چه عاشقانه می‌پرم
نگاه کن...

چه عاشقانه می‌پرم

نویسنده : asadzadeh_s

دوباره یک غروب دلنشین 

دوباره یک صدا،

صدای سبز

دوباره می‌پرد کبوتری

به دور گنبد حرم

دوباره چشم‌های من 

پر از نگاه کاشی و ستاره می‌شود

کنار حوض

دوباره ذهن من 

پر از صدای بال‌های یک فرشته می‌شود

نگاه کن!

من آن کبوترم

به دور گنبد طلایی‌اش

چه عاشقانه می‌پرم

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
جادوگر
جادوگر
٩٢/٠٧/٢٢
٠
٠
آفرین فرزندم ... اگه این شعرو حفظ کنی بهت 20 میدم !
S_14
S_14
٩٢/٠٧/٢٢
٠
٠
این شعر که سهله شما بگو صدتا دیگه شعر به روی چشم .....فقط همون 20 ما رو اگه بدین ممنون میشم.
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/٠٧/٢٢
٣
٠
سلام ... وقتي جادوگر 20 بدهد من كه نميتوانم كمتر بدهم . هرچند از شعر خوشم نمياد
S_14
S_14
٩٢/٠٧/٢٢
٢
٠
سپاس از شماااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
maede
maede
٩٢/٠٧/٢٢
٠
٠
قشنگ بود.شاعرش؟؟
r_ariats
r_ariats
٩٢/٠٧/٢٢
٠
٠
سلام... ممنون ،خیلی حس و حال خوبی داشت. یهو دلم خواست عاشقانه بپرم ...(السلام علیک یا علی بن موسی الرضا)
S_14
S_14
٩٢/٠٧/٢٢
٠
٠
رفتین حرم التماس دعاااااااااااااااااااااا
m_ganjlou
m_ganjlou
٩٢/٠٧/٢٢
٠
٠
قشنگ بود....خودتون گفتين؟
S_14
S_14
٩٢/٠٧/٢٢
٠
٠
استاد قیصر امیر پور
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/٠٧/٢٢
٠
٠
به به شعر زیبایی بود ممنون:-)
S_14
S_14
٩٢/٠٧/٢٢
٠
٠
ممنون از وقتی که گذاشتین
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٢/٠٧/٢٢
٠
٠
من بهت 21 میدم تا دست جادوگر رو از پشت ببندم *:)
S_14
S_14
٩٢/٠٧/٢٢
٠
٠
دستتون مرسی واقعا
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٧/٢٢
٠
٠
قشنگ بود ،تشکر :)
S_14
S_14
٩٢/٠٧/٢٢
٠
٠
مرسی از شما
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٧/٢٤
٠
٠
خیلی زیبا بود...ممنون از شما :)
سحر
سحر
٩٢/٠٧/٢٤
٠
٠
مرسی خوب بود :)
mr_khas
mr_khas
٩٢/٠٨/٢٢
٠
٠
من آن کبوترم به دور گنبد طلایی‌اش چه عاشقانه می‌پرم.....بسیار زیبا بود
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠