آنچه بر خود نمي پسندي بر ديگران مپسند - - هر آنچه بر خود نمي پسندي بر ديگران مپسند. حضرت علي (ع)
m_ganjlou
m_ganjlou
٩٢/٠٧/١٤
٠
٠
واقعا كه حرفتون حقه.....ولي كو گوش شنوا
آبان
آبان
٩٢/٠٧/١٤
٠
٠
این که آره والا اول خودمون رو درست کنیم بعد به بقیه توصیه کنیم
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٧/١٤
٠
٠
واقعا چرا !!!
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٢/٠٧/١٥
٠
٠
کور خودش بینای مردم:)))))))))))
jalal
jalal
٩٢/٠٧/١٥
٠
٠
چون عمل به حرفها اراده قوی می خواهد
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٧/١٥
٠
٠
واقعا درسته...عمل کردن کار هرکسی نیست...ممنون :)
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
دشمن نشناسی های ما

فرهاد که اسکار می گرفتی همه عمر!

٩٥/١٢/١٠
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
می روم شهر را بی خاطره قدم بزنم

دختری قید موهای خود را زد

٩٥/١٢/٠٧
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
کاش به خودمان بیاییم

پیش به سوی نابودی

٩٥/١٢/٠٨
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
حس تلخ تنهایی

گاه می توان خوب نبود

٩٥/١٢/٠٦
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
زندگی کردن با نقاشی ات را دوست دارم

بابا لنگ دراز عزیزم

٩٥/١٢/٠٨
ته دلم خوشحال می شوم

سورپرایز شوندگی

٩٥/١٢/٠٥
بخشندگی و دل بزرگی

عارضه های میانسالگی

٩٥/١٢/٠٧
شعری سروده خودم

شاید نگیرد چشم تو عشق زلیخا را

٩٥/١٢/٠٩
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
من هم یکی از آن 99 نفر هستم!

مجلس تحریم یا مجلس ترحیم؟

٩٥/١٢/٠٧
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
یک وقت هایی برای رهایی باید گفت

بله بله, حق با شماست

٩٥/١٢/٠٩
خوشبختی ورای حرف های مردم است

برای دخترکم

٩٥/١٢/٠٧
تبلیغات
تبلیغات