تولد طلاق شما مبارک
این ماجرای، واقعی است

تولد طلاق شما مبارک

نویسنده : محمدرضا ضیاء

این روزها کلاس دارد! شنیده می‌شود در پایتخت کشور، جشن هم برایش می‌گیرند. «جشن فصل» اسمش را بگذاریم یا «فسق»، من نمی‌دانم. شاید هم هر دو اسم خوب باشد. چون قراردادی مقدس را فسق می‌کنند و بعد از آن فصل می‌شوند. راستی در ولایت شما برای درد، سرور و شادی برپا می‌کنند و طبل و دهل می‌زند و «جیگیلی جیگیلی جیگیلی»؟! این داستان واقعی است. تعجب نکنید. سال 1392. این‌جا مشهد است. صدای یکی از دور و بری‌های بنده.

 

قبل از بعله!

آن وقت‌ها گل‌پسر بود. می‌گفتند خوش‌تیپ و چهار شانه است. خارج‌رفته و خارجی‌بلد! کارخانه‌دار هم بود انگار و خیلی کاری. دست به هر جا که می‌زد پول می‌آمد. کت شلوارش که هیچ، می‌گفتند روی به دیوار لباس زیرش هم مارک است. آن وقت‌ها، پسر قصه ما همه چیز تمام بود. یک اصغر آقا از دهن مادر عروس که بیرون می‌آمد، صدتای دیگر پشت سرش رژه می‌رفتند. فقط دنفر لازم بود تا نیش دختر خانم را از بناگوش‌شان جمع می‌کنند.

کلا همه چیز خوب و خوش و روبه‌راه بود. اصغرآقا هم خوشحال از این‌که بالاخره سر و سامان می‌گیرد و مثل امثال بنده عزب نیست. البته با این شدتی که خانواده عروس‌خانم از وجنات ایشان تعریف می‌کردند، شاید هم شهاب‌سنگی چیزی به فرق مبارک اصغر آقا خورده بود که می‌خواست زن بگیرد! خانم هم به هر حال در این بازار شوریدگی و ترشیدگی، به خانه بخت می‌رفت. بعد از 20-30 جلسه صحبت و 7- 8 جلسه مشاوره پیش دکتر تشخیص تفاهم‌ده، فهمیده بودند که از زمان تولدشان، عقدشان در آسمان بسته شده و نمی‌دانستند.

 

قبل از آزادي جان و البته حلال شدن مهر!

نمی‌دانم گذر زمان بود؟ در یک شب بارانی صاعقه‌ای به اصغر آقا خورده بود؟ زیر لاستیک بولدوزر پنجاه و هفتم مزرعه پنجم خاندان‌شان له شده بود؟ یا این‌که لای چرخ‌دنده‌های کارخانه پدری‌اش چند دور چرخیده بود و پرس شده بود؟

ما که نفهمیدم چه‌طور گلِ این پسر خرزهره شد. آقای خوش‌تیپ و 4 شانه شده بود بی‌ریخت و دماغ‌گنده و کچل! یک‌دفعه فهمیده بودند که بو هم می‌داده. کارخانه پدرش هم بعد چند وقت شده بود کارگاه فکستنی. مسافرت‌های خارجی‌اش هم دیوار چین و ساحل آنتالیا و شانزه‌لیزه پاریس نبود و به همین کشور دوست و همسایه سکسک می‌کرده و برمی‌گشته. البته هر دو توضيح را خانواده محترم عروس ارائه مي‌دادند. و ما اندرخم این فکر که آن توصیف‌ها درست بود یا این‌یکی‌ها! (الآن بنده دارم فکر می‌کنم)

علت را که جویا شدم، نتیجه‌ای به دستم آمد، سخت غم‌انگیز. آقای عزیز دوست ندارد خانم آرایش کند، خانم می‌گوید طلاق. خانم محترم مخالف رفیق‌بازی شوهرشان‌اند، آقا می‌گویند طلاق. آقا غیرتی می‌شوند و می‌گویند کار کن همسرم ولی در خانه، خانم می‌گویند طلاق.

 

اطراف من و شما ديگر مسئله طلاق فقط براي دست بزن و اعتياد و خيانت نيست. امروز ژست می‌گیرند و صدا صاف می‌کنند و می‌گویند «تفاهم نداشتیم» و به اين جدايي مسالمت‌آميز افتخار هم مي‌كنند. جديدا جشن هم برايش مي‌گيرند. متاسفانه درك نمي‌كنند كه ريشه‌هاي مشكل‌شان واقعا از پايه‌هاي يك زندگي سست‌تر است. چرا به جاي كندن ريشه‌هاي سست،‌ پايه‌هاي محكم را بشكنيم؟ 

کلمه طلاق این روزها راحت‌تر بخش می‌شود. فعل‌ش هم راحت‌تر صرف می‌شود گرچه ریشه‌اش عربی است. طلق/طلقا/ طلقوا/ طلقت/ طلقتا/ طلقن ------- صیغه مخاطبش را برای شما آروز نمی‌کنم و امیدوارم همان غایب بماند. (درس‌هاي عربي دبيرستان‌تان را كه يادتان نرفته؟!)

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٧/٠٣
٠
٠
چه میشه گفت . همین جدیدا چند مورد دیدم که خیلی راحت از هم جدا شدن انگار نه انگار که یه زندگی رو خراب کردن .
m-ziya
m-ziya
٩٢/٠٧/٠٣
٠
٠
انگیزه این یادداشت هم یکی از همین موارد ساده بود... واقعا دلیلش چیه به نظر شما؟!
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٧/٠٣
٠
٠
فکر میکنم چون بدون اگاهی و تحقیقات لازم با هم ازدواج میکنن آخرش همین میشه . یعنی من دیدم که میگم در عرض یه هفته با هم ازدواج میکنند بعد سال بعدش از هم جدا میشن . بعدم من حس میکنم خیلی ها فکر میکنند انتخاب همسر هم مثل انتخاب لباس و کفش میمونه امروز ا یه مدل فردا با یه مدل دیگه .
m-ziya
m-ziya
٩٢/٠٧/٠٣
٠
٠
اتفاقا دیده میشه که در خیلی موارد 3-4 ماه طول میکشه فرایند انتخابشون! بلکه هم بیشتر! اما باز هم این طور میشه! به نظرتون فداکاری ها کم نشده!؟ چه از جانب مرد چه از جانب زن؟!
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٧/٠٤
٠
٠
اره اینو موافقم . الان جوری شده که دختر و پسر میخوان همیشه و همه جا حرف و کار خودشون رو از پیش ببرن وو به طرف مقابل کاری ندارن انگاری زندگی براشون میدون جنگه که قراره یکی پیروز بشه . میگن قدیما اصلا کسی از طلاق حرف نمیزده حتی حرفشم بد میدونستند اما الان ...... برام جالبه که قدیما هر چی که میشد بازم دختر و پسر زندگیشونو میکردن و هیچ وقت از طلاق حرفی نمیزدند .
b-bahmani
b-bahmani
٩٢/٠٧/٠٣
٠
٠
:| هیچ حرفی برای گفتن ندارم!:|
m-ziya
m-ziya
٩٢/٠٧/٠٣
٠
٠
:| بعضی وقتا این جوری میشه آدم دیگه آقای بهمنی! :| تو بعضی شرایط البته! واقعا بعضی وقتها حرفی برای گفتن باقی نمیمونه!
maede
maede
٩٢/٠٧/٠٣
٠
٠
بازار شوریدگی و ترشیدگی! :| استاد ما روانشناسه میگفت از پسره میپرسه واسه چی میخوای با فلانی ازدواج کنی میگه چون خوشگله!!!این روزا که امثال این دلایل مسخره شده هدف ازدواج و معیارها دیگه انسانیت و خیلی چیزای مهمتر نیست تعجبیم نداره این مسائل بشن دلیل واسه طلاق!
m-ziya
m-ziya
٩٢/٠٧/٠٣
٠
٠
:| در کل خلی عوامل دیگه هم میتونه تاثیر گذار باشه... البته به قول شما زیبایی میتونه یکی از معیارا باشه ولی خوب قطعا تنها معیار نیست!
m_ganjlou
m_ganjlou
٩٢/٠٧/٠٣
١
٠
صدا صاف مي كنن و مي گويند ....تفاهيم نداشتيم و به اين جدايي مسالمت آميز افتخار مي كنن...................جاي تاسف داره فقط
negin_z_sh
negin_z_sh
٩٢/٠٧/٠٣
١
٢
خودکارم رو دستم سیگارم رو لبم
m-ziya
m-ziya
٩٢/٠٧/٠٣
٠
٠
؟؟؟؟؟؟؟:|:|:|:|:|
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٧/٠٣
١
٠
:| چی بگم ... //طلاق منفورترين و بدترين حلال ها مي باشد،چنانچه امام صادق(ع) مي فرمايند: «منفورترين چيزها نزد خدا طلاق است»! كه متأسفانه امروزه از حكم های حلال خدا هم بيشتر بهش عمل می شود، آن هم به خاطر نبود ذره ای گذشت و به خاطر آوردن قول و قرارهای قبل از ازدواج... بهترين لحظات و تكرار خوشی ها با اندكی تفكر، حوصله و گذشت حاصل میشود ...
m-ziya
m-ziya
٩٢/٠٧/٠٣
٠
٠
زندگی بر پایه گذشت و فداکاری دو طرفه است که متاسفانه تو خیلی از جوونها اینو نمیبینم! ازدواج های سنتی قدیمی درسته که یه سری معایبی داشته ولی یکی از نکات مثبتش گذشت طرفین بوده!
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٢/٠٧/٠٣
٠
٠
واقعن طلاق اصن خیلی بی ارزش شده تو فرهنگ ما...بابام میگفت زمان ما اصن درست نبوده که اسم طلاق رو بیاریم...باید میساختیم ولی حالا..تا سر رنگ لباسشون به اختلاف میخوردن..طلاق میگیرن..هعیییییییییی
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٢/٠٧/٠٣
٠
٠
راستی با تچکرات فروان از رئیس گرام..:)..زحمت کشیدید...
m-ziya
m-ziya
٩٢/٠٧/٠٣
٠
٠
خواهش میکنم!
AmiR Hosein
AmiR Hosein
٩٢/٠٧/٠٣
٠
٠
محمد رضا جان مرسی....مثل همیشه مطالبت واقعا عالیه....................................واقعا آفرین
m-ziya
m-ziya
٩٢/٠٧/٠٣
٠
٠
چاکر شما هم هستیم!
sm_shekofte
sm_shekofte
٩٢/٠٧/٠٣
٤
٠
فقط میتونم آرزو کنم هیچوقت این اتفاق واسه کسی نیفته.. ازدواج منطق و خودشناسی و آگاهی میخواد. اگه ایناها باشه ازدواج موفقیت آمیزه(و مسائل کوچیکه دیگه) و اتفاقا اینکه میگن تفاهم نداشتیم اشتباه ترین دلیل برای طلاقه! چراکه خود تفاوت ها باعث میشه زندگی شیرین بشه! زندگی رو تفاوت نظرها پیش میبره نه شباهت ها و تسلیم بودن ها! باید در عین وحدت مستقل بود، باید بااین تفاوت ها همدیگرو کامل کرد نه با شباهت ها، ناپدید! اتفاقا اینجور آدم ها چون همیشه تفاوت دارن طلاق میگیرن! و بیشتر هم لجبازی دو طرف باعث این اتفاق میشه...
sm_shekofte
sm_shekofte
٩٢/٠٧/٠٣
٠
٠
ببخشید ... چون همیشه تفاهم دارن میخوان طلاق بگیرن! یکم قاطی ظد!
sm_shekofte
sm_shekofte
٩٢/٠٧/٠٣
٠
٠
راستی ببخشید خیلی حرف زدم!! :))
m-ziya
m-ziya
٩٢/٠٧/٠٣
٠
٠
جیم درست شده که حرف بزنید اصن شما!
Paeez
Paeez
٩٢/٠٧/٠٣
١
٠
وقتی چشم و هم چشمی سوالات یه عمر زندگیو در گیرکنه ،وقتی جوونا خودشون ندونن واسه چی باید جمع بشن نه تفریق نتیجه اش میگه "تفاهم نداشتیم"یه تجربه تلخ تو زندگی...:|
رادمهر
رادمهر
٩٢/٠٧/٠٣
٠
٠
یه بار تو تلویزیون یه برنامه در همین مورد بود و خبرنگار از یه وکیل پرسید چرا واسه همچین پدیده ای جشن می گیرن...وکیل گفت شما فرض کنین خانومی که به من مراجعه کرده میگه هر روز تو خونه زندانی بوده و کتک میخورده خب طبیعیه وقتی میتونه طلاق بگیره خوشحال میشه شما توقع دارین ما با این آدم چیکار کنیم بشینیم بهش بگیم طلاق خوشحالی نداره؟خب اون به آزادی رسیده...البته اوایل یکم اونجوری بود اما کم کم مد شد و بازم فیلما بی تاثیر نبودن مثه توفیق اجباری
m-ziya
m-ziya
٩٢/٠٧/٠٣
٠
٠
درسته ولی تو اکثر این جشنا خانواده داماد هم دعوتن!
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٧/٠٣
٠
٠
جدیدا زیاد شده! دختر ها و پسرها کم طاقت و پرتوقع شدن! :| :| :| متــــــــــــــــــــاسفانه! // جالب بود مچکــــــــــــر!
Em Ad
Em Ad
٩٢/٠٧/٠٣
٠
٠
به قول مادر بزرگم : آخر الزمان شده ننه !!!
S_14
S_14
٩٢/٠٧/٠٤
٠
٠
علاوه بر کم طاقت شدن ،وقتی که باید خوب ببینند و انتخاب کنند چشمانشون رو میبندد و از روی احساس انتخاب میکنند و به حرف هیچکس هم گوش که نمیدن تازه فکر میکنن دیگران حسودند و نمیخوان خوشبختی اونها رو ببینن.....ولی بعد از چهد ماه تازه میفهمن که کاشکی گوش داده بودن..من امیدوارم هیچکسی تو موقعیت ازدواج که قرار میگیره چشم و گوشش رو ،رو به حقیقت نبنده و خودش رو به کوچه علی چپ نزنه....
m-ziya
m-ziya
٩٢/٠٧/٠٤
٠
٠
بعضی وقتها دیده میشه که دوستان چندین بار میرن پیش مشاور که ببینن به درد هم میخورن یا نه! حالا بعضی وقتها کلا این مشاوره بازی ها الکیه! بعضی وقتها ه به قول شما گوششونو بر میگردونن از یه سری حرفا!
مهدیه
مهدیه
٩٢/٠٧/٠٤
٠
٠
چی باحال و باکلاس ... به امتحانش می ارزه....
m-ziya
m-ziya
٩٢/٠٧/٠٤
٠
٠
:|
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٧/٠٤
٠
٠
دست شما درد نکنه:)عربی رو برم من....
m-ziya
m-ziya
٩٢/٠٧/٠٤
٠
٠
:) به قول مرحوم باب راس، من عاااااااشق عربی‌ام!
Vania
Vania
٩٢/٠٧/٠٤
٠
٠
واقعا وحشتناکه! :| انتخاب که درس انجام نشه و دلیل ازدواج بشه دلایلی مثل خوشگلی و تیپ و پول ،مطمئنا دووم زیادی نداره.جوونای امروزم که اصلا یاد نگرفتن با هم کنار بیان و بسازن.قدیم که می گفتن دختر با لباس سفید میره با کفن بر میگرده.به نظرم معنیش این بوده که تو اتنخاب همون اول دقت کن. الان تا تقی به توقی میخوره اسم طلاقو میارن به قول شما هم میگن تفاهم نداشتیم. خیلی وحشتناکه به خدا!
m_baharenili
m_baharenili
٩٢/٠٧/٠٤
٢
٠
واقعا هم فقط ژسته.پشت اون قیافه های آروم و خونسرد هزارجور غم و ناراحتی هست.شاید به نظر بعضی ها املی باشه اما به نظر من تمام اینها به خاطر ضعیف شدن ریشه های مذهبی و باورهای دینی جامعه ماست...
m-ziya
m-ziya
٩٢/٠٧/٠٤
٠
٠
بله واقعا! این هم میتونه یکی از دلایلش باشه!
زهره
زهره
٩٢/٠٧/٠٤
٠
٠
خب حتما ی دلیلی داشته که از هم طلاق گرفتن دیگه !!!!!!!!!!!!!!!! مثل تفاهم نداشتن و دروغ گفتن .... اصلا مبنای ی زندگی خوب اعتماد طرفین !!!!!!!!!!!
m-ziya
m-ziya
٩٢/٠٧/٠٤
٠
٠
همین دلیلای کوچیک کویک باعث شده که الان آمار طلاق بشه از هر 4 تا ازدواج یکی!
sherlok
sherlok
٩٢/٠٧/٠٤
١
٠
باز این طلاق هرچی باشه از طلاق عاطفی بهتره.
باران
باران
٩٢/٠٧/٠٥
٠
٠
بعضی مواقع ازدواج ها از همون اول غلطه / انتخابا درست نیس / یه مساله دیگه هماینه که الان خودخواهی ها بیشتر شده/ در مورد اونایی که قبل ازدواج عاشق میشن که اکثرشون چشماشون رو حقیقت بسته میشه
دختر آسمانی
دختر آسمانی
٩٢/٠٧/٠٥
٠
٠
درسای عربی دبیرستان نیست البته مال راهنماییه..........................................طلاق، این روزا خیلی رایج شده و به قول شما واسش جشن هم میگیرن به نظر من اینم یه چیزیه مثل همون بحث بی حجابی.......جنگ نرم....خودشون این همه مشکل دارن حالا میخوان مشکلاشون رو به ما هم تحمیل کنن.....هعععععععععععععی
a_ghorbani
a_ghorbani
٩٢/١٢/٠٣
٠
٠
فقط چشمارو باید باز رد عجله کارشیطونه
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨