انتهای این کوچه بن بست است
تا حالا شده بدانیم چقدر به نعمت های خدا فکر می کنیم

انتهای این کوچه بن بست است

نویسنده : Ayda

 احساس کردم انتهای کوچه بن بست است. اندکی ایستادم، خیره شدم به چشم عابرهایی که رد می‌شدند ...هیچ کس مرا با نام خودم صدا نزد...من را در این شهر هیچ کس نمی‌شناسد. نه می‌دانند که هستم، نه می‌دانند به کجا می‌روم ... کاش از روی صورتم، بازی دستانم  می‌فهمیدند سالهاست گم شده‌ای دارم، تشنه هستم ولی مردمان این شهر، بازی دستان را نمی‌دانند. آنها با هم با گم شده‌ی من سخن می‌گویند، آری ... من 1000 سال است که زبان ندارم و تنها خش خش برگ درختان را از روی قدم هایی که بر می دارم حدس می زنم ... یک سکوت غریب هر روز من را به سمت شهر می‌کشاند تا بلکه یک نفر باشد درد من را بفهمد ...

نعمت های بی شمار خدایی را قدر بدانیم ...

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
hamid_kh
hamid_kh
٩٢/٠٧/١٠
٢
٠
متنتون زيبا بود ولي اون نتيجه گيري آخر رو نگرفتم چه ربطي داشت ؟؟؟
سام آریایی
سام آریایی
٩٢/٠٧/١٠
٢
٠
نعمت های خداوندی را زمانی قدر می دانیم زمانی که از دستشان می دهیم ، زمانی که سرما خوردگی میگیری می فهمی که سلامتی چه نعمتیه ، زبان سخن گفتن دیدن شنیدن راه رفتن ... انسان های زیادی هستند با وجود نداشتن نعمت هایی که ما در اختیار داریم و قدر نمی دانیم ، به زندگی ادامه می دهند و گاه موفق تر از ما نیز هستند ... اما ما چه میکنیم !!!؟
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/٠٧/١٠
١
٠
کاش از روی صورتم، بازی دستانم می‌فهمیدند سالهاست گم شده‌ای دارم، ما هم شما رو زیاد نمیشناسیم اما انشالله گمشدتون رو پیدا کنید
admincheh
admincheh
٩٢/٠٧/١٠
٢
٠
خش خش برگ.نعمتهای زیادی هستن که تا وقتی از دست ندیمشون قدر نمی دونیم عادت کردیم به این رفتار..
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/٠٧/١٠
١
٠
سلام ... يكي از بهترين خصلت‌هاي انسانها اين است كه ميخ همه چيز نميشوند در غير اين صورت هنوز ماشين بخار هم ساخته نشده‌بود.
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٧/١٠
٠
٠
خیلی خخوب:)))عااااااااااالی:)ممنون
mahshid
mahshid
٩٢/٠٧/١٠
٠
٠
مغسی ..خش خش یرگ ها خیلی ارامش بخشه
m_ganjlou
m_ganjlou
٩٢/٠٧/١٠
٠
٠
خيلي عالي بود .....دستت مرسي واقعا
ali007
ali007
٩٢/٠٧/١٠
٠
٠
خیلی عالی بود ممنون.
ati200
ati200
٩٢/٠٧/١٠
٠
٠
هنوز نفهمیدم چی میگه
2nyadideh
2nyadideh
٩٢/٠٧/١٠
٠
٠
وايضا ما (^_^)
SE7EN
SE7EN
٩٢/٠٧/١٠
٠
٠
الان اون نفری که دنبالشی خدا هس یا یه کی دیگه اینو مشخص کنین که داریم دنبالش میگردیم...
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٧/١٠
٠
٠
متن خیلی قشنگی بود...یکمی نتیجه گیریش بی ربط بود...ممنون :)
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٧/١٠
٠
٠
خداجون شکرت :))
Ayda
Ayda
٩٢/٠٧/١٠
٠
٠
با تشکر از همه دوستان نوشته دوم که با اسم بنده منتشر شد : انتهای این کوچه بن بست است ... نوشته سام آریایی هست و بنده این نوشته رو بدون اجازه ایشون از مطالبی که در نشریه داشتن زدم رفت زیر متن نوشته بودم نوشته ای از سام آریایی اما متاسفانه حذف شده ... ممنون از همه ...
S_14
S_14
٩٢/٠٧/١٠
٠
٠
تشکر
Vania
Vania
٩٢/٠٧/١١
٠
٠
خدایا شکر به خاطر همه چی
faeze
faeze
٩٢/٠٧/١١
٠
٠
ممنون:)
fahime72
fahime72
٩٢/٠٧/١٢
٠
٠
خدایا شکرت....ممنون
پربازدیدتریـــن ها
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تن‌های سرد

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

غریبه ها

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خرده‌شیشه‌های تردید

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

گاهی به جای تردید، باید بلعید!

٩٦/٠١/٠٧
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خيانت به معشوق سي‌سي

٩٦/٠١/٠٦
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

پیراهن گم شده

٩٦/٠١/٠٧
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

ساعت بیست و پنج شب و روز سی و دوم ماه

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

آیه های زمینی در تردیدهای ناگریز

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یکی غرب رفت و یکی رفت شرق

٩٦/٠١/٠٦
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تار به تار

٩٦/٠١/٠٧
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

زنگ

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

4 دقیقه به خودتان وقت دهید

٩٦/٠١/٠٦
تبلیغات
تبلیغات